کتاب خوبی بود واقعا
طمع و از انسان رو به ورطه نابودی میکشونه، اینکه اگه بتونی با نفس اماره بجنگی وخودتو نجات بدی، اما یه جایی به بعد دیگه خیلی دیر میشه وتا به خودت بیای وبجنبی همه چیز تمام میشه ودیگه فرصت نیست
این کتاب، خیلی قشنگ اینا رو بیان کرده
من هنوز نصف کتاب رو خوندم خیلی عالی بود خوشم اومد فقطای کاش صوتی هم باشه اینقدر موبایل رو محکم تو دستم گرفتم تند تند بخونم مچ درد گرفتم یه لحظه هم نمیشه موبایلتون رو زمین بزارید من که خیلی خوشم اومد در ضمن غذامم سوخت رفت پی کارش اینقدر که جذاب بود
کتاب خیلی خوبی بود و در بعضی از قسمتها من رو واقعا به وحشت انداخت و از اون کتابهایی بود که ادم رو جذب خودش میکرد و نمیتونستی لحظهای چشم ازش برداری درکل داستان هیجان انگیزی داشت و پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو مطالعه کنید با تشکر از کتابراه♡♡
کتاب فوق العادهای بود 🥰
داستان جوری با جزئیات نوشته شده که آدم رو توی خودش غرق میکنه و میتونی خودت رو توی داستان تصور کنی 🙃🙃🙃
قوه تخیل نویسنده واقعا عالی بود 🧡🍁🧡🍁
به طرفداران ژانر وحشت، جنایی، ماورایی پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخونن 💖💖💖
از نظر هیجان خب نسبتا خوب بود و فضای داستان کامل بیان شده بود که به محسوس بودن صحنهها برای خواننده کمک میکرد.
اما واقعا نمیفهمم که چرا هی اصرار داشت به واقعی بودن داستان، خواننده کتاب فهم و شعور داره، قرار نیست با دروغ مجبور به خوندنش کنید که
من اول فکرکردم داستان واقعیه وشروع کردم به خوندن ولی بعدازخوندن چندصفحه متوجه شدم نویسنده عزیز با نوشتن اینکه این داستان واقعیه خواننده رومجذوب به خواندن میکنه ولی این داستان کاملا تخیلیه وجالب تبریک میگم به نویسنده من که لذت بردم
واقعا رمان تخیلیو زیبایی بود،، خیلی دوست داشتم بدونم سر میترا و بقیه و اون ۹نفری که ناپدید شده بودن چی اومد،، اگه اخرش رو یه مقدار ادامه میداد که میترا چیکار کرد کامل تر میشد،، ممنونم از شما نویسندهی خوب این کتاب
رمان خوبی بود اشتاه من این بود که اول نظرا رو خوندم همهی داستان رو لو داده بود. ولی واقعا امان از طمع ما آدما و یه چیز دیگه اینکه اصرار نویسنده در اول داستانو واسه اینکه بگه داستان واقعیه زیادی مصنوعی بود به نظرم به هر حال موفق باشید آقای نویسنده
اولش یه جوری تاکید کرده بود ک داستان واقعیه خودتون برید بپرسیدو اینا ترسیدم اما خب داستان درکل کنایه از راحت طلبی آدما طمع اونهاس که درقالب ترسناک بیان شده. درکل به نظرم برای داستان ترسناک یه چیزی مثل آینه خیلی بهتره تا مبل و صندلی!
روند داستان ساده و یکنواخت بود و خواننده را جذب داستان میکرد تا آخرش چی میشه فقط اول که گفته شده بود میترا تنها باز مانده است معلوم بود که اون نمیمیره. ولی تخیلی بود اولش برای واقعی بودنش خوندم بعد جذبش شدم. قشنگ بود اصلا خسته نشدم
با اینکه نویسنده قلم خوبی داره و تونسته با یک مقدمه (داستان واقعی) مخاطب را جذب کنه ولی درست زمانیکه داستان تورو گیر انداخته تا تمومش کنی یهو یادت میاد که توی همون مقدمه آخر قصه را لو داده و کمی از جذابیت رمان کم میکنه
خیلی خوب بود آخرش هم خیلی معلوم بود اما کاشکی که الان نزدیک سال 97هست و6سال پیش این داستان نوشته شده بود تا حالا چی بر سر خانه و مبلهای سیاه لعنتی آمده است آیا واقعیت دار ه یانه؟ کاشکی معلوم میشد که مبلها وزیرزمین رچطور اینطور طلسم شده؟
کاش اول داستان نمینوشتید واقعی ست بعد خودمان انتخاب میکردیم که داستان را بخوانیم یا نه... نه اینکه با اصرار بر واقعی بودنش جذابیت غیر واقعی به کتاب بدید. من داستان را تا اخر ادامه دادم ولی کمی بهم بر خورد که تاکید داشتید داستان واقعی ست
کتاب گیرایی بود، تمثیلهای قابل توجهی داشت، کتاب قابل تاملی بود مبلها نماد تن پروری و کاهلی و سستی بودند که هر وقت خستگی و نا امیدی به انسان هجوم میاورد مبله قاتل کار خودشون را شروع میکنند و در نهایت انسان را در خود حل میکنند و از بین میبرند.
کتاب خوبی بود ولی خواننده وقتی کتاب رو شروع به خوندن میکنه میفهمه که کتاب اصلا واقعی نیست برای مثال وقتی که میترا در بعضی جاهای داستان نبوده چطوری حرکات و کارهایی کسانی که مردن رو موبه مو یادداشت میکنه؟ و به خبرنگاره میده؟
عالی بودقدرت تخیل وقلم نویسنده بینظیره
دوستانی که به آثار تخیلی علاقه مند هستن حتما بخونن
ضمن تشکر از نویسندهی عزیز جناب آقای وکیلی وکتابراه که کتاب رو رایگان در اختیار خواننده قرار دادن براشون آرزوی صحت وسلامت وموفقیت روز افزون دارم
منکه به شخصه یه شب که خوابم نمیبرد این کتاب رو دانلود کردم، اما تا صبح نتونستم بیخیالش بشمو همشو خوندم. کلی هم ترسیدمو هیجانی شدم. به همه هم پیشنهادش کردم خوندنشو. واقعا عالی بود. بعد از مدتها کتابی تونست منو اینجور جذب کنه. عاااااالی بود
این داستان تخیلیه اما اصرار نویسنده بر واقعی بودنش توهین به درک و شعور خواننده است. وانگهی میترا که مجنون شده بود پس چطور خاطرات مدون رو آماده کرده بود؟ مگه تکثیر شده بود که از اوضاع همه آگاه بود؟
نباید اینقدر اولش سرسختانه اصرار میکرد رمان بر حسب واقعیته. خیر سرم اومدم یکم حال و هوامو عوض کنم از فکر در بیام تا خود صبح خوابم نبرد.
اما همینکه اینقدر ادمو درگیر میکنه خوب بود و دلیلش هم همون جملهای بود ک اول داستان گفت
من دوست داشتم فقط چند تا ایراد داشت. ۱. اینکه اول کتاب گفت چند نفر میمیرن و میترا زنده میمونه۲. کاش سیاوشم زنده میموند. اینجوری بیشتر دوست داشتم۳. این داستان اصلا بنظرم ترسناک نبود فقط هیجان داشت. به صورت کلی خیلی دوست داشتم.
سلام رمان جالبی بود ولی کاش برخی از مسائل باز و روشن میشدن مثلا چرا بین همه وارثان میترا جان سالم به در برد و یا چرا با ضربه زدن به مبل تأثیر ش به میترا وارد میشد دلیل این متمایز بودن میترا از بقیه چی بوده؟؟؟؟
رمان خوبیه
به نویسنده باید بابت قوه تخیلش تبریک گفت
آدم جذبش میشه و میخواد بدونه بعدش چی میشه
ولی به نظر من ترسناک نبود چون همه میدونن مبل تحت هیچ شرایطی آدم نمیخوره
و تخیلی بودن، باعث شده که داستان ترسناک به نظر نرسه.
اول باید بگم که فضاسازیش خیلی شبیه سرزمینی در پشت آینهها بود، داستان وقتی حس ترسناک بودن بده آدم رو مجاب به خوندن میکنه!! فقط واسم جالبه که توو همه اینجور داستانها اصرار عجیبی به وجود کتابخانه عظیمی هس.. درکل خوب بود
یه همچین رمانی میشه معرفی کنید که ترسناک و اینطور جذاب باشه؟ (یعنی فقط توش کشت و کشتار و ترس نباشه چون بعد از چند صفحه دیگه هیجان میره و مثل این رمان تخیلی، واقعی جلوه کنه و به وقتش بترسونه... دقیقا وقتی انتظارش رو نداری!)
داستان خوبی بود اما یه جاهاییش دیگ بیش از حد به توصیف اشیا و اتاقها میپرداخت که واقعا حوصله ادم سر میرفت حتی من یه جاهاییشو رد میکردم ولی در کل خوب بود
بعد چون اسم کتاب نفرین صندلی بود وقتی ادم اسم کتابو میخونه یه پیش زمینهای تو ذهنش درموردش میکنه باید راجب این باشه ک چیشد این صندلیا اینجوری شدنو کی اونارو بوجود اورده متن خیلی پرت شده بود نسبت به موضوع😐👌👍
به نظرم بسیار عالی بود ولی از نظرم طبقات زیرزمین نمیتونه واقعی باشه چون هیچ انسانی بلکه هیچ جادوی نمیتونه چنین طبقات عظیمی رو بسازه که تازه هر چی میری پایین عجیب تر و بزرگ تر و عریض تر بشه و با اون همه ثروت عظیم داخلش
دوستان لطفا وقتی یه کتاب رو میخونین شرح واقعه ندین لطفا! من میخواستم این کتاب رو بخونم با خوندن «صندلی آدم میخوره» و «همه مردن جز میترا» و «میترا الان تیمارستانه» داستان و فهمیدم دیگه خوندنش لطفی نداره!
جالب بود. شروع خوبی نداشت و مشخص بود دروغین هست ادعای اول کتاب، به تدریج جذابتر شد، فکر میکنم ایده جالبی برای ساخت فیلم هم باشه. به نظرم بعضی شخصیتها رو میشد بهتر حذف کرد و تکراری نمیشد. در کل ارزش خوندنش رو داشت.
خییییلیی تخیلی بود اما اون زیرزمینهای تو در تو و اون شجاعت و کنجکاوی بیش از حد و احمقانه اون چهار نفر بیشتر اعصاب خرد کن بود. اما برای نشون دادن حرص و طمع انسانی که اعتقادات ضعیفی داره برای بدست اوردن ثروت قابل تحمله.
جالب بود تو رشتمی خونه همیطوری هستی برچسب زدن حق رفت امد در این خونه ممنوع میباشد خانه تسخیر شدس براستی ک بعد این همه سال از زمان حضرت سلیمان تا ب الان هنوزم ارواح جن در سرزمینمون در بعضی جاها وجود دارند ممنون از شما اقای وکیلی
کتابی داستانی تخیلی که ممکنه برای افرادی که از داستانهای تخیلی خوششون میاد جذاب باشه ولی من خودم به شخصه بیشتر از کتابهایی با داستانهای واقعی که باورش کنی و بتونی توش غرق شی خوشم میاد
ولی کتاب خوبیه
من شروع کردم به خوندن کتاب اولش خوب و هیجان انگیز بود مخصوصا اینکه بدونی از واقعیت هست ولی از یه جایی به بعد دیگه خسته کننده میشه و دیگه ذوقی به ادامه دادن نداشتم شاید من زیاد علاقمند به این ژانر نیستم اینجوریه
داستان بسیار زیبا جذاب و گیرا است خوندنش رو توصیه می کنم به همه دوستان ولی علی رغم اینکه در ابتدای داستان به واقعی بودن آن تاکید دارد به نظر من تخیلی است ولی ارزش خواندن را دارد با تشکر از مجموعه عزیز و زحمتکش کتابراه
وای کتاب ترسناکی بود والبته چون در مقدمه آدرس منزلی که در آن اتفاقات افتاده بود و واقعی بودن آن مرا تشویق به خواندنش کرد خیلی دلم میخواهد بدانم خانم میترا تنها بازمانده این داستان که در بیمارستان روانی بستری بود کاست
سلام کتاب رو دوست نداشتم چون نویسنده با خواننده (یعنی خود ما) اصلا صادق نیست به این دلیل که اول کتاب میگه این شاید ترسناکترین کتاب ممکن باشه و در ادامه به موضوع سادهای میپردازد اما با اینحال ممنون از کتابراه
به نظرم که این رمان یکم متنش غیرعادی بود چون 6'7طبقه زیر زمین واقعا معمولی نیست
واینکه اون مبلها ازنظر من خیلی تخیلی بودند
من دوست داشتم که آخر رمان سیاوش بتونه زنده بمونه و با میتراباهم بتونن از اون عمارت خارج بشن
به شدت غیر واقعی و بچگانه بود. نه پای جن در کار بود نه تسخیر. فقط چند تا صندلی آدم خوار. و اینکه خواننده رو گول میزنه که این داستان واقعیه بیشتر منو ناراحت کرد تا متن داستان.. در کل افتضاح بود. با تشکر
البته که این داستان واقعیه، واقعیت همه ماست البته از نگاه یک نویسنده زیست شناس طنزپرداز جامعه شناس پژوهشگر تاریخ نگار و اسطوره پژوه...
فقط آخرشی کم با عجله و بدون حوصله نوشته شده
ولی واقعا اصلا ترسناک نبود😞
من اصلا از اونهمه تاکیدی که نویسنده در اول کتاب میکنه که کتابش واقعی هست و میخواد با دادن آدرس به مخاطب تلقین کنه که من دارم حقیقت رو میگم بیا و منو بخون خوشم نیومد،،، داستان تخیلی و ترسناک که جالب نبود برام
نمیخام به نویسنده عزیز بی احترامی کنم ولی واقعا بی محتوا و بی معنی بود داستانش، کل داستان فقط شده بود مبل سیاه که با افزودن چشم به مبل خیلی بی معنی ترش کرده بود. در کل توصیه میکنم وقت نزارید برای خوندنش
این کتاب فوق العاده جذاب بود ولی یک سوال مهم دارم و اون هم اینکه مگه آخرین باز مانده با اون مبلها ارتباط نداشت پس نمیتوانس از اونجا خارج بشه ولی تو کتاب گفته خارج شده و هنوزم معمای قدیمی مبلها برملا نشده
«اگه هنوز کتاب رو نخوندید این کامنت رو نخونید»
خوب بود. ولی واقعی نبود. این همه مدرک داد و آدرس داد. نمیدونم چرا میخواد خواننده رو با کلک زدن وادار به خوندن کتاب کنه
در کل داستان زیبایی بود. باتشکر
خیلی خوب توصیف کرده بود زیرزمین رو اما کاش میشد فهمید چرا اون مبلا ادمارو جذب خودشون میکردن اصلا چرا رویا بدون لباس تسلیم مبل شد؟اینا برای من مبهم موند
داستان خوبیه؛ نویسنده خیلی تلاش میکرد بهمون بقبولونه که کتاب واقعیه حتی زمانی که داستان رو به اتمامه، در تمام لحظههای داستان لذت قبول کردن واقعی بودن داستان رو از خودتون نگیرید موفق و پیروز باشید
عالی بود پر از نکات آموزنده بود که تخیلی بودنش اونو جذاب میکنه و یکی از نکاتی که داشت همینه که هر چیزی تو دنیا برای هدفی خاص بوجود اومده که اگه درست ازش استفاده نکنیم به ضرر خودمون تموم میشه
داستان واقعا عالی بود. ولی جا داشت که ادامه هم داشته باشه خیلی یهویی تموم شد وخیلی از سوالای توی ذهن خواننده جواب داده نشده مثل علت ادمخوار بودن مبلها یا چگونگی وجود اونهمه شئ در زیرزمین و.....
با خستگی تمام این کتاب رو خوندم ولی جذابیتش منو تا انتها کشوند، کتاب با ایهام خییییییلی زیبایی نوشته شده. یقینا جز نوشتههایی هست ک تا آخر عمر گهگاهی فکرش ب سرم میزنه و منو ب اندیشه وا میداره.
به نظر من وقتی نویسنده قصد داشته که یک داستان بسیار تخیلی بنویسه باید داستانش رو به عنوان تخیلی و سورئال مطرح میکرد نه اینکه در اول قصه با قید واقعی بودن داستان به شعور خواننده توهین کنه
طمع و از انسان رو به ورطه نابودی میکشونه، اینکه اگه بتونی با نفس اماره بجنگی وخودتو نجات بدی، اما یه جایی به بعد دیگه خیلی دیر میشه وتا به خودت بیای وبجنبی همه چیز تمام میشه ودیگه فرصت نیست
این کتاب، خیلی قشنگ اینا رو بیان کرده