کتاب مبانی طراحی خانه رشد کودکان کار با رویکرد پایداری اجتماعی نوشته سیده شیدا دهقانی نیکی و امید خبیری، به بررسی مشکلات کودکان کار و محیط کالبدی آنان و تعریف کودکان خیابانی میپردازد.
هماکنون پدیده کودکان خیابانی یکی از معضلات امروز جامعه حساب میشود و با توجه به افزایش روز افزون این کودکان دولت و مؤسسات خصوصی در پی حل این مشکل برآمدهاند. اگر چه بر اساس آمارهای موجود از سال 2000 میلادی که یک مبارزه جهانی علیه کار کودک شکل گرفت تاکنون تعداد کودکان کار رو به کاهش رفته است اما با این حال هماکنون تعداد کودکان کار رقمی بالاتر از 168 میلیون نفر را در بر میگیرد که 85 میلیون نفر آنان در کارهای بسیار دشوار و زیانآور اشتغال دارند.
در سطح خرد عوامل بسیاری در پدیده کار کودک دخیل هستند. عواملی چون نارسایی نهادهای اجتماعی کنندهای مثل خانواده و مدرسه، فقر اقتصادی خانوادهها و ناتوانی آنها در انطباق با شیوههای زندگی شهرهای بزرگ، آلودگی و آسیبزا بودن محلات حاشیهی شهری، فقدان نظارت کافی از سوی سازمانهای مسئول و الگوهای نادرست کنش متقابل بین شهروندان و کودکان کار همگی دست به دست هم میدهند تا پدیدهی کودکان کار به عنوان معضلی حل نشدنی به وجود آمده و تداوم یابد.
وضعیت کودکان کار به ویژه در کلان شهر تهران، نیازمند توجه بسیاری است. علاوه بر فقر که از مهمترین عوامل بروز این پدیده است در مواردی نقش اصلی را افراد یا باندهای تبهکار و سودجو بر عهده دارند. به طوری که این افراد و گروهها از ناحیه فقر کودکان کار سرمایه و سود هنگفتی حاصل میکنند. برای این منظور ضرورت دارد تا با جرمانگاری این نوع سوء استفادهها از کودکان، دستگاه قضایی با جدیت بیشتری به موضوع ورود کند. ورود دستگاه قضایی برای جلوگیری از این قبیل اقدامات سودجویانه و تبهکارانه ضروری است.
انسان در نتیجه فرآیند اجتماعی شدن، برخی از مهارتهای ارتباط بین فردی را کسب میکند؛ اما سطح عملکرد او در این مهارتها را میتوان بهبود بخشید. هر فردی، برای آن که در روابط انسانی خود فهمیدهتر؛ مؤدبتر، صمیمیتر، بیریاتر، آزاداندیشتر، صریحتر و عینیتر رفتار کند، از ظرفیت بالایی برخوردار است. ارتباط سبب میشود که انسان درباره نیازها و شرایط محیط زندگی خودش، اطلاعات لازم را به دست آورد. کنشهای متقابل و هماهنگ با محیط نیز با تبادل اطلاعات ساده میشوند. ارتباط، از طریق پیامهای خود، مجراهای نفوذ بر محیط را آماده میکند و متقابلا از طریق پسخورد پیامها، اطلاعات مربوط به عکسالعملهای محیط و نیازهای متغیر آن را به سیستم میرساند. اصولا مددکاران کسانی که با کودکان کار و خیابانی در ارتباط هستند از این موضوع شکایت میکنند که نمیتوانند با این کودکان ارتباط مؤثری برقرار کنند و اطمینان آنها را جلب کنند و کمک کنند تا از بحرانها جان سالم به در برند.
در حالی که معماری نیز همچون هر شاخه دیگری سهمی در حل معضلات اجتماعی خواهد داشت. امروزه معماری سمت و سویی به سوی توسعه پایدار را به خود گرفته است که این پایدارسازی از دو جهت مورد توجه قرار خواهد گرفت. پایدارسازی کالبد و پایدارسازی جریان زندگی در داخل این کالبد یا همان پایداری اجتماعی و این همان نقطه عطفی خواهد بود تا معماری نقش خود را در حل این بحرانها ایفا کند. در این تحقیق سعی شده تا با یافتن عواملی که در پایدارسازی فضا به لحاظ اجتماعی مؤثر هستند و بررسی تأثیر نحوه آنها بر شکلگیری معماری و راهکارهایی برای افزایش کیفیت محیطزیست انسان به ویژه کودکان کار که نیازمند عواملی برای بهبود زندگی و حل هر چه بیشتر آسیبهایی که آنها مواجه هستند، ارائه گردد. هماهنگی و ارتباط مؤثر و متناسب کالبد با روش زندگی و رفتارهای انسانی، کیفیت زندگی و توجه به انعطافپذیری فضا برای پاسخگویی به نیازهای آینده از مواردی هستند که با توجه به آن میتوان به راهکارهای عملی برای پایدار شدن فضا به لحاظ اجتماعی دست یافت.
در بخشی از کتاب مبانی طراحی خانه رشد کودکان کار با رویکرد پایداری اجتماعی میخوانید:
پدیده کودکان خیابانی یکی از آسیبهای اجتماعی است که نه تنها بخش قابل توجهی از کودکان و نوجوانان را که سرمایههای آینده جامعه هستند، در معرض انواع آسیبها قرار داده، بلکه جامعه را نیز با زیانهای فراوانی روبرو ساخته است. از این رو، توجه به این پدیده و شناخت ابعاد گوناگون آن به منظور تشخیص علل و عوامل مؤثر بر آن، ارائه راهکارهای علمی و عملی زمینه را برای کاهش مشکل فراهم میسازد.
پس از بررسی موارد ذکر شده در این پژوهش ایجاد پناهگاههایی برای آن گروه از کودکان خیابانی که خانه و خانواده ندارند در دستور کار این پژوهش قرار گرفت، ایجاد و تأسیس و طراحی مراکزی که کودکان در راحتی روح و جسم، هدف خود را در زندگی یافته و بتوانند بعد از خروج از مرکز به طرز صحیحی به جامعه برگردند و برای جامعه معضلات بعدی ایجاد نکنند.
در طراحی فضای مذکور باید روانشناسی کودک و نوجوان در نظر گرفته شود، از جمله اینکه کودک باید در برخورد با احجام و بناها و همینطور در ارتباط و زندگی درون آنها احساس راحتی، عدم ترس و آرامش کند و فضا و ساختمان طراحی شده باید با روحیه کودکان و نوجوانان رابطه برقرار کند و کلیه نیازهای فیزیکی و روحی کودکان را برطرف سازد تا بر طبق نظریه مازلو پس از بر طرف شدن هر دسته از نیازها به مرحله بعدی رفته در نهایت به خود شکوفایی برسند و از طرفی پس از پایان مراحل درمان و رسیدن به مرحله آزادسازی بر طبق مدل فیتر من از خود کودکان بهبود یافته به کمک کردن به بهبود کودکانی که در مرحله پایینتر قرار دارند استفاده شود.
بله


















