کتاب هفت قصر نوشته امین ابراهیمی، جلد دوم از مجموعه داستان هیجانانگیز گلهای سرخ است.
در کتاب هفت قصر، قهرمان داستان سوار بر وسیله نقلیهای مدرن از مجموعهای فوق مدرن در دل جهان هستی به همراه شخصی دیگر، از ساختههای سالیان گذشته خودش که در آنجا در بخشهای مختلف نگهداری میشود دیدن میکند که این موضوع باعث یادآوری خاطرات آن روزها میشود... .
مجموعه کتابهای علمی و تخیلی ناجی در فصلهای مختلف منتشر شدهاند. هر فصل نیز دارای چهار جلد کتاب است. کتاب هفت قصر در واقع جلد ششم از مجموعه ناجی محسوب میشود.
در بخشی از کتاب هفت قصر میخوانید:
مسیر نگاهش را دنبال کردم مقابل محلی که نشسته بودیم را نشان میداد دقیقا منظورش را متوجه شدم او هم تعجب کرده بود زیرا که آن قسمتی که پس از دالان ورودی به آن وارد شده بودیم یک پیش آمدگی در دل آسمان بود که روی آن چند میز و صندلی سنگی قرار داشت و اگر بخواهم درست حس و حال آن را شرح بدهم او باید حس فضانوردی را میداشت که روی فضاپیمای خودش نشسته بود و به فضای بیکران نگاه میکرد. با این تفاوت که در این پیش آمدگی اگر از آنجا به اطراف نگاه میکردی، در دو طرف نمایی باز از آسمان وجود داشت که لکههایی از ابر در آن در حال حرکت بودند و دستههایی از پرندگان در دور دستها به پرواز گروهی خودشان مشغول بودند، پروانههایی که گاه به گاه از مکانی نامعلوم میآمدند و در دوردستها ناپدید میشدند. در مقابل هم قصری بزرگ بود که یک قصر در سمت راست آن و یک قصر هم سمت چپ آن قرار داشت. آرام از جایم بلند شدم و از ساینا خواستم همراه من بیاید، با تعجب نگاهم میکرد گویی برای تصمیمگیری در مورد این که همراه من بیاید و یا این که همچنان در آنجا بماند و به آن منظره نگاه بکند، مردد بود. از دیدن این وضعیت کمی گیج شده بودم و فکر میکردم که مانند همیشه برای دیدن مکانهای جدید اشتیاق زیادی داشته باشد اما این مرتبه این گونه نبود اما او که هنوز آن جا را ندیده بود؟ و نمیدانست که آن جا هم زیبایی بینظیری دارد... اما شاید او به همین دلیل دلش نمیخواست از این منظره دل بکند.
بله

















