موضوع داستان برایم تازگی داشت. دوست داشتم بیشتر ازاین به جزئیات پرداخته شود. تا اثر داستان بیشتر در مخاطب باقی بماند و دیرتر فراموش شود. در کل از داستان خوشم اومد ولی به نظر من در خانوادههایی که این قبیل رسومات وجود دارد نا خودآگاه بچهها زودتر از سنشان بزرگ میشوند و میفهمند در صورتی که نویسنده به ابن نکته توجه نکرده و دختر ۱۳ ساله قصه را در حد یک دختر ۷یا ۸ ساله آورده است که در ناز و نعمت بزرگ شده. متشکرم
باسلام چندتانقدبه این داستان هست اولاداستان درمورددخترهای زیر۱۳سال نیست برخلاف آنچه درمقدمه اومده دومانویسنده شخصیت اصلی داستان روطوری توصیف میکنه که ذهن انسان میره به این سمت که درموردیک دختر۸یاشاید۹ساله صحبت میکنه وحتی کوچکترکاش بیشترروش کارمیشدبالاخره دختر۱۵ ساله حداقل وقتی لباس عروس میپوشه میفهمه چه خبره اینطورنیست؟؟؟؟؟؟
متن کتاب زیبا و احساسی بود و ادمو جذب میکرد، در مورد داستانم بگم که عین واقعیت بود من از مادر خودم شنیدم که قبلاً این طوری دختر شوهر میدادن، بدون اینکه آمادهاش کنن یا چیزی یادش بدن اونم توی سن خیلی پایین... و البته هنوزم کودک همسری داریم اونم به خاطر شرایط مالی بد هست متاسفانه....
ازدواج زود باعث بدبختی خودم دختر میشه ولی ازاونجایی که مردم قدیم سطح فکرپایینی داشتن البته شایدباشن هنوزم ازاین پدرمادرها که فکرمیکنن دخترشان هنوز کاردستشون نداده عروسشون کنن ولی دراصل نمیدونند ازدواج درسن پایین باعث خوشبختی نمیشه بلکه همیشه اززندگی خودناراضی
کتاب جذابی هست، به نظر من در عدم آگاهی یک دختر ۱۲ ساله کمی اغراق شده بود! به هر حال همهی انسانها شناخت نسبی به محیط زندگی خود دارند، این همه ندانستن از یک نوجوان ۱۲ ساله خیلی بعید به نظر میآمد. ولی قلم خوب نویسنده میتواند دنیای داستان را برای خواننده قابل لمس کند
ساده اما صمیمی و بسیار زیبا. با اونکه خیلی اهل داستانهای ایرانی نیستم ولی این داستان خیلی جذبم کرد. فکر کنم بهتر بود مقدمه کتاب به آخر منتقل میشد. خیلی داستان تاثیر برانگیزی بود. این جور متنها رو خانم آبیار فیلمهای خوبی ازش در میارند. کاش ازش فیلم خوبی ساخته میشد...
اصلا قشنگ نبود خوشم نیومد از خرید کتاب پشیمون شدم حیف وقت برا خوندنای کتاب طوری داستاندبیان شدهدانگار در مورد بچه کوچیکی که هیچی نمیفهمه توضیح میده یک دختر پونزده شونزده ساله الان همه چیزو متوجه میشه