یه جورایی یاد بارداری خودم افتادم که گفته بودن ممکن بچه سندرم داون باشه، و این مشکلات رو داشتم، دقیقا همون سال ۹۵ بود که باردار بودم، برخلاف شخصیت داستان من آمینوسنتز انجام دادم تا بدونم قراره این بچه بمونه یا سقط بشه. علم پیشرفت کرده تا از به دنیا اومدن بچههای معلول جلوگیری کنه، نه اینکه عقاید خرافی مون رو داشته باشیم که نه چون موجود زنده است نگهش میدارم تا یه باری به خانواده و جامعه تحمیل بشه اونم تو ایرانی که آدم سالم هیچ ارزش و حق و حقوقی نمیتونه مطالبه کنه چه رسد به یه شخص معلول.
با تشکر از نویسنده
من این رمانو نه خوندم نه میخوام بخونم، فقط و فقط در جواب اون کاربرنامحترم به ظاهر روشن فکر (کاربر نامحترم خدا بهت بچه میده ازش نگهداری کنی واگر نه نباید از اول با این طرز فکرت بچه دار شی، اگه علم پیشرفت کرده که کشت و کشتار کنه، صد سال سیاه نمیخوام علم پیشرفت کنه از کجامیدونی همون بچه با مشکل سندرم داون دنیا رو دگرگون نکنه؟ خیلی از انسانها بامشکلاتشون قوی و مقاوم شدن و یه نگاه به انسانهای موفق بندازی میبینی همشون بچهی شاه و ملکه نبودن، و واقعا زمین گرده یه روز یمیبینی چجوری خدا جوابتو میده، امیدوارم اون بچهی بیچاره سندرم داون نداشته باشه، چون از همونجا که اومده دوباره برمیگرده). خجالت میکشم وقتی با همچین افرادی هم رده میشم و هممونو انسان صدا میزنند.
امیدوارم تحولی در شما ایجاد شده باشه طی این زمان (۹۷-۹۹)
سلام و خسته نباشیدخدمت نویسنده عزیزم خوب بود ممنون که نگرانیها و خسته گیها و دردهای مادرارو که به قلم کشیدین البته خیلی جزوکوچکشو واینو همه دنیا بدونن که اگه خدا نخواد هیچ برگی از درخت نمیفته چون من تو بارداری دومم دکتر به من گفته بود جنین خیلی پایین و احتمال سقط هستش پس باید استراحت مطلق باشی و چندتا آمپول بزنیم ولی من نه آمپول زدم نه استراحت مطلق کردم چون از خودخدا خواستم گفتم من به زور ازتو بچه نخواستم اگه تو سرنوشت من این بچه هست خودت مراقبش باش وخداروشکر خدا به من یه دختر خوشگل و تپل داد بعضی وقتها نگرانیهای بیمورد انسان و بیشتر ازبین میبره نه اینکه بیتوجه باشی بهتره بعضی چیزهارو هم به خدا بسپاری ممنون ازشما نویسنده عزیرم
ممنون از کتابراه و نویسنده
برایه من که تازه میخوام اقدام به بارداری کنم
این کتاب مثله یه نقطهی روشن بود
کامل و جامع توضیح داده بود
خیلی جملههای انگیزشی و عالیی داشت
مثلا یه جایی کتاب میگفت که معین امد و منا بغل کرد و ما جلویه دخترمون همو بغل میکنیم که بفهمه عشق چیه و ابراز محبت و درک کنه
یا مثلایه جاش میگفت که خدا علم و داده که ازش استفاده کنیم
یا مثلا از غذاهای که تویه رستوران میخورید و میپزید تو شبکههای اجتماعی عکس نذارید شاید یکی نداره که اون غذا را بخره
و....
و یکم از خرافاتهای جامعهی ما میگفت که این مریضی مادر زادیه در صورتی که هم مادر هم پدر تویه مریضی سالمی و تربیت بچه نقش دارن
سلام با تشکر از تیم کتابراه و نویسنده. در مورد ایه قران" انچه در رحم مادران است میداند" من این آیه رو خوندم در اینترنت سرچ کردم دیدم ایه ۳۴ لقمان است واینکه منظور دختر وپسر ویا سالم بودن نیست خیلی چیزای دیگه است مثل اون بچه چه شخصیتی خواهد داشت و....
خیلی جذبش شدم دوست داشتم همه کتاب رو یک باره بخونم تبریک میگم به نویسنده. واین که خیلی بهتره موضوعات سخیف کتابهایی که حتی ارزش یک بار خوندن ندارن. شخصیت اصلی داستان به یک معضل در زندگی رسید و با خودش کلنجار میرفت تا راه حل پیدا کنه.
مممنون با ارزوی موفقیت برای نویسندهی خوب
از بخشهایی به شدت بدم میاد که نویسنده خواسته خودشو تبلیغ کنه یا یه رفتاری رو خیلی مقدس جلوه بده. خیلی از توصیفات قشنگ هستن ولی خیلی هاشون هم نمونهی بارز بیسوادی و خاله زنکی هستن مثل این که دیگران چرا سزارینو ترجیح میدن یا چرا دیگران نسبت به درد مقاومت کمتری دارن و من خیلی فرشته و ناز هستم که طبیعی میزاام و بیصدا دردو میگدرونم. کاش یاد بگیریم برای خوب جلوه دادن خودمون مستقیم و غیرمستقیم دیگران قضاوت نکنیم و سرمون به کار خودمون باشه.
بعضی صحبتاش خیلی جالب بود به لحاظ اینکه بخشهایی از زندگی مشترک و یا بحث بارداری رو به تصویر بکشه و یا نکات کوچیکی رو راجع به تربیت فرزند آموزش بده. در کل روایت داستان، صحبتهای آدمها و صحنهها خیلی بنظرم نزدیک به واقعیت اومد و بیشتر شبیه یه جور ثبت خاطره بود تا داستان. دیدی که داستان داد به شخصه برای من جالب بود و یک سری تصورات جدید رو برام ایجاد کرد.
کتاب در واقع قسمتی از یک دفترچه خاطرات است که نویسنده حتی زحمت ویرایش آن را هم به خود نداده. شاید بزرگترین نقطه قوت آن اسم جذاب کتاب و تیراژ بسیار پایین آن (فقط 100 نسخه) باشد. جملات دارای افعالی با زمان متفاوت، زیاده گویی در توصیفات، استفاده از محاورات روزمره که در متن بیا ثر است و خواننده را خسته میکند (مثل نان بگیر و... ) برخی از اشکالات متن است. با این همه ممکن است خانمهای باردار به دلیل همذات پنداری از خواندن کتاب لذت ببرند. اما ارزش ادبی ندارد
خوب بود، همهی حالاتشو انتقال میداد وچقدر بده که یک مادر باید به دور از استرس باشه این آزمایشات و رفتار سرد وخشک دکتر وباقیه عوامل استرس این مادر رو صد برابر میکنه، چون تو این موقعیت قرارگرفتم میگم کاش این کتابو دکتری بخونن انقد استرس این آزمایشات رو به بیمارانشون ندن☹️ ضمن اینکه نویسنده یجورایی چنتا مسئله رو (موبایل، زباله، ترافیک، کارناواله عروس) که معضلات جامعه س رو یکجا خواسته فرهنگ سازی کنه🙏ممنون و در کتابهای بعدی شاهد موفقیتهاشون باشیم
اول اینکه خییلی حاشیه رفته و کشدارش کرده. دوم اصلا مسئله نادر و غیر عادی نبود ک داستانش کردین هزاران نفر در شرایطی مثل این خانوم قرار گرفتن با همین دلهره ترس و فکرو اضطراب چه بسا کسانی که حتا شرایطش ازین خانوم بدتر بوده من خودم چن ماه پیش تو این شرایط قرار گرفتم تازه هزینه فقط سلفری نزدیک ۴ میلیون شد بقیه هزینه بالای ازمایش و سنوهای دیگه بماند با بیکاری شوهرم و دست تنهای خودم با یه بچهی دیگم بدور از خانوادهام ومشکلات بسیار دیگه که قابل گفتن نیست
شاید عجیب باشد که یک مرد مجرد، چند ساعت بنشیند و بیوقفه تمام این کتاب را بخواند. اما این اتفاق برای من افتاد. اگرچه احتمالاً وجود یک تجربهی عینی در ارتباط با نزدیکان تا حد زیادی در جذب من به مطالعهی این کتاب مؤثر بود، اما نمیتوانم منکر شوم که لحن نویسنده و نزدیکی و صمیمیت روایت تا حد زیادی سبب همراه شدن من با داستان و غافل شدنم از گذر زمان شد.
باید از نویسنده بابت پرداختن به چنین موضوع ویژه و در عین حال مهمی تقدیر کرد.
این خانم اگه بچش سندروم بود هم میخوام ببینم همینجوری آخر داستان خوشحالی میکرد در حالیکه میگفت دیگه پذیرفته و فرق نداره اینهمه نوشت که آخر بگه بچه اش سالم بوده و این خواسته خدا بوده ولی از درد اونایی نگفت که حتی جواب سلفری که هیچی امینوسنتز هم سالم بود ولی بچه دنیا اومد و مشکل دار بود مثل خود من علم بنظرم پیشرفت زیادی نکرده چون همین سلفری وامینو سنتز فقط چند تا مشکل رو میتونه نشون بده صد ها مشکل رو نمیتونه
خیلی کتاب جالبیه. مراحل مختلف بارداری و احساسات مادرو قشنگ و دونه دونه توضیح داده. و اینکه خیلی خوب موضوع ترس از سندروم داشتن جنین و مطرح کرده و اروم با اتفاقات و حرفاو... به پذیرش میرسه (نه به صورت شعاری). جوری که خواننده هم استرس و ارامشو حس میکنه. روابط زناشویی عادی و بدون اغراق نوشته شده. با اینکه شبیه دفتر خاطراته یه کم ولی کلا ادمو جذب میکنه ***به خانمهای باردار توصیه میکنم نننخونن***
اوایلش خیلی خوب بود اینکه در مورد باردای و حس مادر بودنش را نوشته بود اینم خیلی خوب بود اما یه سری مطالبهایی اضافه کرده بود به کتابش که بیربط بود و خارج از موضوع داستانش بود یه جورایی خواسته بودن که کتابشون مطالبش بیشتر باشه شبیه کتاب طولانی بشه که بیشتر حرفاش خاطراتش بودن، فکر نکنم بتونن نویسنده بشن، و ضمنأ یکهو تمومش کرد باید بقیه رو هم مینوشت بعد تولد بچش هم باید اضافه میشد چون همه چی مربوط به بچه دومش بود،
بسیار عالی، یک مستند داستانی روان و بینقص، آموزشهای غیر مستقیم در همه زمینه ها: بارداری، سبک زندگی، مذهبی، باغداری و...، راستش باورم نمیشد که دارم یک داستان ایرانی رو میخونم، عناصر داستان با رعایت کامل المانهای داستان نویسی مدرن، کنار هم چیده شده بودن و یک اثر عالی رو به وجود آوردن. واقعا خوشحالم که این کتاب ارزشمند روخوندم، از نویسنده محترم و برنامه خوب کتابراه تشکر میکنم.
در ضمن اولین رمان إیرانیای بود که میخوندم و از عشق بین دو نفر صحبت شده بود در حالی که خانم چهره معمولیای داشت (اونطور که گفته بود فقط از بینیام راضی ام) و زن و مرد داستان حور و پری توصیف نشده بودن 😂👌
ممنون از نویسنده واقعا عالی بود به نظر من اگه قراره بچه ایی با همچین مشکلهایی به دنیا بیاد بهتره که سقط شه علم پیشرفت کرده تا ما ازش بهره ببریم من خودم اگه میدونستم که قراره با سندروم داون به دنیا بیام ترجیح میدادم اصلا به دنیا نیام مطمعنم بقیه هم نظر منو دارن حاضر نیستم حتی یه لحظه عذاب کشیدن پدر و مادرمو به خاطره من ببینم با آرزوی موفقیت بیشتر برای خانم صالحی
با توجه به حال و هوای من که تازه یک جنین رو از دست دادم عالی بود. یادآوری کرد که اگر از دست نمیرفت شاید سالم نبود، اگر سالم بود شاید دیرتر میمرد، اگر زنده و سالم به دنیا میومد، شاید بعدا هزار و یک اتفاق ریز و درشت براش میافتاد و... بالاخره خداست که با ماست. ممنونم از خدا که یه همسر مهربون و یه پسر سالم دارم. امیدوارم خدا برام نگاهشان داره.
خانوم نویسنده شما مسوول نوشته هاتون هستین پس خیلی مراقب باشین که حس بد و دروغ به خواننده هاتون ندین من خودم مادر دو تا فرشتهی دوقلو هستم یه قسمت داستان نوشتین از وجود دو تا بچه دوقلو همزمان نمیشه لذت برد و کار سختی هست چرا با این اطلاعات غلط و ناقص تون دل مادرهایی که دو قلو دارن رو خالی میکنین اتفاقا من خیلی از داشتن دوقلو راضیام و لذتام هم دو برابر هست
کتاب جالبی بود باعث شد کلی جست و جو درباره بیماریهای ژنتیکی مختلف داشته باشم کلی اطلاعات بهم داد که به نظرم خوب بودن موضوع این رمان جدید و نو آورانه بود و به دغدغههای زوجها در مورد بارداری دوم و کلا بچه دار شدن اشاره کرده بود در کل قلم نویسنده رو دوست داشتم واقع گرا بود و تخیلی و خیلی عاشقانه نبود زندگی مشترک رو خوب توصیف کرده بود.
کتاب خوبی بود بیشتر شبیه به یه دفتر خاطرات بود یه خاطره شخصی از کسی که داره برات تعریفش میکنه. موضوع زایمان اول رو خیلی کش داد کاش به جاش کتاب یهویی تموم نمیشد و بیشتر در مورد اخر بارداری دوم و تولد نوزاد دوم مینوشتن چون موضوع اصلی بود. در کل خوب بود سپاس از کتابراه عزیز و نویسنده محترم
خیلی کتاب خوبی بود بعد از مدتها از خواندن یک رمان ایرانی لذت بردم. مسایل علمی بارداریاش جالب بود مبالغه خیلی کم داشت و بر واقعیات زندگی نه صد در صد ولی تا هشتاد درصد منطبق بود واز همه مهمتر از زیباییهای زنانه بعنوان جاذبه داستانی اثری نبود. نتیجه داستان خیلی جالب بود که در نهایت بچهی معلول رو هم پذیرفته بود.
سلام به نظرم خیلی طول و تفسیر داده بود.. هر چند که واقعیت هم گاهی همینه.. چون مشابه قضیه زندگی من بود ولی خب خیلی آخرش اتفاق خاصی نیفتاده.. شاید بهتر بود تا زایمان قضیه رو میگفت... منم باردارم امنیوسنتز شدم خوندم و استرس هاش رو درک میکردم.. ولی خب گاهی هم خیلی بچگانه و بدبین بود به ماجرا...
ممنون از نویسنده و کتابراه که نسخه رایگان رو در اختیارمون قرار داده. در مورد بارداری و مشکلات اون هست، برای من که تقریبا اطلاعاتم در این مورد خیلی کم بود، کتاب خیلی خوبی بود. فقط تنها چیزی که یکم باعث شد وسطهای کتاب حوصله م سر بره، اشاره به جزییات و ناهارو شام و... بود. ولی بقیه کتاب خوب بود.
این کتاب واقعا عالیه من از خوندنش خیلی لذت بردم و برای کسب اطلاعات قبل از بارداری اونم برا تازه عروسها خیلی خوبه. البته زندگی من هم مثل زندگی این خانم از لحاظ زندگی مشترک زن و شوهر فرهنگی و مشکلاتشان هست دوست داشتم تجربیات و اطلاعات بیشتری داشته باشم. موفق باشید
داستان متوسطی بود برای خودم که دارم ازدواج میکنم و نه خودم و نه همسرم تمایلی به بچه دار شدن اصلا نداریم... آموزنده بود اینکه بزرگترین اشتباه تو رابطه اینه که بخای بدون فکربچه دار بشی چون قطعا بعد بدنیا اومدن اون بچه نمیتونی پسش بدی... پس هرکی بچه میخاد باید همه جوانب و در نظر بگیره...
کتاب خوبی بود و برای خانمهای باردار حس مشترک میداد که فقط خودشون نیستن که این استرسها و نگرانیها و سردرگمیها رو دارن و اطلاعاتی هم تا حدودی میداد
ولی برخی جاهاش کلیشهای بود و در کل میشه گفت بد نبود و یکبار خوندن برای خانمهای باردار خوبه
داستانی واقعی از نگرانیا و اتفاقات یه مادر باردار بود ولی خوشبختانه دکترای خوب گیرش اومده بودن و هیچکدوم نذاشتن خرج اضافه بکنه ولی در واقعیت اینطور نیست، برا یه بار خوندن بد نبود. ولی دیگه خیلی زیادی نوبسنده درمورد احساساتش توضیح میده حوصله ادم سر میره
من این کتاب رو در دوران بارداری مطالعه کردم. با اینکه اطلاعات خوبی در مورد مراقبتهای زمان بارداری و تربیت فرزند به من داد ولی زمانی که کتاب رو میخوندم خیلی استرس داشتم ببینم آخرش چی میشه...
با نمک بود. خوشم اومد با اینکه شبیه گزارش دادن بود ولی انصافا قلم خوبی داشت. برخلاف رمانهای امروزی که فقط و فقط گزارش روزانه میدن نکات آموزشی داشت خوب بود مخصوصا صحبت با وجدانش خیلی باحال و آموزنده بود. خداقوت
داستان خوبی بود فقط زیاد به گذشته رفته و خاطرههای پرت از موضوع تعریف کرده بود انگار که داستان نیس و ما تو ذهن یه نفر داریم زندگی میکنیم در اول روایت اصلا خودش وخانوادشو معرفی نکردا نگا رکه ما حتما میشناسیمش وناز نظر ادبی ون گارشی ضعیف بود
سلام و خسته نباشید خدمت اعضای برنامه کتابراه و نویسنده محترم
واقعا ممنون که دیدگاه هامون رو یکم تغییر دادید
اگه یاد بگیریم بپذیریم و غصههای بیهوده نخوریم ایندفعه چقدر میتونیم توی تصمیم گیریهای مهممون بهترین راه رو انتخاب کنیم
داستان خوبی بود، ارزش حداقل یکبار خوندن رو داره. البته بیشتر شبیه خاطره نویسی بود تا داستان. یه جاهایی روند خسته کنندهای داشت ولی در کل خوب بود. احساسات مادرانهاش رو درک کردم و حس خوبی بهم داد و یاد خاطرات بارداری و زایمان خودم افتادم.
رمان خوبی بود برای کسی که میخواد بار دار بشهی اطلاعات عمومی بود اما رمانی خوبه که تنها و تها در غالب گفت و گو و تعریف جزئیات بپردازه و نه رمانی که مدام در حال قبولوندن اعتقادات و احساسات فردی نویسنده به دیگرانه. بازنم ممنون🙏
این کتاب تمامی نکات لازم را برای درک بهتر مادران و دنیای عاشقانه اشان دارا بود از وقتی شروع به مطالعه کردم بیوقفه و بیتوجه به گذر زمان به خواندن ادامه دادم و از نظر من هیچگونه کمبودی به عنوان یک خواننده در این گفتار وارد نیست
خیلی خوب بود مخصوصا که مثل این بود که نویسنده اجازه داده بود ما دفتر خاطراتشو بخونیم و اینکه غیر مستقیم باعث میشد همراه با دنبال کردن داستان، مطالب آموزندهای هم به خواننده مطلب ارائه کنه.
ممنون از نویسنده
کتاب خوبی بود، خیلی آموزنده بود. بچه دار شدن واقعا تصمیم سخت و مهمیه، من بچه ندارم ولی این کتاب باعث شد نسبت به بچه دار شدن دیدم خیلی بازتر بشه چون واقعا این تصمیم هیچ راه برگشتی نداره...
به نظرم ارزش خوندن رو داشت باوجود اینکه مجردم و اصلا تو این وادی نیستم. ولی اونقدر روان و ملموس و دلی نوشته بود که تا تموم نشد، زمین نگذاشتمش، موفق و شاد باشید از نویسنده گرفته تا تک تک دست اندرکاران کتاب راه
.
من چرا خوندمش 😑😂 بنظرم داستان جالبی اومد و نفهمیدم چطور تموم شد. برای خانمایی که میخان بچه بدنیا بیارن توصیه نمیکنم. چون مثل شخصیت داستان شروع میکنن هزار جور فکر و خیال و بقیه رو هم تحت تاثیر قرار میدن
من مادر نشدم ولی همیشه این فکرایی که نکنه بچه این مشکلاتو داشته باشه میکنم و همش استرس دارم با اینکه تجربهی مادر بودن ندارم ولی مطمئنم سختترین و پر استرسترین و پر مسئولیتترین کار دنیا مادر بودنه
خیلی خوب بود خوشحالم ازینکه وقتمو صرف خوندنش کردم بعضی چیزا رو بهتره مردها هم بدونن تا در موقعیت مشابه بتونن تصمیمی درست تر بگیرن تشکر از نویسنده لطفا ادامه دهید یاعلی
از لحاظ اگاهی و اطلاعات به مادرها خوب بود اما زیادی شاخ و برگ داده شده بود مثل مسائل مذهبی و این چیزا، الکی و به زور هی میخواست یه سری نکاتو بگنجونه تو کتاب
انتظار کتاب با محتوای مفیدتری رو داشتم
ولی بیشتر جریان یک بارداری با حدس اینکه مشکل داشته باشه رو تعریف میکنه که برای هر نوع خوانندهای جذاب نیست، میتونست با محتوای برنامه ریزی شده و بهتری عمل کنه
رمان خوبی بود خیلی جاها از متنهای طنز استفاده کرد و این اثر گذاری خوبی به رمان داد و اینکه واقعی بود منو وادار کرد ک بخونمش و اینکه از شخصیت معین خیلی خوشم اومد
در کل شما هم بخونین ضرر نمیکنید
کتاب خوبی بود... خوشم اومدفقط کاش داستان تا بعد از تولد بچه ادامه میداشت... از این که همهی ابعاد یک مادر رو با تمامی مشکلات و دغدغه هاش به تصویر کشیده بود ولی بدون اغراق، خیلی خوب بود
اینکه هر روز رو توش الکی کش داده بود و نوشته بود جالب نبود ولی در کل خوب بود بهتر بود روزای روتینو نمینوشت من خودم دوست داشتم زودتر به جواب آزمایش برسم ولی ۷، ۸ روز مسخره رو وسطش نوشته بود
آخرش چیشد؟ اینهمه خوندیم ک آخرش فقط جواب آزمایش بیاد و بگن سالمه؟ اوکی ولی هرکتابی تهش یچیزی میشه یکم مزخرف تموم شد و فقط داستان رو با مطرح کردن خاطرهها کش داده شده بود
اسم کتاب به داستان نمیاد اما من متنشو دوست داشتم، خیلی شبیه من فکر میکرد 😅. مطالب آموزندهای هم داشت. در کل جالب بود. احساس میکنم شاید توی موقعیت سخت بخوام دوباره بخونمش.
یه داستان پنجاه صفحهای رو کرده بودن ۲۲۰ خیلی عامیانه نوشته شده بود انگار دوستت داره تلفنی قضیه رو میگه ولی در کل داستان خوبی بود دغدغه خیلی از مادرهای باردار بود
هیجان خاصی وجود نداشت عنوان کتاب با ماجرای اون تطابق نداشت چون والدین خواسته صاحب فرزند شده بودن واژه اضافی اصلا باهاش جور نبود حوصلهام سر رف از خوندنش
با تشکر از نویسنده