کتاب ولایت ولی الله نوشتۀ اسماعیل شفیعی سروستانی، از مجموعه کتب حریم است و برای آشنایی جوانان با امر ولایت نوشته شده است.
موضوع ولایت، صرف نظر از این که انسان چه رویکردی (رحمانی یا شیطانی) به عالم داشته باشد، به مثابه جان و روح اعمال انسان و بنیاد همه آنچه که او در هر حوزه فرهنگی و تمدنی بنا میکند، شناخته میشود. به واقع، همه اعمال و اقوال خرد و کلان انسان در هر عصر و زمان به ولایت بازگشت میکند و شناخت آن به منزله شناخت بنیاد هر صورت فرهنگی و تمدنی است.
وَلایت، به معنی قرب و دوستی و وِلایت به معنی سیاست، خواجگی و سرپرستی است. وَلایت و قرب و دوستی ولی، هر که باشد، لاجرم به پذیرش وِلایت و خواجگی و زعامت آن ولی میانجامد. از این رو، وَلایت، باطن وِلایت است و وِلایت، ظاهر آن. غلبه وِلایت طاغوت، نتیجه وَلایت وزری و تقرب به طاغوت و غلبه وِلایت الله، نتیجه پذیرش وَلایت و تقرب به ولی الله است. بدین سبب است که وَلایت و تقرب به ولی، نقطه آغازین حرکت انسان، سنگ زیر بنای عمل او و سرانجام، معلوم کننده سرانجام سیر و سلوک جزیی و کلی او در عرصه تاریخ نیز هست.
وَلایت، جان مایه و روح هر حوزه فرهنگی و تمدنی بر کشیده شده است؛ زیرا تنها این انسان است که امکان و اختیار عمل و تغییر و تصرف کلی در زمین و تأسیس بنای فرهنگی و تمدنی را مطابق خاستگاهی که اتخاذ میکند، دارد. او، به هر که و به هر چه میل کند و تقرب بورزد و وَلایت و محبتش را پذیرا شود، سرپرستی و فرماندهی او را هم میپذیرد.
بدین سبب است که میتوان گفت: هر حوزه فرهنگی و تمدنی، نمایانگر وَلایت ورزی انسان به ولیای است که به حکم او را گردن نهاده و وِلایتش را پذیرا گشته است؛ به عبارت دیگر انسان و همه آنچه که در عرصه زمین و تاریخ بر میکشد، مَظهر و محل ظهور وِلایت ورزی اوست. شناسایی جمله حوزههای فرهنگی و تمدنی، در هر عصری، معطوف به شناسایی وَلیای است که انسان به آن تقرب جسته و وِلایت و خواجگیاش را گردن نهاده است.
بله




















