

برای خواندن کتاب قصههای جلال: منتخب داستانهای کوتاه جلال آل احمد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب قصههای جلال: منتخب داستانهای کوتاه جلال آل احمد
کتاب قصههای جلال: منتخب داستانهای کوتاه جلال آل احمد، همانند سایر کتابهای ایشان با متنی ساده و خودمانی حاوی طنز است که خواننده را تا انتهای داستان به دنبال خود میکشاند.
قصههای جلال گلچینی از مجموعه داستان «زن زیادى» با عناوین: «تجهیز ملت»، «پستچی»، «شوهر آمریکایی»، «دفترچه بیمه»، «عکاس با معرفت»، «دید و بازدید عید»، «زیارت»، «تابوت» از آثاری است که نشان دهنده تلاش جلال در راه روشنگری جامعه ایران در آن زمان است. داستانهای مجموعه دربردارنده حدیث نفسها، خاطرات و گویههای تنهایی آل احمد هستند، با مایههایی از افشای حقایقی در باب عرفها و سنتهای دست و پاگیر اجتماعی و افزون بر آن، درخواست نویسنده برای افقی بازتر و فضایی برای نفس کشیدن است.
دید و بازدید عید که یکی از داستانهای قصههای جلال است که به شرح دید و بازدیدهای یک جوان در عید نوروز و ماجراهای جالبی که برای او اتفاق میافتد میپردازد.
در بخشی از کتاب قصههای جلال میخوانیم:
مهرانگیز خانم پس از یک توپ و تَشَر، وقتی دید سوزنی خودش نجس نشده؛ بیسروصدا به حمام فرو رفت و دیگران را با جار و جنجالشان سر بینهی حمام تنها گذاشت. توی حمام، دو نفر روی سکوی جلوی خزینه، که اکنون درش را تیغه کشیده بودند، نشسته بودند و صابون میزدند. یک عدهی دیگر با بچههاشان در گوشه و کنار میپلکیدند. درِ آهنی یکی از دوشها که از رطوبت زنگ زده بود، از پاشنه درآمده بود، و یکوری به دیوار تکیه کرده بود. یک زن پا به ماه، که پای خود را زیر بار سنگین شکمش به سختی به جلو میکشید، سرخشککنِ قرمزِ تندی به سر پیچیده بود و با وسواس تمام میخواست از در بیرون برود. مهرانگیز خانم با اِهِن و تُلُپ، از در وارد شد و یکراست رفت و روی سینی خود نشست. بگوم را صدا زد که برایش آب بیاورد. دلاک حمام، که داد و بیداد مهرانگیز خانم را از سر بینه شنیده بود، مشتری دیگر خود را گربهشور کرد و زود خود را به او رسانید. دلاک حمام زنی بود عاقل و جهاندیده. گیس فلفل نمکیاش را هرگز حنا نبسته بود و نمیخواست از آنچه هست، جوانتر بنماید. گرچه مثل همهی دلاکها رودهدراز بود، هیچوقت از کسی بدگویی نمیکرد. با هرکس که مینشست سردل خود را باز میکرد و از جوانی خود، از شوهر اول خود، از بچههایش که اکنون مردی شده بودند، و برای آنها خیال عروسی کردن داشت، صحبت میکرد و گاهی از این و آن سراغ دختر میگرفت و با بعضی هم قرار و مدار میگذاشت که فلان روز با هم به خواستگاری بروند. مهرانگیز خانم یکبار دیگر آنچه را که سربینهی حمام برای همه منبر رفته بود، اینجا خصوصی برای دلاک عاقله زن گفت.
فهرست مطالب کتاب
تجهیز ملت
پستچی
شوهرِ آمریکایی
دفترچه بیمه
عکاس بامعرفت
دید و بازدید عید
زیارت
تابوت
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب قصههای جلال: منتخب داستانهای کوتاه جلال آل احمد |
| نویسنده | جلال آل احمد |
| ناشر چاپی | انتشارات میراث اهل قلم |
| سال انتشار | ۱۳۹۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 96 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-92054-7-9 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۴,۰۰۰ تومان خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه ایرانی |
بله






















