کتاب سیندرلا نوشته جان پیشنس، داستان زندگی دختری است که با مادر و خواهران ناتنیاش زندگی میکند و مورد آزار و اذیت آنها قرار میگیرد.
پادشاه جشنی برگزار میکند تا پسرش شاهزاده در آن مراسم برای خود همسری انتخاب کند. نامادرى ظالم سیندرلا به او اجازه نمىدهد در جشن باشکوه قصر پادشاه براى برگزیدن عروس خانوادهى سلطنتى، شرکت کند. در اینجا، پرى مهربانى بر سیندرلا ظاهر مىشود و او را به کمک جادو با ظاهرى آراسته به جشن مىفرستد.
سیندرلا (Cinderella) یکی از داستانهای کهن و ماندگار و هم چنین فوقالعاده زیبا و دلنشین است که احتمالا بارها آن را از زبان دیگران شنیدهایم و یا کارتون و برنامه آن را دیدهایم.
در قسمتی از کتاب سیندرلا میخوانیم:
"سیندرلا، زمین رو بساب."
"سیندرلا، تختها رو مرتب کن."
"سیندرلا، چرا شام من حاضر نیست؟"
اینها تمام آن چیزهایی بود که سیندرلای بیچاره صبح تا شب از خواهرهای ناتنیاش میشنید.
بله




















