پیمان جهان فر در کتاب تاثیر رضایت شغلی بر بهبود رفتار شهروندی، سعی کرده تأثیر عدالت سازمانی و رضایت شغلی بر رفتار شهروندی سازمانی را مورد بررسی قرار دهد و آنگاه نقش شخصیت سالم سازمانی به عنوان متغیر مداخلهگر در این تأثیر را بررسی نماید.
در ادبیات آکادمیک و حرفهای مدیریت، توجه قابل ملاحظهای برای فهم تأثیر رفتار شهروندی سازمانی به عنوان رفتارهای فرا وظیفهای کارکنان بر مشارکت آنان به صورت مثبت در عملکرد سازمانها شده است. رفتار شهروندی سازمانی، نگرش و ظرفیت کارکنان را برای توانمندسازی و انعطاف پذیری بالاتر آنها در راستای اهداف سازمان و در شرایط مختلف محیطی فراهم میآورد. بنابراین وفاداری و تعهدی که در کارکنان ایجاد میشود عاملی برای تضمین سلامت سازمان و بقای آن در محیط رقابتی و متحول محسوب میشود.
رفتار عادلانه از سوی سازمان با کارکنان عموما منجر به تعهد بالاتر آنها نسبت به سازمان و رفتار شهروندی فرانقش آنها میشود. از سوی دیگر افرادی که احساس بیعدالتی کنند، به احتمال بیشتری سازمان را رها میکنند یا سطوح پایینی از تعهد سازمانی را از خود نشان میدهند و حتی ممکن است شروع به رفتارهای ناهنجار مثل انتقامجویی کنند. بنابراین درک اینکه چگونه افراد در مورد عدالت در سازمان خود قضاوت میکنند و چگونه به عدالت یا بیعدالتی درک شده پاسخ میدهند، از مباحث اساسی به خصوص برای درک رفتار سازمانی است.
رفتار شهروندی سازمانی، مجموعهای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری است که بخشی از وظایف رسمی فرد نبوده، با این وجود توسط ایشان انجام و باعث بهبود مؤثر وظایف و نقشهای سازمانی میشود. عدالت سازمانی به رفتار منصفانه و اخلاقی افراد درون یک سازمان اشاره داشته و با سه عامل برابری، بیطرفی و عدم تبعیض تعریف میشود. سلامتی سازمانی آن وضعیتی است در افراد و سازمان متبوع آنها که امکان میدهد عملکردی بالاتر از حد معمول انتظار و یا حتی بالاتر از همه رقبای خود داشته باشند.
در کتاب تاثیر رضایت شغلی بر بهبود رفتار شهروندی برآنیم نقش رضایت شغلی در رابطه با تعالی شغلی و رفتار شهروندی در شرکت گاز استان آذربایجان شرقی را مورد مطالعه قرار دهیم. که در این پژوهش در پی پاسخگویی به این سؤال باشیم که آیا مؤلفههای رضایت شغلی بر رفتار شهروندی سازمانی در شرکت گاز استان آذربایجان شرقی چه تأثیری دارند و اولویتبندی آنها به چه شکلی است؟
در بخشی از کتاب تاثیر رضایت شغلی بر بهبود رفتار شهروندی (The Impact of satisfaction on the improvement of social relations) میخوانیم:
رضایت شغلی که نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغلش میباشد زائیده عواملی نظیر شرایط محیط کار، نظام سازمانی شغل، روابط حاکم بر محیط کار و تأثیر عوامل فرهنگی است. لذا میتوان نتیجه گرفت رضایت شغلی، احساس روانی است که از عوامل اجتماعی نیز متأثر میباشد.
رضایت شغلی یعنی احساس خرسندی و خشنودی که فرد از کار خود میکند و لذتی که از آن میبرد و در پی آن به شغل خود دل گرمی و وابستگی پیدا میکند. رضایت شغلی حالتی مطبوع و خوشایند، عاطفی و مثبت که حاصل از رضایت ازشغل است، مفهومی دارای ابعاد، جنبهها و عوامل گوناگون که باید مجموعه آنها را در نظر گرفت. از جمله این عوامل، میتوان به صفات کارگر و کارمند، نوع کار، محیط کار و روابط انسانی کار اشاره نمود.
رضایت شغلی بعنوان یکی از عوامل مهم کارایی و اثربخشی سازمانی میباشد که بسیاری از رفتارهای کارکنان در سازمان را تحت تاثیر قرار میدهد. بطور کلی تحقیقات نشان میدهد که رضایت شغلی و رفتار شهروندی سازمانی همدیگر را تقویت میکنند.
برای مثال در یکی از اولین تحقیقات صورت گرفته درباره رفتار شهروندی، روی کارکنان دانشگاه بیتمن و ارگان (1983) دریافتند که بین معیارهای عمومی رضایت شغلی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
بله












