کتاب دنیای قشنگ نو حاصل جمع آثار و مطالعات انجام شده در سه ویژهنامه است که برای مطالعه و استفاده افزونتر، در معرض دید و مطالعه خوانندگان دردمند و پژوهشگر قرار گرفته است.
طی چند سال گذشته، به کرات رسانههای جمعی و مجامع رسمی دولتی و شبهدولتی درباره سبک زندگی سخن گفته و نوشتهاند. برخی نیز در میان این غوغا، نسخههایی را برای دگرگونی یا اصلاح سبک زندگی رایج پیچیده و ارائه کردهاند؛ غافل از آنکه پیش از شناسایی منشأ و مصدر هر بیماری و بحران، هیچ نسخه شفابخشی نمیتوان پیشنهاد کرد.
در کتاب دنیای قشنگ نو، ناشر سعی کرده است به جای پرداختن به نتایج حاصل آمده در دنیای مدرن، به علت و عوامل به وجود آمدن نتایج بپردازد. از دیگر نقاط قوت این کتاب، ارائهٔ پیشنهادهای سازنده برای جبران نتایج به بار آمده است. به عبارت دیگر، کتاب، فقط به نقد و انتقاد بسنده نکرده؛ بلکه راه حل نیز ارائه داده است.
در این فرآیند، نشریه موعود با نشر سه ویژهنامه، پرونده سه موضوع مبتلابه، یعنی سبک زندگی، جمعیت و شبکههای اجتماعی را گشود و با نگارش و جمعآوری مجموعهای از مقالات و گزارشها سعی در شناسایی برخی عوامل مهم و مؤثر در بروز بحران و بیماری در مناسبات و معاملات مردم، در میانه سبک زندگی عادت شده کرد و با نگاهی منتقدانه، وجوه مختلف مخاطراتی را که از قِبَل این سه موضوع عارض بر حیات فرهنگی و مادی مردم مسلمان ایران میشود، برشمرد.
در بخشی از کتاب کتاب دنیای قشنگ نو میخوانیم:
هر فرد برای زندگی کردن در دنیای مادی، دانسته یا ندانسته، به اجبار یا از روی اختیار، از قوانینی پیروی میکند. در هر منطقه و کشوری و در هر دوره زمانی، این قوانین تغییر کرده و به شکلهای مختلفی ظهور میکنند؛ اما چیزی که قطعی است، وجود چنین قوانینی است. شاید کسی با خود بگوید که من آزادی دارم و هر کاری که بخواهم میکنم و زیر بار هیچ قانونی نمیروم؛ اما متوجه این موضوع نیست که در آزادی خود نیز به واسطه آنکه دارای احساسات و عقل است، از نگرشی خاص در زندگی روزمره بهره میگیرد. درست است که او دارای آزادی عمل است؛ اما او دارای حس تنفر است؛ پس خیلی کارها را نمیکند، او دارای حس محبت است؛ پس خیلی کارها و رفتارها را انجام میدهد. هر فردی که در حال زندگی کردن است، از مجموعهای دستورالعملها پیروی میکند که میتوان آنها را «سبک زندگی» نامید. پس، نگرش شما به زندگی، سبک زندگی شما است.
صحبت در مورد تقابل سنت و مدرنیته، وقتی روی سخن با میانسالان باشد یا همان سنتیها در جامعه امروز «ایران»، به دلیل اینکه موضوع برای آنها تجربه شده است، بسیار سادهتر میباشد تا توضیح آن برای جوانان. در جامعه ما نوع نگرش افراد جامعه به موضوع سنت و مدرنیته، نوعی تقابل و جنگ است؛ اما این دو موضوع خلط شدهاند. در واقع، زمانی بین دو موضوع تقابل و رقابت پیش میآید که آنها در یک زمان و مکان واحد باشند؛ در حالیکه سنت و تجدد در یک برهة زمانی قرار ندارند که بتوانند با یکدیگر رقابت کنند. برای فهم این موضوع، به تبیین این دو کلمه و جایگاه هر کدام میپردازیم.
سنت، همان تجدد دیروز است. پدیدههای مختلف در برهههایی زمانی مختلف، شاخص شده و به اصطلاح عامه مُد میشوند و با گذشت زمان، با شاخص شدن پدیدهای جدیدتر، آنها از مُد میافتند. فرایند صعود و سقوط پدیدههای اجتماعی به چهار بخش تقسیم میشوند: سه بخش ابتدایی صعود و بخش چهارم سقوط میباشد. این چهار بخش به ترتیب 1. نواندیشی؛ 2. نوگرایی؛ 3. نوسازی؛ و 4. سنّت میباشند. برای آشنایی با نحوه کارکرد این چهار بخش، به بیان یک مصداق میپردازیم: مانتو.
بله
















