کتاب خروسک و پادشاه نوشتهی محمدرضا سرشار، برای گروه سنی (ب) و (ج) یعنی سالهای اول دبستان نوشته شده و داستان خروسی است که میخواهد انتقام پدر عدالتخواهش را از شاه بگیرد.
محمدرضا سرشار مشهور به رضا رهگذر در سال 1332 در کازرون متولد شد. او در سال 1350، با رتبه اول، دیپلم فنی و در سال 1351، دیپلم ریاضی گرفت. پس از طی دوران سربازی، به صورت سرباز معلم، در سال 1354، با قبولی در رشته مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران، به تهران آمد و از همان زمان تاکنون، ساکن این شهر است. نخستین آثار قلمی او در سال 1352، در یکی از مجلات هفتگی ادبی، و اولین کتابش در سال 1355 به چاپ رسید. در مجموع، چهار عنوان کتاب و چند داستان کوتاه از سرشار، در دوران پیش از انقلاب منتشر شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، 85 عنوان کتاب دیگر از سرشار، در قالب داستان، پژوهش، نقد و مباحث نظری ادبی، به شکل تالیف یا ترجمه، برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان منتشر شد. علاوه بر آن، 12 عنوان کتاب نیز به صورت گردآوری و ویرایش از او چاپ شده که در مجموع، شمارگانی بالغ بر سه و نیم میلیون نسخه را به خود اختصاص داده است.
در بخشی از کتاب خروسک و پادشاه میخوانیم:
خروسک وقتی که افتاد به تنور، فوری دست به کار شد:
شکم شکم؛ هر چه آب است، خارج شود از تو شکم!
آب آتش را خورد، همه گرما را بُرد.
شاه این را که شنید، چارهای جز این ندید، که به حرف خروسک گوش کند:
خوب آقا خروسک؛ چه کنم راضی شوی؟...
هر چه میخواهی، بگو!
خروسک گفت: آهان! حالا این شد چیزی!...
آنچه من میخواهم، چیز بسیاری نیست: خونبهای پدرم؛ انتقام از ارباب!
بله























