کتاب درکل به زندگی آدم خسته و روان فرسودهای میپردازه که نویسنده اونو به شکل نه کارآگاه بلکه کاریکاتوری از کارآگاه در اوورده. یه کاراکتر قمارباز و الکلی که مرگ رو به شکل زن دلربایی میبینه، با مردهها و موجودات ماورایی ارتباط داره و دنبال گنجشک سرخیه که وجود نداره. در عین حال جدیت جالبی نسبت به کارش داره. چون همه چی واسه آدمی به بی پناهی و فرسودگی نیک بلان به یه اندازه جدیه. یه سری از جاهای داستان نیک بلان میتونست سرنخایی رو دنبال کنه تا به یه پاسخ قطعی درمورد گنجشک قرمزبرسه. اما نویسنده طوری داستانو چید تا به سمت تباهی و مرگ کشیده شه. چون به نظرم میخواست نشون بده چطوری پوچی و روان خسته کاری میکنه که انسان آگاهانه خودش رو نابود کنه. گرچه بقیه موجودات ناآگاهانه به زوال و مرگ محکومن. داستان جالبی بود و من ارتباط خوبی باهاش گرفتم
بوکوفسکى رو به عنوان مبدع رئالیسم کثیف میدونن اما تو این کتاب تمام اصول رئالیسم رو رعایت نمیکنه، حتى میشه گفت کتاب در جاهایى سورئال هم میشه.
طنز نثر بوکوفسکى تو نسخه ى اصلى کتاب جذابتره و لذت خوندنش خیلى بیشتره تا ترجمه و بخاطر لحن عامیانه و بذله گویانه اى که بوکوفسکى داره تو همه ى اثارش هیچوقت ترجمه نمیتونه اونجورى که باید جذابیت متن رو منعکس کنه.
دیوید بلین با تمام کارآگاهانى که اسمشون به گوشتون خورده-از شرلوک هلمز، پوآرو، فیلیپ مارلو و... - زمین تا آسمون فرق داره.
در واقع از بس که این ادم بیعرضه و احمقه بعضى از جاهاى داستان از انتخاب هاش حتى عصبى میشین.
توصیه میکنم قبل از خوندن این کتاب فیلم barfly رو ببینید که راجع به خود بوکوفسکیه، اون موقع شخصیت بلین راحتتر براتون جا میافته.
سلام و درود به دوستداران کتاب کتاب جالبی بود، یک کتاب فلسفی با درون مایه طنز تلخ. نویسنده سعی کرده بود که دنیارا از زاویه دید خود به تصویر بکشد و انسان را به طور خالص تشریح کند که تا حدودی اعصاب خرد کننده بود😅. ادبیات این کتاب، ادبیات کوچه بازاری هست یعنی از فوحش و جملات محاورهای استفاده شده. داستان به طور یکنواخت و تکراری بود که ناگهان اتفاقات جالبی میافتاد و سپس به حالت یکنواختی خودش باز میگشت. داستان هیجان زیادی نداشت ولی ماجراهای داستان کاملا به هم پیوسته و پایدار بود. برای اینکه منظور نویسنده از محتوای کتاب کاملا روشن باشد تا حدودی به مسائل تک بعدی نگاه کرده بود. بزرگترین ایراد کتاب ترجمه ان است. باتشکر
نسخهی انگلیسی کتاب حدود۲۰۰ صفحه است که متاسفانه ترجمههای ایرانی چیزی حدود۱۰۰ تا ۱۵۰ صفحه است که مشخصه بخشی از کتاب با سانسور مواجه شده... با این حال کتاب دارای جملات تامل برانگیزی هست مثل قسمتی از کتاب که مربوط به انتظار کشیدن همیشگی ادمها ست... منتظر ازدواج منتظر طلاق منتظر غذا خوردن منتظر.... . . .
کتاب چندان جذابی نیس. یکم کسل کننده هستش. البته اینو یکی از اشناهام که خیلی تعریفشو کرد بهم معرفی کرد بخونم و گفت شخصیتای داستان سمبل انسانهای مختلفن. ولی من سر در نیاوردم. شاد سطحش واسم بالاس.
داستان عجیبیه، مطمئنم نیستم منظور نویسنده رو گرفته باشم، همش فکر میکردم از کجا این مسائل به ظاهر بیربط به ذهن نویسنده رسیده، آدم فضایی هاو.... . به نظرم باید خودش بیاد داستانش رو توضیح بده😉
چیزی که من از این کتاب یاد گرفتم و شاید برداشت من به درست یا غلط بوده این بود که زندگی خیلی از ماها داره روی محور تکرار و سو استفاده میگذره. سو استفاده از وجدان بیدار یه سری ادمها.
نمیدونم چرا نتونستم با این کتاب ارتباط برقرار کنم تا یه جایی خوندمش بعد هی کم کم میرم سراغش! کتاب خوبیه اما برای من خیلی جذاب نبود. البته ترجمهاش هم خیلی جالب نبود به نظرم.
این که اخرین اثر بوکوفسکی محسوب میشه خیلی از ساندویچ ژامبون و سایر اثار قبلیش ضعیف تر بود حدس میزنم مشکل از ترجمه باشه چون نسخه زبان اصلی 200صفحه بیشتره