رمانی منحصر به فرد در ژانر فانتزی و تخیلی که در آن عشق و جنگ در هم آمیخته شدهاند. این داستان زنی زیبا، شجاع، با اراده و باهوش را به تصویر میکشد که اعتقاد دارد میتواند دنیا را تغییر دهد. جایی که قدرت و عدالت با هم به دوئل میپردازند.
داستان روایت دو نژاد متفاوت از انسانهاست، گروهی با خون خاکستری که از قدرتهای ویژه و خارقالعادهای برخوردار هستند و بر بقیه حکومت میکنند. و گروهی با خون قرمز که افراد ضعیف و رعیت جامعه هستند و در قلمرو خون خاکستریها زندگی میکنند. دختری از جامعه خون قرمزها با قدرتهایی خاص و استثنایی که با شاهزادهای با خون خاکستری ازدواج میکند. ملکه وارث پرچم سرخ معتقد است که فرمانروایی انگلستان حق اعضای خانواده اوست. او که همواره مورد بیمهری عموزادهاش و تمسخر مادرش بود در دوازده سالگی به اجبار ازدواج کرد و پیش از به دنیا آمدن پسرش بیوه شد. یک سال بعد از مرگ همسرش، مجدد وادار به ازدواجی شد که چند سال بیشتر دوام نداشت. ملکه برای بر تخت نشاندن پسرش برای سومین بار ازدواج کرد و در نهایت طراح یکی از شورشهای بزرگ آن دوره شد و مسیر تاریخ را تغییر داد.
سلام
فکر کنم من یه بار نظر دادم ولی ابتدای رمان بود
اما...
الان به انتهاش رسیدم
جاهایی از این کتاب خوب بود نه عالی
ولی درکل خسته کننده است
مثل رمانهای دیگه دوست نداری سریع بری سراغش ببینی چی میشه
از نظر من این رمان خوب روبه پایین بود
و واقعا هزینهای که دادم الکی بود
ممنون
من واقعا تعجب میکنم این همه بقیه میگن این کناب عالیه وابعا کتاب خسته کنندهای بود شخصیت زن داستان هم خیلی تو مخ بود حرص وطمعش برای قدرت و در عین حال اون حس ملکوتیشو نمفهمیدم اصلا جالب نبود کتاب
خوشحالم که این کتاب پر از نفرت و خودپسندی و تکبر رو تموم کردم. از نظر من مارگارت بیوفورت زن احمقی بود که میخواست جای یه تخته کم مغزش رو با دینپر کن اون زنی ناپاک و خودپسند بود و برای هدفش هر جنایتی رو مرتکب شد. ممنونم کتابراه. 😊
کتاب زیبایی بود ولی به اندازهی کافی از فن بیان استفاده نشده بود و برای خواننده خسته کننده میشد کسایی که میخوان از شیوهی بیان استفاده کنن میتونن به کتابهای چارلز دیکنز مراجعه کنن
داستان روایت دو نژاد متفاوت از انسانهاست، گروهی با خون خاکستری که از قدرتهای ویژه و خارقالعادهای برخوردار هستند و بر بقیه حکومت میکنند. و گروهی با خون قرمز که افراد ضعیف و رعیت جامعه هستند و در قلمرو خون خاکستریها زندگی میکنند. دختری از جامعه خون قرمزها با قدرتهایی خاص و استثنایی که با شاهزادهای با خون خاکستری ازدواج میکند. ملکه وارث پرچم سرخ معتقد است که فرمانروایی انگلستان حق اعضای خانواده اوست. او که همواره مورد بیمهری عموزادهاش و تمسخر مادرش بود در دوازده سالگی به اجبار ازدواج کرد و پیش از به دنیا آمدن پسرش بیوه شد. یک سال بعد از مرگ همسرش، مجدد وادار به ازدواجی شد که چند سال بیشتر دوام نداشت. ملکه برای بر تخت نشاندن پسرش برای سومین بار ازدواج کرد و در نهایت طراح یکی از شورشهای بزرگ آن دوره شد و مسیر تاریخ را تغییر داد.