شهناز عزیزی در کتاب زهد در دیدگاه امام علی (ع)، شیوهها و روشهای ارزشمند حضرت علی (ع) در تبیین زهد و تربیت زاهدانه و راهکارهای نظری و عملی اتصاف مردم به این صفت را در قالبی جدید و کاربردی با رویکرد روش شناختی عرضه کرده است.
آفت دنیاپرستی و دنیاخواهی، هریک از فقیر و غنی را به گونهای گرفتار کرده و سر منشأ تمام خطاهای انسانی در همۀ عرصههای زندگی شده است. امام علی با بیان درد واقعی انسانها درمان آن را زهد میداند و راههای درمان این درد و اتصاف به زهد حقیقی را به صورت نظری و عملی بیان میکند. زهد در نگاه امام گوشه گیری، ژنده پوشی و بیتفاوتی نیست، بلکه حضرت اساس و حقیقت زهد را کوتاه کردن آرزوها و دلبستۀ دنیا نبودن میداند:
الزهد کله بین کلمتین من القرآن: قال الله سبحانه: ﴿لِکَیلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ﴾ و من لم یأس علی الماضی، ولم یفرح بالآتی، فقد أخذ الزهد بطرفیه.
در کتاب زهد در دیدگاه امام علی (ع) آمده است که همۀ زهد در میان دو جمله از قرآن است: خدای پاک از هر کاستی گوید: «تا بر آنچه از دستتان بیرون رفته دریغ نخورید، و برای آنچه به دستتان افتاده شادمان نشوید»، پس [بر پایۀ این سخن خدا] هر کس که بر گذشته دریغ نخورده، و برای آینده شاد نشده، از آغاز تا انجام زهد را به دست گرفته است.
بر اساس کلمات نورانی حضرت میتوان یک نظام تربیتی بر اساس اصل زهد و مبتنی بر فطرت استنباط کرد و بدین ترتیب راه حلی برای مشکلات و رفع بحرانهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ارائه نمود.
از زمان تألیف کتب متعدد در شرح نهج البلاغه و کلمات نورانی امیر مؤمنان، و حتی پیش از آن در باب زهد سخن بسیار گفته شده است. اما هیچ کتابی در مورد تلفیق این دو موضوع (زهد و تربیت) و یا با نگاه روش شناختی نوشته نشده است. از سوی دیگر، همۀ کسانی که در بحث زهد در نهج البلاغه قلم زدهاند؛ اذعان دارند که امام علی بسیار از زهد و ترک دنیا سخن گفتهاند، اما دلیل اهتمام جدی امام به این مقوله در هیچ کتابی پاسخ داده نشده است. زهد در نگاه حضرت یک بحث اخلاقی صرف نیست بلکه پیمودن شاهراه سعادت و رضوان الهی بر اساس نقشه فطرت است.
اما معنی زهد: زهد در لغت در اصل بر «چیز اندک» دلالت میکند و «الزهید» را «چیز کم» و زاهد را «قلیل المال» و «قلیل المطعم» معنا کردهاند، منظور از «اندک» را «قدر کفاف» میدانند.
زهد، متضاد رغبت و به معنای ترک و اعراض کردن است. در صحاح جوهری، خلاف رغبت معنا شده و چنین آمده که، زهد با دو حرف «فی» و «عن»؛ به ترتیب، به معنای رغبت داشتن و رغبت نداشتن است: «الزهد خلاف الرغبه وتقول زهد فی الشیء وعن الشیء. ویتزهدای یتعبد والتزهید فی الشیء وعن الشیء: خلاف الترغیب فیه والمزهد: القلیل المال.»
«التزهید عن الشیء: خلاف الترغیب فیه، زهده فی المرء: رغبۀ عنه»
«رجل زهید وامرأۀ زهیدۀ وهما القلیل طعمهما»
در قاموس نهج البلاغه، زهد چنین معنا شده است: «الإعراض عن الشی إحتقارا له.» یعنی: «روگردان شدن از چیزی برای پست شمردنش.»
و در نهایت کاملترین معنای لغوی آن است که زهد، «انصراف از چیزی برای حقیر شمردن آن و پایین بودن شأن آن است به دلیل بینیازی از آن، با وجود بهتر از آن.»
با مراجعه به نهج البلاغه و بررسی سخنان امام علی، میتوان تعریفی جامع و مانع به دست آورد؛ هر کس چنین باشد زاهد است، فقیر باشد یا غنی.
در بخشی از کتاب زهد در دیدگاه امام علی (ع) میخوانیم:
امام میفرمایند:
الزهادۀ قصر الأمل والشکر عند النعم والتورع عند المحارم فإن عزب ذلک عنکم فلا یغلب الحرام صبرکم ولا تنسوا عند النعم شکرکم فقد أعذرالله إلیکم بحجج مسفرۀ ظاهرۀ، وکتب بارزۀ العذر واضحۀ.
مردم! هوشیار باشید، حقیقت زهد و پارسایی کوتاهی آرزو، و شکر به هنگام پیش آمدن نعمت، و خودداری در هنگام پیش آمدن حرامهاست؛ اما اگر این [ملکۀ نفسانی و فرشتۀ آسمانی] زهد و پارسایی نهان شد و از شما روی گردانید، مراقب باشید که تمایل به حرام بر صبر و استقامت شما چیره نشود، و هنگام پیش آمدن نعمت، وظیفۀ شکرگزاری را فراموش نکنید؛ چه خداوند با حجتهای بیپرده و آشکار و کتابهای آسمانی که عذرهای هویدا در آنها نمایان است، راه بهانهجویی و عذرآوردن را به روی شما بسته [جای اعتراضی برای شما نگذارده است.]
در زهد علوی، سه معیار اساسی وجود دارد:
1. کوتاه کردن آرزوها که سبب دلبسته نشدن به بهرههای این جهانی میشود.
2. دانستن این که جز خدا نعمت دهندهای نیست و شکر گزاری خداوند به سبب نعمتهایش و استفاده از آنها، آن گونه که خداوند دستور داده است. این بینش و عمل، رغبت قلبی انسان را به بهرههای این جهانی میکاهد و بر رغبت انسان به خداوند میافزاید.
3. ورع و پارسایی، عبارت است از التزام به انجام اعمال نیک و خودداری از غرق شدن در محرمات. ورع از صفات راسخ در نفس و از ویژگیهای عفت است. خودداری از افتادن در گرداب محرمات و توجه به انجام اعمال نیک، لازمهاش بیاعتنایی به محبت دنیا و لذایذ آن است. پس پارسا دلبستۀ دنیا نیست و از وابستگی به خوشیهای آن اجتناب میکند... ورع را به صبر که لازمۀ پارسایی است نیز تفسیر کردهاند. صبر و پارسایی، هر دو از ویژگیهای عفاف و پاکدامنی هستند. پس از این دستور، امام، انسانها را به ایستادگی و مقاومت در برابر هوای نفس، تشجیع مینماید.
بله

















