مجله سینما و ادبیات - شماره 68، منتشر شد. زندگی و آثار میک لآنجلو آنتونیونی، آنتونیونی از شیوهی روایت تا ساخت فیلمهایش میگوید، صحرای سرخ میکلآنجلو آنتونیونی: نقاشی به مثابه کلام بطنی و رنگ به مثابه حرکت و آنتونیونی، سینمای بدن و سینمای مغز، از جمله عناوینی هستند که در این شماره از مجله میخوانید.
سینمای ایتالیا که بر پایه ادبیات و تئاتر قدرتمند و تکنولوژی پرسابقه سرزمین اسطورهها شکل گرفته مسیر پرفرازونشیبی را طی کرده است. از دوران آثار مجلل و تاریخی ماندگاری چون کابیریا (جووانی پاسترونه، 1914) و سینمای پهلوانانی چون ماسیست و ستارههای زیباروی و ملودرامهای موسوم به «تلفن سفید» تا ظهور نئورئالیسم از دل حاکمیت فاشیستی موسولینی و پاگرفتن سینمای قدرتمند چپ، و بالاخره کمدی ایتالیایی و وسترن اسپاگتی، همه و همه تاریخ متنوع و یگانهای برای سینمای ایتالیا رقم زدهاند که اکنون میلیونها طرفدار پروپاقرص در سراسر جهان و از جمله در کشور خودمان ایران دارد.
میکلآنجلو آنتونیونی در پربارترین دوران سینمای ایتالیا و از دل نئورئالیسم سر برآورد. آنتونیونی یکی از مهمترین فیگورهای سینمای مدرن اروپا و جهان است. او در اوایل دهه 1950 با جریان نئورئالیسم فیلمسازی را شروع کرد. نئورئالیستها پس از پایان جنگ جهانی و فروپاشی اجتماعی ناشی از فاشیسم «سینمایی رنگورو رفته از حیث فرم ولی به شدت انتقادی و موثر از نظر محتوا را پایهریزی کردند». توجه به تولید فیلم «صحرای سرخ» نشان از نوسان بین سابقه نئورئالیستی و بلندپروازیهای آنتونیونی دارد. ظهور مفاهیمی چون «بیگانگی بورژوازی شهری» یا «مظلومیت عشق و عاطفه» در آثار آنتونیونی ریشه در چه دارد؟ آیا نسبتی میان مولفههای آثار آنتونیونی و نئورئالیسم وجود دارد؟
دهه 1960 اوج درخشش آنتونیونی است که «سینمای منحصربهفرد و مدرن» خود را به جهان عرضه میکند. هر پنج فیلم او؛ «ماجرا»، «شب»، «کسوف»، «صحرای سرخ» و «آگراندیسمان» موفق میشوند معتبرترین جوایز سینمایی را از آن خود کنند و او را در مرکز توجه منتقدان و دوستداران سینما قرار دهند.
بله










