کتاب اشراف سیاه ترجمهٔ کتاب مهم تاویستاک نوشتهٔ جان کلمن است. این کتاب، پرده از اعمال مؤسسهای مخفی برمی دارد که یکی از مؤسسات تشکیل شده برای کنترل ذهن در جهان است.
این مؤسسه با نام تاویستاک (انستیتو روابط انسانی تاویستاک) شناخته میشود و مرکز آن در لندن قرار دارد. هر چند تاویستاک تنها یکی از مراکز دستکاری افکار عمومی و متعلق به اقلیتی زرسالار است، اما به نوعی مادر مراکز شستوشو دهندهٔ ذهن به حساب میآید.
در کتاب اشراف سیاه (tavistock institute of human relations:shaping the moral)، از یافتههای حاصل چندین و چند سال مطالعه و تحقیق جان کلمن (John Coleman) استفاده میشود و موضوعی مورد بررسی قرار میگیرد که پیش از این ناشناخته بوده است. موضوعات شگفتآوری مثل چگونگی تغییر الگو در آموزش و پرورش جهان، نقش رسانهها و تبلیغات در تغییر افکار عمومی، استفاده از تغییر هویت مردم برای هماهنگی آنها با قوانین مدرن، ورود آمریکا به جنگ جهانی اول و دوم (بدون آنکه مخالفتی از سوی مردم صورت پذیرد)، تغییر افکار بر ضدصلح، نقش سیاستمداران و بازیگران در کنترل ذهن، ورود بیماریها به جهان توسط تاویستاک و... .
«انستیتو روابط انسانی تاویستاک»، تأثیری عمیق بر خط مشی اخلاقی، معنوی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی «ایالات متحدهٔ آمریکا» و «بریتانیای کبیر» داشته است. این انستیتو در خط مقدم حمله علیه «قانون اساسی» و قوانین ایالاتی آمریکا قرار داشته و هیچ گروهی بیش از انستیتوی ذکر شده، برای شرکت آمریکا در «جنگ جهانی اول»، در زمانی که اکثریت مردم آمریکا با آن مخالف بودند، تبلیغات نکرد.
بسیاری از همان تاکتیکهای تبلیغاتی، توسط دانشمندان علوم اجتماعی «تاویستاک»، برای درگیر کردن ایالات متحده در «جنگ جهانی دوم»، «کره»، «ویتنام»، «صربستان» و هر دو جنگ علیه «عراق» مورد استفاده قرار گرفت. «تاویستاک» به عنوان یک سازمان ایجاد و اشاعهٔ تبلیغات در آستانهٔ شروع «جنگ جهانی اول»، در «ولینگتون هاوس لندن» آغاز به کار کرد.
توین بی «ولینگتون هاوس» را حفرهٔ سیاه اطلاعات گمراه کننده و در جایی دیگر، کارخانهٔ تولید دروغ نامید. «ولینگتون هاوس»، از یک شروع نسبتا خام، تبدیل به «انستیتو تاویستاک» شد و به شکل دادن سرنوشت «آلمان»، «روسیه»، «بریتانیا» و «ایالات متحدهٔ آمریکا»، با روشی بسیار بحث برانگیز ادامه داد.
مردم این کشورها آگاه نبودند که تحت عمل شستوشوی مغزی قرار گرفتهاند. منشأ کنترل ذهن، شرطیسازی هدایت درونی و شستوشوی مغزی تودهای، در کتابی بسیار قابل فهم با مأخذی بسیار معتبر نگاشته میشود. به طور کلی میتوان «سقوط سلسلهها»، «انقلاب بلشویکی»، «جنگهای جهانی اول و دوم»، که شاهد نابودی اتحادها و سرحدات و مرزها بود، تشنجات در مذهب، اخلاق، زندگی خانوادگی، رفتار اقتصادی، سیاسی، انحطاط در موسیقی و هنر را به شستوشوی مغزی تودهای نسبت داد که توسط دانشمندان علوم اجتماعی «تاویستاک» رقم میخورد.
فرد برجسته و مشهور هیئت علمی «تاویستاک»، ادوارد برنیس، برادرزادهٔ دوگانهٔ زیگموند فروید بود. گوبلز، وزیر تبلیغات امپراتوری سوم «آلمان»، از روششناسی ابداع شدهٔ برنیس و ویلی مونزبرگ که از حرفهٔ شگفتانگیز وی دربارهٔ گذشته، حال و آینده در این اثر، سخن به میان خواهد آمد، استفاده میکرد. بدون وجود «تاویستاک»، هیچیک از «جنگهای جهانی اول و دوم»، «انقلاب بلشویکی»، «جنگ کره»، «جنگ ویتنام»، «نبرد صربستان» و «جنگهای عراق» رقم نمیخورد؛ اما انحلال و فروپاشی سریع «ایالات متحده» مورد نظر «تاویستاک» نبود.
در بخشی از کتاب اشراف سیاه میخوانید:
شکست ناوگان «روسیه» در بندر «آرتور» در اثر این حملهی غافلگیرانه، نشانهی آغاز کشیده شدن پارچهی ضخیمی از افسردگی بر روی اروپای مسیحی بود. «گروه نفتی استاندارد اویل راکفلر»، با هدایت «تاویستاک» و کمک «کمیتهی 300»، مهندسی جنگ بین «روسیه» و «ژاپن» را به عهده گرفت. پول مورد استفاده برای تأمین مالی عملیات، ظاهرا از سوی جاکوب شیف فراهم شد، اما در واقع، این پول توسط «شورای آموزش و پرورش عمومی راکفلر» که هدف ظاهری آن، تأمین هزینهی مالی تحصیلات سیاهپوستان بود، تأمین گردید. تمامی تبلیغات و آگهیهای این شورا، به وسیلهی دانشمندان علوم اجتماعی «تاویستاک» که بعدها «ولینگتون هاوس» نامیده شد، نوشته و تولید میشد.
بله




















