کتاب مغلول نخستین مجموعه شعر شاعر جوان زاهدانی یاسین قاسمی بجد، با شعرهای سپید و بعضاً کوتاه همراه است.
در بخشی از کتاب مغلول میخوانیم:
نگو چرا بدم میآید از پاییز، از برگ ریزان
از ابرهای بارانی... نگو چرا غم دارد این پاییز
نگو...
نگو چرا اشک هایم پایانی ندارد
ابرهای پاییز ببارید
مگر آزار دارید؟
بغضتان را رها کنید بر سر ما!
آهسته آمدی
همچون پاییز...
آهسته رفتی
همچون ابرهای بارانی که هیچ هنگام نمیگریند...
کاش یک ابر بودم... رها... رها... رهاتر از خدا
ولی اگر ابر بودم، بغض خود را رها نمیکردم
بر سر مردم بیچارهای که آرزوهای کوچک و بزرگشان
دست نیافتنی تر از خداست...
بله

















