باسلام خدمت نویسنده محترم... کتاب عشق و عاشقی بود. بینهایت لذت ودربعضی جاهاتاسف خوردم بقول نویسنده میشدکاری کرد ک جنگ ادامه پیدانکنه و بی دریایتی بعضی از سیاستمدارن و بعضی از نظامیان بالامنصب.
بهرحال جنگ اگ نبودالان ایرانی نبودچون جنگ بسیاربمادرس داد.. درس مقاومت و شهادت..
تا کلمه شهادت هست اران وجود خواهد داشت.
ودرس دیگ اینک من از این کتاب گرفتم قناعت بود. فرمودند با آب و تکه نانی روزگار میگذرانند.
دنیاپرستی آهن پرستی پول پرستی شکم پرستی مال دوستی شده هدف ما.. لذات زندگی بحدی رسیده که منه ناچیزهمه چیزرابه دنیاپرستی مالدوستی ترجیح میدم. نه احترامی نه گذشتی نه هدیهای نه دینی نه رفتاری و... پس شهدا و مبارزان جنگ کی بودند که از مال و خواب و ماشینو ساختمون و لذتها گذشتن زن و بچه گذشتن... بخاطر کی بخاطر چی.. ینی اونها نمیتونستن فرار کنن یا نرن خط اول جبهه.
الان مملکت شده دزدی ریا دورویی و دروغ و ماشین انچنانی خونه انچنانی. همه این خونها حساب وکتاب داره دوره بزن درویی نیست که جواب نده..
طرف جونش رو داد برای ایران الان طرف داره ب هر نحوی کم کاری میکنه.. ی جوری دزدی میکنهی جوری سر منوشمارو کلاه میذاره انگار میخادهزارسال زندگی کنه.. بابا نهایتش ۷۰ ۸۰ سال.. اخرش ک چی...
تقاسش رو باید پس بدی...
امیدوارم همه ما باشهدا محشور بشیم
درس عبرت بگیریم از کتاب نکته برداری کنم یادم نره کار این شیر پاک خورده هارو..
من سال ۸۴گروهبان وظیفه از لشکر۲۳پرندک بودم
دورهای ک جنگ نبود درطول ۶ ماهی ک اونجابودم اونجا رو پوست وگوشت و استخوانم درک کردم.. خوشابسعادتشون.
مطالبش جذابه مخصوصا فصلی که در کویر گم شده. خود من سال ۸۱ در منطقه نفت شهر دیده بان بودم و برای ماموریت به ونجا رفته بودم و با نیروهای مرزبانی عراق درگیریهای زیادی داشتیم اون سال سال آخر حکومت صدام بود و نظامیهای عراقی شبانه از تنگههای مرز به سمت ایران فرار میکردند و مابا اونها درگیر میشدیم، یادش بخیر...
کتاب بسیار زیبایی بود
بنظر من بهترین بخش کتاب مربوط به دو هفته سرگردانی و تشنگی و گرسنگی شدید آقای صادقی بود دو هفتهای که موجب عروج روحانی او شد و به نوعی عرفان نائل شد گفتگوی او با خالق مطلق در این دو هفته و بازی کائنات با او خیلی زیبا بود
خیلی خوب و عالی بود خیلی جذب کرد منو فقط بعضی جاها زیاد میگفت منطورم این نیست یا منظورم اون نیست درصورتیکه راوی باید حرفش رو بزنه هرکی دوست نداشت باور نکنه. بنطر من بهیچ کس نباید توضیح داد منطور ما از تعریف کردن خاطراتمون چیه ولی در کل عالی بود.
سلام بسیار بسیار عالی بود ایکاش کتابهای مثل این هنوز داشتید تا مطالعه کنیم لطفا تا جاییکه امکان دارد چندین کتاب دیگر در خصوص جبهه و جنگ از ارتشیان یا از اسرا را در این کتابخانه بگذارید تا رایگان استفاده کنیم و لذت ببریم ممنون
با سلام خدمت همه به نظر بنده نوع جدیدی از خاطرات بود آن هم خاطرات ارتش بود ارزش خواندن را دارد خیلی دلم میخواست خاطرات جنگ را به غیر از زبان سپاه و بسیج بخوانم این کتاب این فرصت را داد تا از دیدگاه جدیدی ببینم
متن قوی و خوبی داره. بخشهایی که شرح حال سرگردانی و گم شدن راوی بود، خیلی جذاب و خواندنی و تاثیر گذار بود. شرح حالات و شرایطی بود که شاید هیچ وقت تجربه نکنیم و حتی مثالش رو نبینیم و نشنویم...
این کتاب هم به نوبه خود خاطرات و آموزههای جذابی از روزگاران نه چندان دور است. زمانیکه آدمای یکرنگ زیاد بودند و مثل امروز همه به فکر مال دنیا و دوز و کلک نبودند. دست بر و بچههای کتابراه درد نکنه
کتاب خوبی هست با اینکه جزو کتابهای رایگان هست، خیلی نگارش خوبی داره، من هم در دشت ذهاب بودم و نزدیک نفت شهر و دوست داشتم دوره جنگ تو منطقه نفت شهر رو از زبان یک سرباز ارتشی بشنوم که انصافا خوب بود!
دریک جمله میگم بینظیر است.
این خاطرات خیلی بی پیرایه روایت شده و بگونهای تعریف شده که خواننده درتمام لحظات انگار در کنار آقای صادقی حضور داره و مصائب ومشکلات رو از نزدیک لمس میکنه
واقعا عالی بود. من چند سال پیش این کتاب رو خوندم، اما تو پیچ و خم های زندگی، گاهی مشکلات شخصیت اول این کتاب تو ذهنم میاد. خیلی دلم می خواد دوباره بخونمش.
بهرحال جنگ اگ نبودالان ایرانی نبودچون جنگ بسیاربمادرس داد.. درس مقاومت و شهادت..
تا کلمه شهادت هست اران وجود خواهد داشت.
ودرس دیگ اینک من از این کتاب گرفتم قناعت بود. فرمودند با آب و تکه نانی روزگار میگذرانند.
دنیاپرستی آهن پرستی پول پرستی شکم پرستی مال دوستی شده هدف ما.. لذات زندگی بحدی رسیده که منه ناچیزهمه چیزرابه دنیاپرستی مالدوستی ترجیح میدم. نه احترامی نه گذشتی نه هدیهای نه دینی نه رفتاری و... پس شهدا و مبارزان جنگ کی بودند که از مال و خواب و ماشینو ساختمون و لذتها گذشتن زن و بچه گذشتن... بخاطر کی بخاطر چی.. ینی اونها نمیتونستن فرار کنن یا نرن خط اول جبهه.
الان مملکت شده دزدی ریا دورویی و دروغ و ماشین انچنانی خونه انچنانی. همه این خونها حساب وکتاب داره دوره بزن درویی نیست که جواب نده..
طرف جونش رو داد برای ایران الان طرف داره ب هر نحوی کم کاری میکنه.. ی جوری دزدی میکنهی جوری سر منوشمارو کلاه میذاره انگار میخادهزارسال زندگی کنه.. بابا نهایتش ۷۰ ۸۰ سال.. اخرش ک چی...
تقاسش رو باید پس بدی...
امیدوارم همه ما باشهدا محشور بشیم
درس عبرت بگیریم از کتاب نکته برداری کنم یادم نره کار این شیر پاک خورده هارو..
من سال ۸۴گروهبان وظیفه از لشکر۲۳پرندک بودم
دورهای ک جنگ نبود درطول ۶ ماهی ک اونجابودم اونجا رو پوست وگوشت و استخوانم درک کردم.. خوشابسعادتشون.