محمدنور امین فر در کتاب هنر دوستیابی و ارتباط موثر در قالب داستانهای واقعی و کوتاه، راههای ارتباطگیری موثر و دوستیابی را در قالب داستانهای قابل فهم برای رده سنی سال هشتم به بالا نوشته است.
جذابیت کتاب به داستانهایی است که مربوط به افراد حقیقی و واقعی منطقه بندر خمیر و اطراف و خصوصا از افراد موثر ارتباطگیر منطقه روایت گردیده است. جهت کنجکاوی خواننده اسامی افراد همراه با داستان نبوده و این حس را در خواننده ایجاد کرده تا به جستجوی افراد که در جدولی آخر کتاب آمده بپردازد و با در نظر گرفتن خصوصیات مثبت ارتباطی افراد آنها را بیابد...
در این مجموعه، به طور اخص شاهد آن هستیم که نویسنده تلاش مینماید با استفاده از الگوسازی که از مکانیسمهای دفاعی پخته است و از معمولترین راههای شکلگیری و کنترل رفتاری است به خوبی بهره ببرد و خواننده را با خود همراه کند و ویژگیهای یک ارتباط مؤثر و موفق را به صورت تجربی و ملموس با روایت اول شخص در دنیای بیتکلف خویش بیان نماید.
دوست، گوهر گران بهایی بوده که کشف آن در قالب واژه دوستیابی در روانشناسی ارتباطی امروز مطرح است. به گفتهی «اریک برن» انسان به صورت ذاتی در تلاش برای جذب بهترین نوازشهای اجتماعی است. گویا انسان بدون وجود این نوازشها در حیات خویش چیزی کم دارد و اینجاست که برای دریافت نابترین نوازشها واژه دوست محقق میشود و انسان نیازمند به نقشههای ساده راه برای رسیدن به مقصد است. این مجموعه، سعی بر روایت بیتکلف این مسیر دارد.
در این مجموعه، مثبتاندیشی گام سومی است که در کنار همانندسازی و دوستیابی برای استنتاج موضوع بنیادین خود یعنی برقراری ارتباط مؤثر استفاده شده است. نگاه مثبتگرایانه که در عامترین بیان نیمه پر لیوان دیدن است میتواند بر کمالگرایی ناخودآگاه فرد فایق آمده و رنج و عذاب درونی را کاهش دهد. هر چند در نگاه عمیقتر به مثبتاندیشی جایگاه بارز و مؤثر آن را در زندگی فردی و اجتماعی به آسانی میتوان مشاهده کرد.
مهارت برقراری ارتباط مؤثر امروزه به یکی از کلیدیترین مفاهیم روانشناسی نوین بدل گشته است که در این مجموعه در قالب روابط دوستانه، روابط خانوادگی، روابط اقتصادی و سایر روابط به تصویر کشیده شده است، به علاوه از ساختار قصهپردازانه و خاطرهنویسی برای بیان دیدگاه نویسنده در این مجموعه استفاده شده است و در نهایت تلاش برای نتیجهگیری واقعگرایانه و عینی میشود. از آنجا که خاطره، محدود به مکان و زمان خاصی است ثبت روایتها از لحاظ پرداخت پیشینهای میتواند به عنوان یک روایت در دسترس ماندگار شود.
چرا دوستان و آشنایانی میتوانند فارغ از سختیها و چالشهای روزگار ارتباطی مفید و مؤثر داشته باشند اما اکثر افراد به اهمیت نفوذ در رابطه با دیگران پی نبرند یا بخواهند ولی ناتوان باشند. کلمه حضور یا در زمان حال بودن برایمان ناآشنا نیست. حاضردلان با گذشت از نیاز و خواستههای جسمانی و رسیدن به درک بالاتر از محیط اطراف خود در حال زندگی در زمان حال هستند و یا بودهاند امثال عمر خیامها، حافظها و مولویها و...
در بخشی از کتاب هنر دوستیابی و ارتباط موثر در قالب داستانهای واقعی و کوتاه میخوانیم:
اکثر انسانها در ارتباط خود با دیگران افراد ویژه و تأثیرگذار هستند که در جوار آنها بهترین حسها را دریافت میکنند. افرادی که در همه حال خود را وقف محبت دیگران میکنند، انگار دینی نسبت به آنها داشته که با لطف و محبت و مهماننوازی همیشگی در حال ادا کردن آن میباشند.
از گذشتههای دور که پدر خدا بیامرزم زنده بود و تاکنون که دهه چهل زندگی را میگذرانم در روستای زادگاهم اقوام نزدیکی را دارم که همیشه مشتاق دیدار ما و سایر اعضا خانوادهام هستند و دوست دارند هر هفته به آنها سر زده و خودشان نیز پذیرای همه جانبه ما باشند.
بسی جای سپاسگزاری برایمان باقی است که از این موهبت بزرگ برخوردار هستیم. امید است که ما هم بتوانیم پاسی از محبتهای آنها را جبران نماییم.
معمولا سعی میکنیم ماهانه به آنها سر بزنیم و هر بار به دیدار یک یا دو خانواده از آنها برویم ولی در آن روز اگر سایر خانوادهها ما را آنجا ببینند از اینکه به خانههای آنها در آن روز نرفتیم ناراحت میشوند و ناچار قول میدهیم که دفعه بعد به آنها سر بزنیم.
در پذیرایی از هیچ چیز فرو گذار نکرده وقتشان را کاملا در آن روز صرف ما میکنند و مهمان خود را تنها نمیگذارند. بعضی از آنها با اینکه مسن بوده و توانایی پذیرایی کردن ندارند باز هم با هر سختی این کار را انجام میدهند. همین زحمات باعث شده که جدیدا سعی میکنیم کمتر باعث دردسر و زحمات آنان شویم ولی از طرفی باعث ناراحتی آنها میشویم که کمتر به زیارتشان رفتهایم.
پذیرایی، لطف و محبت این اقوام پدری آنقدر برایم خاطرهانگیز است که گاهی احساس میکنیم نمیتوانیم جبران زحماتشان را کرده و ناراحت میشویم، اما واقعیت امر این است که این نیکیهای آنها بدون کوچکترین چشم داشتی و تنها از روی دوست داشتن است و این اصل همیشه برایمان ثابت شده است.
بله












