کلمه «سیذارتا» در زبان سانسکریت یعنی کسی که به هدفش رسیده و البته هسه در این داستان مسیری را برای شخصیت داستانش نشان می دهد که همان سیذارتا ست. این داستان نیز همچون سایر داستان های این نویسنده بزرگ آلمانی به خود شناسی و معرفت شناسی می پردازد و اینکه قدرت درون انسان تا چه حدی است. هرمان هسه در این داستان هیچ مسیری را به خواننده خود نشان نمی دهد و اساساً منکر هر آموزه خود شناسانه است و بالاتر از آن به کلی منکر هر آموزشی در خودشناسی و معرفت شناسی است او می گوید دانش محدود است و در محدودیت هر چیزی که آموزش داده شود به بیراهه خواهد رفت او معتقد است برای شناختن باید زیستن را آموخت و مادامی که زیستن را نیاموزیم شناخت حاصل نمیشود و عدم شناخت اضطراب را به همراه دارد، او می گوید بهترین معلم انسان هستی است و بهترین کلاس درس زندگی. سیذارتا برهمن زاده ای است که از خانواده خود دست می کشد تا شناخت حاصل کند او مدتی مرتاض می شود و بعد تحت تعالیم بودا قرار می گیرد و بعد از آن عاشق یک زن زیبا به نام کامالا میشود، او از خانواده، مرتاض ها، بودا، کامالا و... عبور می کند بازرگان می شود قمار باز می شود و در نهایت قایقرانی می کند اما در نهایت هر کدام از اینها را رها می کند
سیذارتا به من یادآوری کرد گاهی چیزی که آدما دنبالش میگردن توی یک روش خاص، یک سبک زندگی متفاوت، یک مکان یا یک زمان مشخص پیدا نمیشه. معرفت توی تمام جزئیات و بخشهای مختلف وجودمون هست فقط خیلی وقتها متوجهی حضورش نیستیم یا فراموشش میکنیم. پذیرش خودمون، احساساتمون و دنیای اطرافمون همونطور که هست یه هنره. با پذیریش حقیقت درون و بیرونمون قرار نیست دردهامون از بین بره، قرار نیست یک شبه راه هزار ساله رو بریم و به جایگاه بالا، قدرت، ثروت، یا کمال برسیم فقط یاد میگیریم خودمون رو همونطور که هستیم ببینیم و درس میگیریم. باید به خودمون این حق رو بدیم که زندگی رو به معنای کلمه "زندگی" کنیم و در این راه حتی اشتباهات هم میتونن در نهایت ما رو به سمت درستی ببرن و جزئی از ما و زندگیمون هستن.
ابتدای داستان در انتظار یک سفر روحانی هستیم و تا حدی جذاب بود ولی بعد کم کم داستان با پریشانی و خستگی ادامه پیدامیکنه برای من خیلی سخت بود تموم کردنش بااینکه کم حجم بود به نظر من آشفتگی و استدلالهای نویسنده متناقض و درهم آمیختگی چندین فلسفه بود و در انتها که خواننده انتظار داره مرد به پارسایی برسه بازهم با استدلالها ذهن خودش همه رفتارهای عموم رو درست میبینه و اونارو به وحدانیت ربط میده که در این صورت هر رفتاری انجام بشه میتونیم بدون بار مسوولیت اراده خدا بدونیم در کل به نظرم نویسنده فقط توجیه برای کنترل نکردن نفس و درست و غلط رو وجود نداشتن و هیچ کاری اشتباه نیست داستان و پایان میده
سلام، من اتفاقی به یکی از صحبتهای جناب شهاب حسینی بازیگر، محبوب و سوپر استار ایران و جهان برخورد کردم، تو حرفاش میگفت که من باید از باطن با شما حرف بزنم، نه از ظاهر و در میان اسم سیذارتا هرمان هسه از کلام شیرین این شخصیت در امد، از روی علاقه پیگیر شدم تا واقعیتهای که در زندگی وجود داره و هر کسی یه تابیری از ان داری این کتاب نزدیکترین واقعیت جهان هستی نشان میده، تا انسان متوجه باشه و بتونه غذای روح و مجعزه درون خودش و پیدا کنیم، بعدا از این الان مدتی زیادی من دیگه سراغ کتابی نرفتم
بسیار کتاب زیبا و متفاوتی بود، این نتیجه گیری را برای من به شخصه داشت که همه در یک هستی یکپارچه هستیم، حق قضاوت کردن حتی یک تکه سنگ را هم نداریم. همه انسانها در دوران زندگی خودشون باید مرتکب گناه بشوند تا به تکامل برسند و این خطوطی که بین انسانها گناهکار و بی گناه، خوب یا بد و پیر و جوان و.... گذاشته میشه فقط وهم هستند چرا که خود زمان یک وهم هست و چیزی که هست حالا و اکنون که واقعیت داره و فقط باید عاشق بود عاشق کل هستی
سیذارتا از آن دسته کتاب هایی بود که دوست داشتم بخونم ولی از حوصله روزمره ام خارج بود. از طریق کتابراه تونستم به مرور و هر وقت در مترو یا جایی هستم که بایستی منتظر بمانم آن را بخوانمسیذارتا در واقع نشان می دهد برای پیدا کردن معنای زندگی لازم نیست رنج بی انتها کشید بلکه معنای زندگی در خود زندگی نهفته است به شرط آگاهانه زندگی کردن!!!
داستان مردی که میخواست به روشن بینی و حقیقت برسد و راه او از ریاضت شروع و بهرهمندی از خواستهها و نیازهای مادی و نفسانی گذشته بود و به همه آنها رسیده بود و بازم احساس پوچی میکرد تا اینکه به بینش تازهای رسیده بود...
من خیلی دوست داشتم به خصوص به کسانی که یوگا کار میکن توصیه میکنم بخونن خوندنش خالی از لطف نیست
رمانی بیبدیل در راستای فلسفهی وحدت وجودی شرق (هند). دوستانی که از این رمان لذت برند، رمان دیگر هرمان هسه (یعنی رمان دمیان) رو که تقریبا حول مفهیم مشابه همین رمان میچرخه، توصیه میکنم.
سلام باتشکرازکتابراه که چنین کتابهای زیبایی دراختیارماقرارمیده این کتاب انقدرزیبابودکه مخاطبشو به ارامی ازدرون ازاد میکنه ویک اسایش فکری وجسمی خوبی به مخاطبش میده. ممنون.
اول که شروع کردم خوندنش برام سخت بود بنابراین اولین بار نیمه کاره رهاش کردم ولی بعد از مدتی دوباره از نو شروع کردم و سعی کردم با کتاب ارتباط برقرار کنم. درسهای زیادی در خودش داره اگر بتونیم واقعا درکش کنیم
کتاب حالت ماجراجویی و کسب آگاهیی است و به همین دلیل با دل کندن از تمام مادیا پا به یک سفر معنوی میگذارد
بعداز مدتی وارد قبیلهای وارد شده و درسهای بزرگی یاد میگیرد که هر فصل با یادگیری و عمل به آنها به آگاهی میرسید
با سلام و خسته نباشید کتاب خوبی بود مرا تا آخر با خودش برد ولی بعد از خواندن کتاب آشتی با خدا و دنیای سوفی یکم سطحش پایین به نظر میرسه با اینهمه باز هر کتابی مطالب جدید برای بیان دارد. با سپاس فراوان
کتاب خوبی هست چندتا نکتهی کلیدی و بدرد بخور در کتاب هست که اهل معرفت میتونن ازش استفاده کافی رو ببرن، در کل کتاب کم حجم و آموزندهای هست که میتونه مسیر زندگی خواننده رو تغییر بده.
در تمام لحظات خواندم کتاب تکه های از باور های شخصیم طبق زندگی زیستم رو در کتاب میدیدم و عمیقا غرق در لذت می شدم. این کتاب را در یک روز خواندم و در پایان چیزی در من تغییر کرده بود
فوق العاده بود، همه ما سیذارتاهای زندگی خودمونیم که باید این سفر تمام و کمال سپری کنیم و به نقطه عشق برسیم ممنونم از آدمی که منمجبور به خوندن این کتاب کرد