کتاب پایان غیبت و سنت غیبت در میان انبیاء سلف نوشتۀ اسماعیل شفیعی سروستانی، تلاشی برای پاسخگویی به یکی از دلایل و حکمتهای نهفته در واقعۀ غیبت و دعوت از همۀ مردم برای اندیشه دربارۀ این امر و کشف راه برون رفت به مدد کلمات و حیانی ائمۀ دین و معرفی غیبت به عنوان سنت با استناد به غیبت پیامبران پیشین است.
پرسش از «غیبت» و جستوجوی «حکمت غیبت» عمری به بلندای زنجیرۀ مقدس حضور انبیای عظام الهی، از حضرت آدم (ع) تا مقام شامخ حضرت خاتم الاوصیا (ع) در عرصۀ تاریخ دارد.
این سخن ناظر بر این است که این واقعه، مخصوص امت آل محمد (ص) نبوده، بلکه اُمم بسیاری در نقطه عطفهای مختلف، مبتلای غیبت حجت خداوند شده و آن را تجربه کردهاند. شاید یکی از دلایل صدور فرمان مبارک «قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَۀُ الَّذینَ مِنْ قَبْلُ...» از سوی خداوند متعال، معطوف به این امر، یعنی ضرورت «کشف راز غیبت» و «راه برون رفت از شرایط اضطراری ایجاد شده در اثر غیبت» باشد.
غفلت از این امر ضروری، باعث بوده تا اقوام و ملل، هیچ سهم و نقشی برای خود در این واقعه، یعنی غیبت حجت خداوند متعال از میان مردم قائل نشده و لاجرم دربارۀ راه برون رفت از آن نیز اندیشه نکنند.
بله




















