کتاب موش شهری و موش روستایی اثر ازوپ، داستانی خیالانگیز، پندآموز با بیانی ساده و دلنشین است که به صورت مصور با تصاویری رنگی و جالب برای کودکان گروه سنی الف و ب ارائه شده است.
موش کوچولویی در روستای زیبایی زندگی میکرد روزی پسرخالهاش برای میهمانی از شهر به دیدن او آمد. اما با غرور و تکبر از زندگی شهری برای موش کوچولو تعریف میکرد و زندگی روستایی او را مورد تمسخر قرار میداد. این اثر تاثیر غرور و تکبر کاذب را به کودکان نشان میدهد.
در بخشی از کتاب موش شهری موش روستایی میخوانیم:
موشها تا چند دقیقه مشغول خوردن بودند. ناگهان، صدای بلندِ پارس سگی، موش کوچولو را سر جایش میخکوب کرد. موش کوچولو، با ترس، به موش موشک نگاه کرد و گفت: «این دیگر صدای چی بود؟!» موش موشک، با دهان پر از کیک و با بیخیالی گفت: «نترس. چیزی نیست. این فقط صدای سگ صاحبِ این خانه است» موش کوچولو با ناراحتی گفت: «ولی من دوست ندارم وقتی غذا میخورم این صدا را بشنوم.»
قبل از اینکه موش موشک جواب پسرخالهاش را بدهد، در پشتی آشپزخانه باز شد؛ و ناگهان سگ بزرگی، توی آشپزخانه آمد. موشها با دیدن سگ، پا به فرار گذاشتند. موشها، از ترسشان، توی سوراخ دیوار، پنهان شدند.
بله
























