کتاب نمایشهای ایرانی: نمایشهای آیین مزدایسنا - جلد 3 نوشتهی صادق عاشور پور، اصول مذهب مزدایسنا و عقیدهی زرتشت، مصلح آیین ایرانی را که در معتقدات اصلی تغییری عمیق داده است، همراه با نمایشهایی از آن زمان نشان میدهد.
چنانکه پیداست ایران قدیم، از آغاز دورهی تاریخی، دارای مذهب واحدی نبوده است. اقوام و قبایل، شهرنشین، ده نشین و بعضی چادرنشین بودهاند و احتمالاً مذاهب مختلفی داشتهاند که مبنای همهی آنها یکی بوده است. مثلاً معتقدات سکاها، که هردودت در کتاب چهارم تاریخ خود از آن یاد میکند، فقط همانندی بسیار دوری با مذاهب پارسها دارد و مذاهب پارسها نیز، به نوبهی خود، همان معتقدات قبایل شرقی ایران نیست. آگاهی ما دربارهی مذهب مزدایسنا، که تدریجاً در قسمتهای مهمی از ایران انتشار یافت و تعلیمات آن در کتابی به نام اوستا تدوین شد، بیشتر است.
در این کتاب نویسنده از عقاید زرتشت یا شخص او سخن نمیگوید و فقط مذهب مزدایسنا مورد مطالعه قرار میگیرد. مزدایسنا شکل ایرانی مذهب کهنی است که روزگاری دین مشترک قوم هند و ایرانی بوده است. در ریگ ودا و در اوستا عقاید همانندی پیدا میشود که بیشتر با عبارات مشابهی نیز یاد شدهاند. نام خدایان را نیز با هم تقریباً تطبیق میکنند. بنابراین باید گفت که این مذهب از میراثی است که ایرانیان از جماعت هند و ایرانی و حتی هند و اروپایی به دست آورده و آن را تغییر داده و اصلاحاتی در آن انجام دادهاند.
مذهب مزدایسنا در ابتدا بیش از یک خدا نمیشناخت که اهورامزدا نام داشت و شاهنشاهان ایران برتری او را بر سایر خدایان تأیید کردهاند. اهورامزدا، همان طوری که از نام او بر میآید، سَرْوَرِ دانا است و این نشان میدهد که در مذهبی که هنوز شدیداً طبیعتپرست بوده، مفاهیم معنوی و مجرد مقام مهمی را حائز بوده است. اهورامزدا آفرینندهی عالم و خداوند آسمان، جهان را خلق کرده و خود به تنهایی بر آن حکومت میکند. وی به نور آسمانی شباهت دارد. عقل او دنیا را به وجود آورده و پرستشی که از او میکند در حقیقت پرستش شخص او و نظم عالم است. بر گرد او چند خداوند کوچک وجود دارند که آنها را ایزدان مینامند و مظهر قوای طبیعت و عناصر آتش و آب و خورشید و ماه و آسمان و زمین و باد و غیرهاند.
بنابراین مزدایسنا مذهبی است عملی و معنای حقیقی آن از مراسم مذهبی هم فراتر است. تعلیمات مذهبی لحن درسهای اخلاق دارند و در عین حال با افسانههای اساطیری آمیختهاند.
تصویری که خدایان برای زندگی و سرنوشت پیشنهاد میکنند این مذهب را به صورت جدالی جلوهگر میسازد و این انعکاسی از طریقهی زندگی قبایلی است که دائماً با هم در نزاع بودند و لازم بود که از املاک و زمینهای خود دفاع کنند یا برای دامهای خود مراتع تازه به دست آورند.
عاشورپور در این مجموعه همهی نمایشها و مناسک آیین مزدایسنا را شرح داده؛ او از نمایش قوچ سیاه، قوچ سپید در عهد زرتشت گفته و ریشههای امروزی آن را در آذربایجان کنونی و در نمایشهای تکهگردانی و کوسهگلین پیدا کرده است. او از آیین نمایشی فراموش شده مردگیران میگوید و نشان میدهد که نمایش مردگیران مخصوص زنان بوده و آنها همهی اجزا نمایش را اجرا میکردند. نویسنده در ادامه از اولین نمایش جنگی ایرانی که مربوط به جنگهای ایرانیان و سپاه روم بوده، پردهبرداری میکند و جایگاه نمایش را در عصر پرابهام پارتیان برای ما نمایان میسازد. همچنین وی در کتابش یکی از قدیمیترین نمایشهای عروسکی ایران یعنی تکمچی (بزگردانی) که هنوز هم در آذربایجان متداول است را شرح داده.
در بخشی از کتاب نمایشهای ایرانی: نمایشهای آیین مزدایسنا - جلد 3 میخوانیم:
دربارهی میر نوروزی از دیدگاههای مختلفی سخن گفته شده است، که بیگمان پرداختن و آوردن فرازهایی از آنها خالی از لطف نیست، از جمله شادروان دکتر مهرداد بهار است. ایشان میر نوروزی را نمایشی برگرفته از آیینهای بینالنهرین (میان دو رودی) دانسته و چنین میگویند: «آثاری در دست است که اثبات میکند در تمدنهای کهن آسیای غربی مدیترانهای، کاهنههای شهرهای باستانی که شهربانوی سرزمینهای خود نیز بودهاند، در نقش زمینی جادویی الههی مادر، هر ساله با یکی از دلاوران شهر ازدواج میکردند و آن دلاور، در اثر این ازدواج، به فرمانروایی موقت شهر میرسید و در پایان سال، دلاور فرمانروای مزبور را قربانی میکردند، خون او را بر گیاهان میپراکندند و گمان میداشتند که این تقلیدی جادویی از مرگ خدای گیاهی است و ریختن خون او بر زمین سبب رویش و پرباری گیاهان خواهد شد، حتی گوشت این دلاور را اطرافیان کاهنه خام خام میخوردند.
در اینجا شاید لازم باشد اشارهای به آیینی زنده در ایران کنیم که بازماندهی همین آئین قربانی کردن دلاور فرمانروا است، و آن آیین میر نوروزی است که به نامهای گوناگون در سراسر ایران رایج بوده است و هنوز نیز کمابیش زنده است.
بنابراین آئین، به هنگام نوروز، امیر یا حاکم محل برحسب ظاهر، از امیری یا حکومت دست میکشد و به جای وی امیری یا حاکمی موقت مینشانند و این شخص در طی چند روز جشن نوروز حکومتی صوری میکند و به عزل و نصب و توقیف و حبس و جریمه و مصادره میپردازد و پس از چند روز یاد شده، حکومت کوتاه او به پایان میرسد و امیر یا حاکم اصلی به جای خویش باز میگردد.
بله




















