یه داستان جذاب پر از شخصیت پردازی های جذاب و ملموس. نویسنده جوری موقعیت ها و مکان ها رو صحنه پردازی کرده که موقع خوندن میتونی قشنگ تصور کنی و تصویر ذهنی برای خودت بسازی و همینطور ما رو با عادات و زندگی کارگری در زمانی که داستان در اون اتفاق افتاده آشنا میکنه. و بنظر من دو شخصیت اصلی که باهم سفر میکنن یه جوری تکمیل کننده هم هستند یکی با عقل و دیگری با قدرت بدنی و در پایان دیدم که عقل و منطق بر قدرت فیزیکی چیره شد. در آخر پیشنهاد میدم حتما بخونیدش ارزش حداقل یکبار مطالعه رو داره.
مثل همه کنابهای جان اشتاین بک، زیبا و جذاب، یه جوری تو وجود آدم میشینه که تا مدتی ذهن آدم درگیرشه. در ضمن نقدش هم نمیشه کرد، چی میشه گفت در موردش، وقتی انگار داستان یک تیکه از وجود خود آدمه. وقتی که میتونی مثل اون واقعه رو در وجود خودت، سایر آدما و اجتماع حس کنی. یک نکته جالب دیگه: هر چند فرهنگ اون مردم، سبک حرف زدنشون و زندگی کردنشون با ما خیلی متفاوت بوده و حتی ترجمه کردنش سخته ولی با همه اینها داستان با همه وجودت یکی میشه و پایانش سخت تکونت میده.
موشها و آدمها اثر اشتاین یک زمزمه ایست در مرزهای رهایی بشرکه ذاتأ تنهاست و ایده آل گرا.
رهایی در مفهومی زمین محور، در استقلالی شکوه مندوشرافت مندانه برای هر انسانی حکم اکسیر را دارد. افسوس که انسان در حصار تعاریف مردابی خود، فراموشی را پاس میدارد و این عشق ناب را
در پیالههای تاریکی به طاق نسیان میسپارد.
یک مرد، یک زمین و رویایی از اختیار، همهی آن چیزیست که تحقق نیافت.
پویان سپهری.
کتاب خیلی خوبیه نثر روان داستان جذاب طی خوندنش خسته نمیشید. داستان به طور کلی زندگی انسان هارو نشون میده که چطور برای خود رویاهایی رو میسازن سعی براش تلاش کنن و همچنین مدام درحال فرار از تنهایی خود هستن. فقط موردی که توجهم رو جلب کرد در بخش توضیحات تماما آخر داستان کتاب فاش شده😕لطفا اون بخش رو اصلاح کنید
داستان کتاب فوق العاده جذابه و فضاسازی عالی داره و قشنگ میتونید محیط رو توی ذهنتون تجسم کنید، کتاب بسیار قابل فهم و گیرا هستش و این درس به ما میده که در مورد رویا هامون زیاد فکر نکنیم تا به حقیقت تبدیل بشن، اگر بیش از اندازه رویا پردازی کنیم قطعا نمیتونیم به اون چیزی که آرزوش داریم برسیم، پایان کتاب ناراحت کننده و غم انگیز هستش و در کل ترجمه روانی داره
به نظرم از دید ادبی کتاب بی نقصی هست من بهش چهار و نیم از پنج میدم اون نیم نمره هم به خاطر پایان تلخش کم کردم برداشت من برداشتم اینه که یعنی در زندگی داشتن رویا کافی نیست و دنیا برای افراد ضعیف جایی نداره حتی نیت خوب هم نمیتونه جلو فاجعه رو بگیره
این کتاب رو یکی معرفی کرد که بخونم اما خوشم نیومد. تماما زندگی غربی رو نشون میداد... و داستاناش هم پایان تلخی داشت چندین روز ذهنمو درگیرش کرد اما برام هیچ سودی نداشت. کلا یه داستان خیلی مصخرفی بود. شایم سلیقه من که نبود.
ب عنوان اولین کتابی ک خوندم واقعا قشنگ بود و علاقعام و ب کتاب بیشتر کرد درستع ک پایان تلخی داشت اما اگ جورج نمیکشت ب دست کسای دیگای ب بدترین شکل مجازات میشد پیشنهاد میکنم بخونید و ب خوبی درکش کنید
خوندنشو توصیه میکنم. تصویرسازی خوبی داره، احساس میکنی خودت اونجا حضور داری. مثل دو کتاب جان اشتاین بک، یعنی خوشههای خشم و مروارید، در مورد نرسیدن به رویاهای زیبا برای قشر ضعیف جامعه است.
بسیار روان و ساده در عین حال یک داستان درام و رویایی که به نوعی نشان از ان دارد که میگوید همهی ما یک رویا در ذهن میپرورانیم و برای رسیدن به ان باید از یک سری رفتارها و عادتهای بدمون دست بکشیم
پیشنهاد میکنم حتما بخونید داستان تامل برانگیزی داره با اینکه سبک این نویسنده طوریه که خیلی توصیفات و جزئیات رو بیان میکنه اما این کتاب به نسبت بقیه کتابهش بهتره