کتاب لب خط قرمز شامل مجموعهای از طنزهای مطبوعاتی و داستانهای کوتاه طنز به قلم اسماعیل امینی است.
اسماعیل امینی برخی از نوشتهها و داستانهای کتاب لب خط قرمز را از نثرهایی که در مطبوعات نوشته است انتخاب نموده. او آنهایی را که تنها مصرف روزمره ندارند و میتوانند ماندگار باشند را در این کتاب آورده است.
این کتاب قصد دارد به شما نشان دهد که شما خود حریمهایی دارید که آنها به بنیانهای اعتقادی و مقدسات واقعیتان مربوط میشود. به عبارت بهتر کتاب لب خط قرمز با زبان طنز این نکته را بازگو میکند که مقدسات جعلی که سیاستمداران ساختهاند برای طنزپردازان، جامعه و متفکران اهمیتی ندارد.
اسماعیل امینی را بیشتر بشناسیم:
اسماعیل امینی، دی ماه 1342 در تهران دیده به جهان گشود. او از دوران نوجوانی به سرودن شعر به دو زبان فارسی و ترکی و پس از آن به فعالیتهای ادبی در زمینهی نقد ادبی و پژوهش پرداخت. امینی در میان تمام گونههای ادبی به طنز علاقهی بیشتری دارد و چندین سال با مطبوعات در زمینههای مختلف همکاری نمود. او از جمله عضو تحریریۀ نشریات گل آقا بوده است.
در بخشی از کتاب لب خط قرمز میخوانیم:
گفتهاند که رفتگانِ از دار دنیا را به نیکی یاد کنید. خداوند رحمتشان کند؛ گذشتگان چقدر با حوصله بودند و چه صبری داشتند که میگفتند هر چیزی مقدماتی دارد و عجله کار شیطان است. میگفتند: «اول اندیشه وانگهی گفتار.»
وقتی فکر میکنم که آن خدابیامرزها برای گفتن همین دو سه تا جملۀ ساده چقدر اندیشه به کار بستهاند دلم به حالشان میسوزد. کاش بودند و میدیدند که در این روزگار صنعت و سرعت، آدمیزاد چقدر پیشرفت کرده است؛ به نحوی که اول حرف میزند و بلکه نطق میکند و بعدها اگر فرصت کرد، به حرفهایش میاندیشد! اگر هم فرصت نکرد که باز هم میرود پشت تریبون بعدی و حرف میزند و سخنرانی میکند؛ یعنی وقتش را برای فکر کردن تلف نمیکند.
یا مثلاً علما و دانشمندان قدیم خیال میکردند که آدم باید اول درس بخواند، بعد امتحان بدهد، بعد ادیب و حکیم و متخصص بشود؛ در حالی که بشر امروز آنقدر با سرعت پیشرفت میکند که گاهی فرصت درس خواندن ندارد و بیاتلاف وقت در مدرسه و دانشگاه و بدون سیاه کردن دفتر و تحملِ رنجِ مطالعه و تحقیق، مدرک میگیرد و ادیب و متخصص میشود به چه خوبی! بعد هم در همان دوران جوانی و بلکه نوجوانی صاحبمنصب میشود و کمر به خدمت مردم میبندد.
یک نوع پیشرفتهتر هم هست که از نظر زمانی صرفهجویی بیشتری دارد و آن به این شکل است که اول آدم شایستگی و تجربه و تخصص احراز مناصب مهم را به نحوی کسب میکند و در مدیریتهای کلان مشغول خدمت میشود، بعد در حین خدمت به مردم و وقف تمامی اوقات به ادای تکلیف، برای راست و ریست کردن مدرک و تخصص و بستن دهان یاوهگویان دست به کار میشود.
بله





















