جدیدا انگار بعضی از نویسندگان فکر میکنند استفاده از الفاظ بیادبانه و یا چندشآور، شاهکار ادبی محسوب میشه و زیاد از این کلمات و توصیفهای بیپرده استفاده میکنند. نگارش ناداستانهایی که فقط شامل توصیف محیط و شرایط هستند و ماجرایی رو روایت نمیکنند خیلی مورد علاقهی من نیست و البته شاید طرفداران خودش رو داشته باشد. اما داستانهای کوتاه این مجموعه اغلب فاقد جذابیت، بدون موضوع و نازیبا بودند. اصلا هم توانایی برقراری ارتباط با مخاطب را نداشتند. تصویر روی جلد هم گیرا نیست و شاید بهتر بود تصویر مناسبتری انتخاب میشد. تنها نکتهی مثبت این که نویسنده به مسائل جزیی و کماهمیت که به چشم هر کسی نمیاد، توجه داشته و همین میتونه زمینهساز آیندهی بهتری در نویسندگی برای ایشون باشه. امیدوارم که همیشه موفق باشند.
واقعا چرتترین کتابی بود که تا الان خوندم
توصیف بیش از اندازه جزئیات و نداشتن محتوایی که اقلا یک مفهوم رو بخواد به مخاطب برسونه این کتاب چرت رو پر کرده.
نویسنده توی داستان شیر، آب ماست و... چیزی نوشته که حال هر کسی رو به هم میزنه ترکیب شیر و گه و شیر و مو و.... یک داستان حال به هم زن
توجه بیش از حد به یک محیط بی معنی اگر هدف انتقال مخاطب به جای بود که نویسنده داشت میدید و حس میکرد ناموفق بود چون محیطی که قرار بود خواننده رو باخودش ببره یک جای خسته کننده و کاملا کاملا بی معنی بود
سلام کتاب فوق العاده جالبی بود از موضوعات جزئی که نویسنده به ان ها پرداخته بود حیرت زده شدم بهتون توصیه میکنم کتاب به روایت بادهای دیر سال رو که هم همینطور سبکی داره مطالعه کنید