کتاب اختلال یادگیری (خواندن، نوشتن، ریاضی)، با هدف ارائه اطلاعاتی درباره ماهیت اختلال، علتشناسی و درمان آن به زبان ساده توسط الهه اکبری به رشته تحریر درآمده است، تا بتواند مورد استفاده مؤثر والدین و مربیان کودک، معلمان و دانشجویان رشتههای روانشناسی، گفتار درمانی، علوم تربیتی و کار درمانی قرار بگیرد.
یادگیری یکی از مهمترین جنبههای رفتاری در انسان و موجودات تکامل یافته، پایه و اساس بسیاری از مهارتها است. یادگیری در انسان موجب میشود از سایر موجودات و دیگر همنوعان خود متمایز گردد. انسان همواره نیاز به رفتارهای تازهای دارد،نیاز به یادگیری به طور طبیعی در نهاد بشر وجود دارد.
از اوایل زندگی، کودک این نیاز را در خود احساس میکند و میخواهد به اسرار دنیای اطراف خود پی ببرد و در این روند از کیفیت وجود خود آگاه میشود. او یاد میگیرد که باید حرکت کند، راه برود، گوش بدهد، بیندیشد، سخن بگوید، بخواند و بنویسد. یادگیری ممکن است بدون مشکل حاصل شود و یا برخی از مشکلات، سبب یاد نگرفتن یا اختلال در یادگیری شوند.
دانشآموزان مبتلا به اختلال یادگیری گروه ناهمگونی را تشکیل میدهند که وجه اشتراک همهی آنها ناتوانی یا اختلال در یادگیری دروس مدرسه است. اختلال یادگیری تقریبا همیشه به افت تحصیلی منجر میشود، اما این بدان معنا نیست که هر کودک دچار افت تحصیلی، دارای اختلال یادگیری باشد.
کتاب اختلال یادگیری (خواندن، نوشتن، ریاضی) به ما گوشزد میکند که در مواردی نا آگاهیها و نا آشناییهای معلّمان، مسئولان و والدین سبب میشود که این کودکان به اشتباه به مدارس استثنایی فرستاده شوند. بسیاری از این کودکان به دلیل شکستهای مکرر تحصیلی دچار ناکامی شده و ترک تحصیل میکنند. به علاوه اگر مشکلات آنها به موقع تشخیص داده نشود و برنامههای مداخلهای مناسب اجرا نشود، احتمال بروز نابسامانیهایی چون اظطراب، افسردگی و بزهکاری در آنها افزایش مییابد.
طی سالهای متمادی، پژوهشگران با کودکانی مواجه شدند که از نظر وضعیت بینایی و شنوایی و هوش بهنجار بودهاند ولی نمیتوانستند یاد بگیرند. در اواخر سالهای 1930 واوایل 1940، روانشناسی به نام ورنر و دستیارش استراوس که یک متخصص اعصاب و روان بود، اولین قدم تحقیقی سازمان یافته را در این قلمرو نوین برداشتند. اما علیرغم مطالعات فراوانی که در این زمینه شده است، هنوز شناسایی این اختلال با نوعی سردرگمی همراه است.
کتاب اختلال یادگیری (خواندن، نوشتن، ریاضی) که شامل تجربیات متخصصین بالینی است، نشان میدهد که عدم همکاری مناسب والدین و اولیای مدرسه یکی از مهمترین مشکلات در درمان این کودکان، به طور جبران ناپذیری بر راهکارهای درمانی تأثیر نامناسب میگذارد. معمولاً علت این عدم همکاری، نداشتن اطلاعات لازم دربارهی این اختلال و نگرش نامناسب نسبت به کودکان مبتلا است.
در بخشی از کتاب اختلال یادگیری (خواندن، نوشتن، ریاضی) میخوانیم:
اختلالات یادگیری مجموعهای از رفتارهای پیچیده را تحت تأثیر قرار میدهد، در نتیجه طبقهبندی رسمی آنها بسیار دشوار است، به همین دلیل در منابع پژوهشی مختلف، طبقهبندیهای متفاوتی ذکر شده است.
براساس طبقهبندی DSM-IV، اختلالات یادگیری به 4 دسته تقسیم میشوند که تعاریف آنها بر گرفته از-IV DSM در بخشهای بعدی آورده شده است.
1- اختلال خواندن
2- اختلال بیان نوشتاری
3- اختلال ریاضی
4- اختلال یادگیری که به گونهای دیگر مشخص نشده است.
بله



















۱. ارزیابی: ارزیابی فرد برای تشخیص نوع اختلال یادگیری و نقاط ضعف آن از اهمیت بالایی برخوردار است
۲. برنامهریزی تحصیلی تنظیم شده: استفاده از روشهای تدریس و آموزش تنظیم شده به نحوی که به نیازهای افراد مبتلا به اختلال یادگیری پاسخ دهد. و
۳. استفاده از تکنیکهای یادگیری متنوع: اعمال روشهای مختلف یادگیری از جمله تصویرسازی، ارتباط با تجربیات واقعی استفاده از ابزارهای فناوری میتواند موثر باشد.
۴. پشتیبانی روانشناختی: ارائه خدمات مشاوره و پشتیبانی روانشناختی به فرد و خانوادهاش برای مدیریت احساسات و افزایش اعتماد به نفس.
۵. همکاری با مدرسه و خانواده: ارتباط موثر بین مدرسه، مشاوران تحصیلی و والدین برای ارائه حمایت و برنامهریزی مناسب.