قصه ی این کتاب در مورد خرسیه که برای تولد دوستش کار دستی درست میکنه و از مقایسه هدیه خودش با دیگران خجالت میکشه و مور تمسخر قرار میگیره و در اخر دوستش متوجه اشتباهش میشه و عذر خواهی میکنه این قصه به بچه ها بخشش یکدیگرو مسخره نکردن دیگران و قدر هدیه های همدیگرو دونستن و یاد میده حتی اگر اون هدیه ارزش مالی نداشته باشه شاید با کلی ذوق و شوق محبت درست شده باشه و ارزش معنوی بالایی داره
داستان قشنگی هست که به کودک آموزش میده قدر هدیههای دوستانش رو بدونه و همچنین یاد میگیره که مسخره کردن دیگران خیلی کار زشتی هست. تمسخر دیگران خط قرمز منه و از این که داستانی با این مضمون پیدا کردم، خیلی خوشحال شدم. به نظرم آخر قصه هم پیام اخلاقی خوبی داشت. این که دوستامون رو ببخشیم و حتی اگر به ما بدی کردند، ما به اونها خوبی کنیم.
قصه اش بد نبود ولی می تونست بهتر نوشته بشه از لحاظ آموزنده بودن خوب بود و پیام خوبی داشت ولی نوشتار که می خواست پیام رو برسونه خوب نبود به نظرم جای کار داره. درباره تصویر هم میشه گفت ریسک کردید! هر کسی از تصاویر عروسکی و واقعی برای کتاب خوشش نمیاد ممکنه مورد پسند عموم نباشه.
دخترم بارانا ۶ ساله درباره ی این قصه میگ: خیلی قشنگ بود راضی بودم ازش. انیر عباس پسر ۹ ساله ام میگ: که قصه ی خیلی خوب و اموزنده ای بود برای بچه های کوچیک چیز های مفیدی یاد میداد برای بچه هایی که هنوز مدرسه نرفتن خیلی مناسب است که یاد بگیرن تو مدرسه کسی رو مسخره نکنند.
داستان تکراری بود درباره قضاوت نکردن و متن هم جالب نبود. چرا مادر کمکش نکرد که هدیه بخرن یا کاردستی بهتری درست کنه؟ که بچه اون جوری خجالت نکشه. چرا برادر سرخابی توقع داشت برای اون هم هدیه بیارم؟ مگه دوقلو بودن؟ تو این داستان هم شخصیت همسر و پدر بچه ها نبود چرا.
داستان برفک بود که برای تولد دوستش سرخابی کاردستی درست کرده بود اما در آن جا سرخابی با بقیه دوستان به کاردستی او خندیدند برفک ناراحت شد و گریه کرد اما به کمک مادرش ناراحتیاش برطرف شد. فردا سرخابی از او عذرخواهی کرد و خاص در تهیه یک کاردستی به او کمک کند.
بچهها توی سن کم دوست دارن به دوستاشون کاردستی یا نقاشی هدیه بدن، فقط نمیدونم چرا مادر بچه از فکرش استفاده نکردم به جز کاردستی برای دوست دخترش کادو نخرید و دخترش رو فقط با یه کاردستی راهی تولد کرد و باعث شرمندگی دخترش شد🙄🙄🙄
محتوای خاصی نداشت. یک داستان کلیشهای و پندآموز که جذابیت چندانی ندارد. داستان بچه خرسی که برای تولد دوستش کاردستی درست میکند و دوستانش هدیهی او را مسخره میکنند. اما در آخر همه چیز به خوبی و خوشی به پایان میرسد. تصاویر هم گیرایی چندانی ندارد.
واقعا پنج ستاره کمه براش! تصاویرش بسیار زیبا، جذاب و رنگارنگ و متنش با فونتی زیبا و دلنشین نوشته شده و شخصیتهای عروسکیش هم کیوت و دوست داشتنی! و جذابیت خود داستان که بماند! ممنون از نویسنده که چنین خلاقیتی به کار برده...
داستان خوب ومفیدی بود وباید به کودکان یاد بدیم که هر هدیهای ارزش خودش را داره ونباید ازدیگران توقع زیادی داشته باشیم وهر کسی درتوان خودش میتونه هدیهای را تهیه کنه به نظرم بهترین هدیه کاردستی بود که با عشق برای دوستش تهیه کرده بود
قشنگ بود بخشیدن همدیگر، در قران هم امده حتی برای دشمنانتان هم دعا کنید بعد مدتی با شما مهربان خواهند شد،، چیزی که الان ثابت شدس که چهل روز دعا کن برای کسی که اذیتت میکنه همه چی درست میشه این دنیا همش انرژی است😊
کتاب بامزه ای هست اما برای کودکان هست. اگر نوجوان هستید می تونید این کتاب رو بخوانید ولی بهتره کتاب های برای نوجوانان رو بخونین چون برای نوجوانان آموزنده نیست و چیز جدیدی نداره، درست مثل نسخه های دیگش
عالی
من خودم برای تولد یا روز بعضیها کاردستی درست میکنم فکر میکردم خیلی ضایع است ولی فهمیدم هر کاری ارزش خودش رو داره لازم نیست ارزشش مادی باشه میتونه معنوی باشه
ساده و خوب نوع رفتار خانواده و تاثیر آن روی بچهها رو خوب نشون میداد و اینکه بچهها مون رو طوری تربیت نکنیم که محبت رو فقط تو دریافت مادیات بیشتر ببینن