کتاب راهنمای آموزش قصه: آموزش مفاهیم دینی به خردسالان برای مربیان مهدهای کودک نوشتهی مقصود نعیمی ذاکر، دربارهی معیارهای انتخاب قصهی مناسب برای کودکان و قرار دادن محتوای پیامهای دینی متناسب با سن کودک است.
قصه یکی از میراث کهن جامعه بشری است که در هر شرایط و روزگار، به نسلها منتقل میشود. قصه، علیرغم پیدایش رسانههای دیداری، شنیداری و تصویری، نه تنها ارزش و جایگاه خود را حفظ نموده، بلکه به کمک آنها نیز آمده است. به طوری که بسیاری از رسانهها، بدون قصه، امکان ادامه حیات ندارند. در همه جوامع، بخش مهمی از تعلیم و تربیت کودکان به عهده قصه است.
هرچه استفاده از داستانهای مناسب برای کودکان بیشتر باشد، تأثیر آنها در فرآیند یادگیری و یاددهی افزونتر خواهد بود و دستیابی به اهداف، بهتر و سهلتر میگردد. برای آشنایی با معیارهای انتخاب قصهی مناسب، باید اصول قصه و ساختار آن را شناخت. سپس با تجزیه و تحلیل هر قصه از نظر عناصر ساختاری، قصه را براساس موقعیت و شرایط محتوای آموزشی، مورد استفاده قرار داد.
بسیاری از کنشها و واکنشهای رفتاری کودکان، بخصوص در سنین پیش از دبستان، مسئلهای رایج و عمومی است که با تغییرات اندکی، در همهی جوامع بشری دیده میشوند. این رفتارها در واقع مبتنی بر «الگوی سنی» است؛ و در صورت هدایت و اصلاح به موقع، قابلیت هدایت و تغییر شکل یافتن بیشتر خواهد بود. قصهها، در زمینهی اصلاح رفتاری کودکان، کاملا موثر هستند. طبعا استفاده از پندها و صفات توصیه شده قرآنی به عنوان محور موضوعی قصه، اثر بخشی بیشتری خواهد داشت. نکتهی مهم در انتخاب قصهها، قرار گرفتن محتوا و هدف پیام دینی مناسب با سن کودک میباشد. محورهای اصلی داستانهای کودکان، باید براساس رفتارهای رایج و مسائل روزمره زندگی کودک باشد.
در بخشی از کتاب راهنمای آموزش قصه میخوانیم:
در مهارت قصه گویی کودک، مربی نباید خط و خطوط قصه را مشخص نماید، بلکه نقش هدایت گر و همراه کودکان در این روش بر عهدهی مربی خواهد بود. این امر به ویژه در قصه گوییهای گروهی از اهمیت بیشتری برخوردار است. طرح سؤالات مناسب جهت دور نشدن کودکان از مسیر قصه، توضیح موضوع تصاویر از طریق گفتگوی فعال و به وجود آوردن فضای مناسب خلق قصه از جمله موارد این روش محسوب میشود.
مربی باید کودکان را به صورتی هدایت نماید که قصه به یک پایان با نتیجهی منطقی برسد. معمولا کودکان در سنین پیش از دبستان به موقعیت «حال» و «جریان» قصه میپردازند و کمتر کودکی با بهره هوشی یا تجربیات شنیداری از قصه، قادر است از ابتدا طرح خلاصهی داستان را مدنظر داشته باشد. خلاصهای که شامل آغاز قصه، شخصیتهای قصه، روند ماجرا، گرهها و پایان قصه است. بنابراین توقع خلق قصههای کاملا طراحی و سازماندهی شده از کودکان ناممکن میباشد.
در شرایطی که محور اصلی قصه و موضوع آن مبتنی بر مفاهیم یا مطالب خاص آموزشی باشد، مربی در زمان قصه سازی کودکان با طرح سؤال مناسب، آنها را برای ادامه دادن قصه در مسیر منطقی یاری میدهد. کاربرد کلمات کلیدی مانند مفاهیم درسی از جملهی این راهنماییهاست. یک مربی خلاق میتواند پس از پایان قصه، آن را بنویسد و از کودکان کلاس بخواهد که به صورت گروهی، قصه خود را تصویرگری نماید که خود عامل دیگری در ایجاد انگیزهی کودکان محسوب میشود؛ زیرا اثر خود را تثبیت شده مییابند.
بله























