کتاب موش کوچولویی که... اثر پل چوی، داستان آموزندۀ موشی است که فهمید برای شاد بودن، فقط باید خودش باشد.
در بخشی از کتاب موش کوچولویی که ... (The Mouse That Was) میخوانیم:
یه روز موش کوچولو تصمیم گرفت که از سوراخ کوچیکش بیرون بیاد و بره دنیا رو کشف کنه. یه کیف کوچیک برداشت و تمام وسایل ضروریش رو توش گذاشت، بعد با حداکثر سرعتی که با اون پاهای کوچیکش میتونست، حرکت کرد.
بعد از چند روز راه رفتن به یه باغوحش رسید. در واقع اونجا خیلی هم از اون جنگلی که توش زندگی میکرد دور نبود، اما چون پاهای موش خیلی کوچیکه همه ی راهها بنظرش طولانی میومدند.
بله





















