در کتاب دیابت (آشنایی، پیشگیری، کنترل)، تالیف خشایار فخریان، به زبان ساده شرح داده شده است که چه طور به کنترل بیماری دیابت بپردازیم و حتی از بروز دیابت نوع II پیشگیری کنیم.
میزان وقوع دیابت نوع I و نوع II در سراسر جهان در حال افزایش است و انتظار میرود که سرعت این افزایش در آینده بیشتر باشد. این بیماری، در عین این که بسیار قابل کنترل است، اما در صورت بیتوجهی میتواند عوارض مخرب و حتی کشندهای از خود بر جای بگذارد.
دیابت یا بیماری قند شامل گروهی از اختلالات است که وجه مشترک آنها بالا رفتن مقدار قند خون است. اکثر سلولهای بدن انسان تنها میتوانند با سوزاندن گلوکز انرژی مورد نیاز خود را تولید کنند، بخصوص سلولهای مغز، کاملاً به گلوکز وابسته هستند. برای استفاده از گلوکز، حضور مادۀ دیگری به نام انسولین لازم است. انسولین توسط یکی از غدد بدن به نام لوزالمعده ساخته میشود و موجب میشود، گلوکز از خون وارد سلولها شود، هنگامی که انسولین کافی در بدن موجود نباشد یا سلولهای بدن حساسیت و واکنش خود را به انسولین از دست بدهند، گلوکز توانایی ورود به سلولها را از دست میدهد و در نتیجه مقدار قند خون افزایش مییابد تا جایی که مقداری از آن توسط کلیهها دفع و در ادرار مشاهده میشود. به همین علت این بیماری را دیابت شیرین مینامند.
چند نوع مشخص و مجزای دیابت وجود دارند که در اثر واکنشهای پیچیدهای که بین عوامل ژنتیکی، فاکتورهای محیطی و شیوۀ زندگی رخ میدهند، به وجود میآیند. ناتوانی بدن در تولید انسولین یا تولید مقادیر ناچیزی از آن، ناتوانی سلولها در استفادۀ صحیح از انسولین و در نتیجه کاهش مصرف گلوکز در بدن و افزایش تولید گلوکز، عوامل بالا رفتن قند خون هستند. انسولین، هورمون یا مادهای است که در بدن توسط غدۀ لوزالمعده (پانکراس) تولید میشود و باعث میشود قند یا به عبارتی مهمترین منبع انرژی بدن بتواند وارد سلولها شده و مورد استفاده قرار گیرد.
زمانی که به هر دلیل قند خون بالا میرود، اختلالات جدی در سوخت و ساز بدن ایجاد میشوند که تمامی ارگانها و سیستمهای بدن را درگیر میکنند و مشکلات فراوانی را برای فرد مبتلا به دیابت و دستگاه بهداشتی جامعه فراهم میآورند.
در آمریکا علت اصلی بیماری مرحلۀ انتهایی کلیه، قطع عضوهای اندام تحتانی (که به دلیل تصادف روی نمیدهند) و کوری افراد بالغ، دیابت است. با افزایش شیوع دیابت در سراسر جهان، انتظار میرود که این بیماری همچنان یکی از معضلات انسان امروز باقی بماند.
در بخشی از کتاب دیابت (diabetes) میخوانیم:
بلافاصله بعد از صرف یک غذای پرکربوهیدرات (قندی) گلوکزی که جذب خون میشود، موجب ترشح سریع انسولین میشود. انسولین نیز به نوبه خود موجب جذب، ذخیره و استفاده سریع از گلوکز تقریباً به وسیله کلیه بافتهای بدن، اما به ویژه به وسیله عضلات، بافت چربی و کبد میشود.
در بیشتر اوقات روز، بافت عضلانی برای تأمین انرژی خود به چربیها متکی است نه به گلوکز. دلیل اصلی برای این موضوع آن است که غشای طبیعی و در حال استراحت عضله به استثنای هنگامی که فیبر عضلانی به وسیله انسولین تحریک میشود، نسبت به گلوکز تقریباً نفوذناپذیر است و در فاصله بین غذاها مقدار انسولین ترشحشده کمتر از آن است که موجب پیشبرد ورود مقادیر قابل ملاحظهای از گلوکز به داخل سلولهای عضلانی شود. اما در دو حالت است که عضلات واقعاً از مقادیر زیادی گلوکز استفاده میکنند. یکی از این حالات در جریان ورزش یا فعالیت عضلانی سنگین است. این نوع مصرف گلوکز نیازی به مقدار زیادی انسولین ندارد زیرا فیبر عضلانی در حال فعالیت، به دلایلی که درک نشده، حتی در غیاب انسولین به گلوکز بسیار نفوذپذیر میشود. حالت دوم در مورد استفاده عضله از مقادیر زیاد گلوکز در طی چند ساعت بعد از صرف غذاست.
در این زمان غلظت گلوکز خون بالاست و لوزالمعده مقادیر زیادی انسولین ترشح میکند. این انسولین اضافی موجب انتقال سریع گلوکز به داخل سلولهای عضلانی میشود. این امر سبب میشود که سلول عضلانی در جریان این مرحله زمانی استفاده از کربوهیدراتها را بر چربیها ترجیح دهد. در صورتی که عضلات در جریان مرحله بعد از صرف غذا فعالیتی نداشته باشند، ولی گلوکز به فراوانی به داخل سلولهای عضلانی انتقال یابد، در این حال قسمت اعظم گلوکز به جای استفاده برای تأمین انرژی به صورت گلیکوژن تا سقف غلظت دو تا سه درصد ذخیره میشود. گلیکوژن میتواند بعداً به وسیله عضله برای تولید انرژی به مصرف برسد. یکی از مهمترین کلیه اثرات انسولین ذخیره کردن قسمت اعظم گلوکز جذبشده بعد از صرف غذا، تقریباً بلافاصله به صورت گلیکوژن در کبد است.
بله






















