«تولستوی و مبل بنفش» دقیقاً همان کتابی است که یک کتابخوان واقعی در لحظات تنهایی به آن نیاز دارد. نینا سنکویچ در این اثر، هنر «زندگی کردن با کتابها» را به زیباترین شکل ممکن به تصویر میکشد.
آنچه این کتاب را برای من متمایز کرد، صداقت بیپیرایه نویسنده در بیان غم و تلاش تحسینبرانگیزش برای بازگشت به زندگی از طریق کلمات بود. این کتاب را تجربهای صمیمی و انسانی یافتم که هر خوانندهای میتواند با آن همذاتپنداری کند. «تولستوی و مبل بنفش» به ما یادآوری میکند که کتابها فقط سرگرمی نیستند، بلکه میتوانند در تاریکترین لحظات فقدان و تنهایی، مانند یک مرهم عمل کنند و دست ما را بگیرند. تجربهای که من خودم هم ان را داشتهام.
. بنا بر این اگر به دنبال کتابی هستید که آرامبخش باشد، به شما امید بدهد و شما را به دنیای عمیق قصهها ببرد، در خواندن این اثر شک نکنید. ترجمهی روان کتاب نیز تجربهی خواندن را بسیار لذتبخشتر کرده است.
این کتاب برای من ۵ ستاره کامل میگیرد؛ اثری که قطعاً روزی دوباره به سراغش خواهم رفت تا در «مبل بنفش» ذهنم، دوباره با آن همنشین شوم. با تشکر از کتابراه
به پیشنهاد یکی از دوستانم این کتاب رو خوندم.
جملات زیادیش قابل تامل بود.
مرگ یک فرد عزیز و نزدیک در زندگی میتونه کل زندگی آدم رو مختل کنه. باید راهش رو پیدا کنیم که چجوری و تا کی و چقدر عذا داری کنیم، چطوری به زندگی ادامه بدیم، چه خاطراتی رو مرور کنیم و در نهایت به زندگی ادامه بدیم.
نویسنده کتاب تصمیم میگیره برای نظم دادن و برگرداندن زندگیش به روال قبل از فوت خواهرش، هر روز یک کتاب بخونه و کتابها رو نقد کنه. چقدر چیزای مختلف هست تو کتابهایی که میخونیم و چقدر باید یاد بگیریم.
حاوی اسپویل جزو بهترین کتابهایی بود که خوندم و آروم شدم این کتاب به ما یاد میده چطور میتونیم با غم از دست دادن عزیزی کنار بیایم و به زندگیمون ادامه بدیم اینکه با خاطرات فردی که از دست دادیم قلبمون رو تسکین بدیم و یادش رو زنده نگه داریم اینکه ما تنها نیستیم اگه هنوز زنده هستم این معجزه ست که باید ازش استفاده کنیم و خدمت کنیم و مهربانی کنیم به بشریت گاهی وقتا ما ادما به فضایی نیاز داریم تا آروم بشیم میتونه این فضا کتاب باشه
خطرِ اسپویل!
"آن ماری، فوت کرد"؛ واکنش نینا:
1) غم، آه، اشک، ناامیدی، افسردگی و... ❌
2) غم، آه، اشک، تصمیم درست، خواندن 365 کتاب، نوشتن 365 نقدِ کتاب، فعالیت در سایت و پیدا کردن دوستان کتابخوان، نوشتنِ کتابِ "تولستوی و مبل بنفش"، نامزدی کتابش در سایت گودریدز، یاری رساندن به افراد دیگر برای کنار آمدن با غم از دست دادن عزیزان با نوشتن این کتاب، تلاش برای جاودانه کردن نامِ آن ماری
و در نهایت حالِ خوبِ خودش... ✔
یه کتابه تو ستایش کتاب... بعد خوندن این کتاب خیلی به کتاب خوندن تشویق میشی و تا یه مدت شایدم بیشتر جوگیری و هی کتاب میخونی... از کتاب به عنوان یه موجود آرامش بخش یاد میکنه... من این کتابو به کسایی توصیه میکنم که یه غم بزرگ تو زنگیشون دارن و میخوان ازش رها بشن همون جوری که نینا راوی داستان غمگینه و از کتاب برای فرار از غم و اندوهش استفاده میکنه
برای من عالی بود…من این کتاب را دو بار خوندم، سه سال پیش وقتی ناگهانی برادر عزیز وجوونم را از دست دادم مشاورم به من این کتاب را پیشنهاد کرد، و واقعا محشر بود. احساسهایی را که داشتم و خودم جملهای را راهی برای بیانشون نداشتم نویسنده خیلی قشنگ بیان میکرد، خودم تازه میتونستم بفهمم چی در درون من میگذره، من در داشتن این احساسها تنها نیستم و چه کمکی باید به خودم بکنم.
عالیه 👍 خیلی راحت با فضای ذهنی نویسنده ارتباط گرفتم و به بهتر شدن حالم کمک می کنه، از اون کتاب هایی نیست که به بهانه کمبود وقت یا روزمرگی کنار بذاری، محتوای کتاب شاید خط داستانی نداره اما اینقدر کشش داره که تو رو صدا میزنه تا بین انبوه کار ها و دغدغه ها هر شب چند صفحه ش رو بخونی. ضمن اینکه کتاب های خیلی خوبی رو معرفی کرده.
عالیه این کتاب، من میفهمم راوی چی میگه، بعد از فوت دوتا از بهترین دوستام در آذر نود و چهار نود و پنچ، هیچ کاری دیگهای برای آروم شدن بلد نبودم جز پناه بردن به کتاب.
کتاب تولستوی و مبل بنفش رو زمان زیادی برد که بخونم. شاید برای اینکه با برخی از کتابهایی که معرفی میکرد غریبه بودم اما برای کسانی که مثل شخصیت اصلی کتابخوانهای قهاری هستن جذاب خواهد بود.
کاری که شخصیت اصلی برای فرار از مرگ خواهرش انجام داد، در نهایت تبدیل به یه تجربه عالی شد.
بی نهایت لذت بردم، کتابیه که اول از همه خوانندع کاملا میتونه ارتباط همزادپندارانه داشته باشه و مهم ترینش اینه که احساس و لذت کتاب خوندنو هم خوب به تصویر میکشه و برمی انگیزه، میتونه یه کتاب یاشه واسه عبور از یه سوگواری یا نفس کشیدن بین سختیها و یا حتی یه سرگرمی اموزنده
از اون دسته کتابهایی است چند بار میخونمش
کتاب دیدگاه جالبی رو راجع به جریان زندگی و مرگ بیان میکنه
و در عین حال کتابای خوبیم معرفی میکنه
از یه موضوع کتاب خیلی خوشم اومد
و اون هم مصمم بودن نویسنده به قراری که با خودش گذاشته
وقتی این کتاب و میخونین انگار چندین کتاب رو هم زمان خوندین در این کتاب دهها کتاب دیگر معرفی شده. فوق العاده اس مخصوصا اگر کسی رو از دست دادین یا میخواین مفهموم مرگ و زندگی بازماندگان بعداز مرگ بدونین
کتاب فوق العادهای بود... من به شدت باهاش ارتباط برقرار کردم و ازش یاد گرفتم... پیشنهاد میکنم حتما بخونید و از بردن زیاد اسم کتابها خسته نشین و پیام اصلی پشت این نام بردنها رو بشنوین
من زیاد خوشم نیومد کتاب فقط راجب کتابهایی بود که نویسنده خونده و نقل قولهای مختصری از کتابهای مختلف حقیقتش من به زور تمومش کردم واقعا از دید من خسته کننده بود
با خوندن این کتاب با یه تیر چند نشون میزنید، چون در این کتاب نویسنده به مدت یکسال هر روز یک کتاب جدید میخونه و الهاماتی که از اون کتابها بدست آورده رو تو این کتاب به اشتراک میذاره.
کتاب خوبیه، ولی موقعی که با نویسنده همراه میشی واز خودش و خانوادش میگه مسیر وعوض میکنه وازکتاب ونویسندهای دیگه میگه. یابلعکس واسه همین یکم گیج کننده و از اون حسه همراه بودن بانویسنده کاسته میشه.
کتاب در مورد فردی هست که بنا به دلایلی هر روز یک کتاب میخواند و در روند داستان کتابهای خوانده شده را به شما در یکی دو خط معرفی میکند من نمونه رو که خوندم مشتاق شدم اما در کل توقع بیشتری داشتم
کتابی برای کشف زندگی، برای کشف رابطههای عمیق و صمیمی، برای درک مهر و مهربانی، برای مواجه با اندوه و غم، برای پذیرش مرگ و جدایی، کتابی عالی برای خواندن و درک شگفتی ها
کتاب خوبی بود، اما متعجبم این خانم متاهل با وجود چهار پسر کم سن چه طور میتونه هر روز یک کتاب حدود دویست صفحه رو بخونه تازه نقدم براش بنویسه و روی سایت هم قرار بده
خیلی این رمان رو دوست داشتم، راه جدیدی برای سوگواری ارائه میده و دقت در تجربههایی که از طریق ادبیات به دست میاریم منو متوجه حجم اطلاعاتم کرد که دوست دارم ادامه پیدا کنه.
اگر عاشق کتابها و خواندنشان هستید بهتون حتما این کتاب رو توصیه میکنم. 👌🏻
داستان دربارهی فردی هست که با کتابها با غم فقدان کنار میآید و بسیار میآموزد.
کتاب درباره خانمی است که تسلای مرگ خواهرش را در کتابها جستجو میکند و در پایان درد از دست دادن خواهر، با کتابخوانی سبکتر شده و به زندگی عادی بازمیگردد.
آنچه این کتاب را برای من متمایز کرد، صداقت بیپیرایه نویسنده در بیان غم و تلاش تحسینبرانگیزش برای بازگشت به زندگی از طریق کلمات بود. این کتاب را تجربهای صمیمی و انسانی یافتم که هر خوانندهای میتواند با آن همذاتپنداری کند. «تولستوی و مبل بنفش» به ما یادآوری میکند که کتابها فقط سرگرمی نیستند، بلکه میتوانند در تاریکترین لحظات فقدان و تنهایی، مانند یک مرهم عمل کنند و دست ما را بگیرند. تجربهای که من خودم هم ان را داشتهام.
. بنا بر این اگر به دنبال کتابی هستید که آرامبخش باشد، به شما امید بدهد و شما را به دنیای عمیق قصهها ببرد، در خواندن این اثر شک نکنید. ترجمهی روان کتاب نیز تجربهی خواندن را بسیار لذتبخشتر کرده است.
این کتاب برای من ۵ ستاره کامل میگیرد؛ اثری که قطعاً روزی دوباره به سراغش خواهم رفت تا در «مبل بنفش» ذهنم، دوباره با آن همنشین شوم. با تشکر از کتابراه