کتاب ۹ داستان از ۹ نویسنده کوچک، در واقع داستانهای خیالی دانشآموزان توانای پایه سوم دبستان سحر خشک آباد در شهرستان میناب از استان هرمزگان هست که به صورت یک مجموعه توسط یعقوب ذاکری درباغی گردآوری شده است.
در بخشی از کتاب ۹ داستان از ۹ نویسنده کوچک میخوانید:
یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود. در یک جنگل زیبا و سرسبز، خرگوش کوچولویی زندگی میکرد. این خرگوش هر روز برای پیدا کردن غذا به جنگل میرفت.
یه روز که برای پیدا کردن غذا و آذوغه به جنگل رفته بود، یک گرگ بدجنس اونو میبینه و دنبالش میکنه. خرگوش کوچولو هم که حسابی سرگرم کارش شده بود، متوجه حضور گرگ نمیشه!
گرگ کمین خرگوش میکنه تا اونو به دام بندازه! ولی ناگهان کلاغ که دوست خوب خرگوش بود، از بالای درخت گرگ رو میبینه و به خرگوش میگه فرار کنه!
خرگوش شروع به دویدن میکنه و گرگ هم که حسابی شکمش به قار و قور کردن افتاده بود، به سرعت دنبال خرگوش میدوئه.
خرگوش کوچولو از ترس میره تو سوراخ زیر ریشهی یک درخت قدیمی قایم میشه تا دست گرگ بهش نرسه، گرگ هم با عصبانیت شروع میکنه به شکستن شاخه و تنهی درخت تا خرگوش رو بگیره.
بله













