کتاب سیری در مکتبهای مدیریتی، تالیف اعظم جلیلی بال، کتابی تخصصی در حوزه مدیریت با موضوع نقد و بررسی مکاتب مختلف مدیریتی در دنیا است.
مکاتب کلاسیک مدیریتی، مدیریت اداری، بروکراسی، رهیافت های منابع انسانی به مدیریت، مکتب نوگرایی، مدیریت مبانی، مدیریت عالی، نگرش سیستمی، و مدیریت از منظر قرآن کریم مباحثی هستند که در این کتاب میخوانید.
یکی از راهکارهای اساسی برای خروج از بسیاری از بحرانهای جهانی توجه به مدیریت اسلامی و مطالعه و بکارگیری تئوریها و اصول این مکتب است. ارزش علم مدیریت با هدف و جهتی که در آن بکار گرفته میشود تعیین میگردد با توجه به اینکه مدیریت اسلامی بر اساس معنویات و فرهنگ بنا شده است و هدف آن آخرت گرائی است یعنی قرار دادن امکانات دنیوی در جهت آخرت، افراد جامعه میتوانند به قرب الهی دست یابند و تاثیر آن بر تمام امور اجتماعی در کوتاه زمان مشهود خواهد بود. بطور خلاصه میتوان گفت که اسلام در تمام شئون زندگی انسان از جمله مدیریت خرد و کلان، رهبری جامعه، روابط بینالملل و قوانین اجتماعی سخن دارد و بکارگیری آنها تعالی انسان را در پیخواهد داشت.
در بخشی از کتاب سیری در مکتبهای مدیریتی میخوانیم:
مدیریت یکی از رشتههای علوم انسانی است و محور آن انسان است و به همین دلیل در رشته مدیریت نیاز خاصی به شناخت انسان است، یکی از مباحثی که ما در مبحث اخلاق مدیران به آن اشاره کردیم مبحث ((ارزشهای انسانی)) بود. بسادگی میتوان دریافت که عمده تفاوت بین مدیران در مکتب اسلام و سایر مکاتب دیدگاه آنها به جایگاه انسان و ارزشهای انسانی است.
مدیریت در مکتب اسلام بر مبنای عمل به حق است و مدیران در این مکتب با در نظر گرفتن آخرت و همچنین ارزشهای الهی و انسانی استراتژیهای خود را ترسیم میکنند و نمیتوانند از هر وسیله برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند و در حقیقت ارزشهای الهی و انسانی جهت دهنده مدیران اسلامی هستند. مدیران اسلامی باید در همه حال مساوات و عدالت را رعایت کنند و بر هوای نفس خود تسلط داشته باشند. و باید بخاطر بسپارند، مسئولیت و پست و مقامی راه که در اختیار دارند امانت الهی است و باید همچون امانتداری صادق و امین از هر آلودگی و گناهی از آن حفاظت کنند و در همه احوال در اعمال شیوه مدیریت به امیرالمومنین علی (ع) اقتدا کنند.
مدیریت در سایر مکاتب بر مبنای تصمیم گیری و مدیریت، سود و زیان است. دیدگاه این مکاتب تجارت مآبانه، از اسنان آغاز شده و مهمترین وظیفه اش استمرار حیات برای کسب مال بیشتر و رفاه افزونتر است و در این مکاتب ارکان و اجزای مدیریت سودآوری است و در راه کسب این هدف، انسان، جامعه، مشتری و ارزشهای الهی و انسانی میتواند در مقطعی هدف یا ابزار یا عاملی حاشیهای قلمداد گردند.
بله

















