کتاب ترجمان صبح: بررسی اشعار شفیعی کدکنی بر اساس نقد عاطفه و همسویی آن با صور خیال نوشتهی بشیر علوی، به بررسی متون شعر معاصر به وسیلهی نوعی نقد و تعریف خوانشی جدید میپردازد.
غفلت از همسویی یا عدم همسویی محورهای گوناگون شعر، در مطالعات متون معاصر فراوان مشاهده میشود و چنین خوانشی از متون، نتیجهاش این شده است که در صورت عدم همسویی محورهای اصلی مانند صور خیال و عاطفه، پیام متن منسجم و سامان یافته، ارائه نمیشود.
پژوهشهای شعرشناسی در دو دههی اخیر در شعر معاصر، سیر و سوق تفسیری و توصیفی یافتهاند و برای باز تولید خوانشهای سالم و حساب شده از شعر معاصر لازم است که به نگاههایی مانند پیوند عناصر اصلی شعر به همدیگر توجه شود. در نقد عاطفه و همسویی صور خیال با آن، ذات شعر در مرکز توجه است و از هر منبع دیگری مانند شاعر، علایق و سلیقههای او دوری میشود.
این نقد از ابراز دیدگاههای پراکنده خودداری میکند و متن را در مسیری واحد که از پایههای اصلی درک و شناخت امروزی ما از متنشناسی است، قرار میدهد. در پژوهشهای اخیر دلبستگی بسیار به روشها و گونههای صور خیال سبب شده تا پژوهشهای متنشناسی در بهترین حالت، از بررسی و گردآوری مؤلفههای زبانی و ادبی ایماژها آن سویتر نرود و به ارائه آمار و شمارگان تکراری بسنده کند.
مؤلفهها و معیارهای گوناگونی وجود دارد که اثبات میکند که آیا محورهای شعری در خدمت عاطفه و همسو با آن بودهاند یا خیر؟ از آنجا که وظیفهی تمامی محورهای فنی، هنری و فرهنگی، خدمت کردن به محور عاطفه است، اثبات اینکه در این وظیفه بجا و شایسته عمل کردهاند یا خیر، شما را از کارهای مکانیکی و توصیفی در متون معاصر دور نگه میدارد.
رویکرد صور خیال علاوه بر جنبههای فرمی آن، زمینهی مناسب انتقال مباحث مورد نظر متن از طریق عاطفه را ایجاد میکند. تمرکز بر وظیفهی همسویی و همراهی صور در مطالعات متنشناسی، اهمیت شایانی دارد. در این روش، صور خیال باید پاسخگو باشد که در کجای هرم چیستی و پیکرهی متن قرار دارد و در نقش بافت تکوین اثر چه کیفیتی از همراهی و همسویی بر عهده داشته است.
شعر دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی نمونهای از متن ادبی معاصر است. تمامی دفترهای ایشان در این کتاب، مورد بررسی این نوع نقد قرار گرفتهاند. کشف مواضع همسویی و همراهی صور خیال با عاطفه که کار این نقد است، در بررسی و کشف مبانی فکری متن معرفی شده، اهمیت بسزایی دارد.
در بخشی از کتاب ترجمان صبح میخوانیم:
شاعر در جامعهای زندگی میکند که آرزوها و آرمانهای او برآورده نشده، از این رو میکوشد با ترسیم سفر روحانی و آرزوی فهم دنیای دیگر، مقدماتی برای عینیت بخشیدن بر ذهنیات خویش بیابد. این آرزو، سفر در برابر حضر و گریز از حضور در کنار افرادی بیاحساس و بیاصالت است. این آرزو، گاه شاعران و نویسندگان را به سفری معنوی میبرد: مثل دانته، ارداویراف و... .
در تفکرات فلسفی، مذهبی و عرفانی نیز «پدیده شناخت دنیای دیگر نقش فعال دارد. صرف نظر از این که مسخ و نسخ و رسخ و فسخ، جریان هر حالتی را به دیگر حالتها ممکن میسازند و دگرگونی بنیان تکامل جهان را تشکیل میدهد، عرفا نیز بارها به این پدیده شگفت نزدیک شدهاند» (فسایی، 1381: 114).
فهم دنیای دیگر یک تفکر متفاوت از فهمهای دیگر است، کسی نیست که این آرزو را نداشته باشد و در زمره عواطف انسانی قرار گیرد. حال آن که چه افرادی به این اصالت رسیدهاند، بستگی نوع نگاه و هوش و استعداد عرفانی آنها در بررسی و نگاه به این موضوع دارد. دکتر شفیعی کدکنی در اشعار خود به ویژه اشعاری که در دهههای آخرین، زمان پختگی انسانی، نوشته است به این موضوع، نگاههایی به نسبت یکسانی داشته است.
بله

















