در کتاب سارا و فرشتههای مهربون نوشتهی حسنیه وفایی نژاد، داستانی کودکانه، به صورت مصور و با بیانی ساده و دلنشین به رشتهی تحریر درآمده است.
در بخشی از کتاب سارا و فرشتههای مهربون میخوانیم:
فرشتههای کوچک همه ناراحت بودند و دلشان برای سارا میسوخت؛ فرشته مهربان ادامه داده بعد از آن روز تمام سعیام را کردم تا با کمک دو فرشته خوبی و بدی سارا به او کمک کنیم. هر روز صبح، ظهر، شب، در مدرسه، کوچه و محله و هر جایی که سارا بود با او همراه بودیم اما متاسفانه او هیچ توجهی به ما نمیکرد، نماز نمیخوانده، با بچههای مدرسه دعوا میکرد، درسش را اصلا نمیخواند، به حرف بزرگترها گوش نمیکرد و فقط با دوست جدیدش بازی میکرد، یا سرش در موبایل مامان و بابا بود و یا اینکه پای رایانه بازیهای وحشیانه میکرد.
بله



















