من فقط چند صفحه اولشا خوندم طرف فلجه جطور میتونه خودش تنهایی بره حمام بعدشم یک فلج چطور میتونه ظرف بشوره اونم تویه خونه ایی که سینگ ظرف شوییش برای یک آدم سالم طراحی شده واقعا چرت بود خیلی در سطح ابتدایی بود. پسره نه به اون نماز خوندنش نه به تنها بودنش تویه ساختمون با یک دختر تنها مجرد بیحجاب پولدار.
واقعا چرند و مزخرف بود حالم بهم خورد سرتاسر عقده بود عقده ماشین مدل بالا عقده خودنمایی پیش نامحرم اه اه
داستان بسیار زیبایی بود ان قدر قشنگ نوشته شده بود که خودم رو کنار انها حس کردم و کلی برای مرگ فرهاد گریه کردم البته بهتر بود نویسنده خیلی از مسائل رو که با فرهنگ و عرف ما جور نیست رو رعایت میکردند برای مثال رفتن یک دختر مجرد کنار یک پسر مجرد یا رفتن فرزاد شبها کنار پریا به نظرم برای آدم هایی با این شعور اجتماعی این کارها بعید بود
واقعا چرند و مزخرف بود حالم بهم خورد سرتاسر عقده بود عقده ماشین مدل بالا عقده خودنمایی پیش نامحرم اه اه