سلام. کتاب کوری اثر جاویدان ژوزه ساراماگو است که در سال ۱۹۹۸دریافت جایزه نوبل شد.
عنوان اصلی این کتاب Blindnessشناخته شده است و جلد بعدی این کتاب به نام بینایی باعنوان اصلی Ensaio sobre a Lucidez شناخته شده است.
کوری، نمادی در این داستان است، که تاریکی پلیدی رانمایش میدهد. همسر دکتر که نقش رهبردلسوزی را برای گروه خود و هم برای همه ایفا میکند و راهنمایی گروه خود را برعهده دارد، سعی داردانها را به روشنایی برساند.
این رمان بی نظیررا میتوان از چنیدین دیدگاه سیاسی، اجتماعی، فلسفی... بررسی کرد،
این کتاب پر از دردها ورنجهایی هست، که نابینایان متحمل میشوند، از چشم پزشک بگیر تا پسر بچه همه در این بیماری واگیر دار درگیر میشوند و چه هرج ومرجهایی که برایشان پیش میاید، در تمامی این زمانها کسی انها هدایت میکند که همان همسر پزشک است.
رمانی پر از حسهای مختلف
درد، ترس، رنج...
پیشنهاد میکنم برای کسانی که با حوصله اند، بخوانند چون کمی سخت فهم است، باید رمز و رازش را پیدا کنید ولی کاملا میشودنقشهای داستان مخصوصا پزشک تصور کرد.
فیلم ساخته شده براساس این کتاب، در سال۲٠٠۸در جشنواره کن، با کارگردان برزیلی فرنادو مریلس با همکاری کشورهای (ژاپن، کانادا برزیل) با زبان (انگلسی، ژاپنی) اکران شد
کتاب فوق العاده زیباییه به همه یشنهاد میکنم حتما بخونید کتاب بعدیش هم به اسم بینایی اثر همین نویسنده را حتما مطالعه کنید زیرا اتفاقات بعد از بینایی در همون شهر رو بیان میکنه. داستان زندگی مردمی که در یک شهر زندگی میکنند و ناگهان بیماری واگیردار کوری به مردم سرایت میکنه بعد از قرنطینه شدن تعدادی از مردم کم کم همه شهر کور میشوند بجز یک زن و بعدش هم بعد از اتفاقات ناگواری که برای این مردم رخ میدهد بینایی خود را بدست میارند اونهایی که زنده میمونن. توصیفش خیلی طولانیه اگه بخام کلشو قشنگ توصیف کنم ولی پیشنهاد میکنم حتما بخونید. اول کوری بعد بینایی جفتش هم نویسندش ساراماگوی هستش
این کتاب برخلاف اکثر و یا همهی کتابهای دیگه بدون دادن حتی یک ایده درباره اینکه داستان توسط چه کسایی کجا و در چه زمانی و.. اتفاق میوفته بازهم به طرز باورنکردنیای باعث ایجاد ارتباط مخاطب میشه. مفهوم عمیقی داره ولی درعین حال روان و دوست داشتنیه و مخاطب درحالی که حتی یک اسم از شخصیتها و خیلی چیزهای دیگه نمیدونه به راحتی میتونه همه چیزو مثل یک فیلم تصور کنه. به کلام ساده وقتی شروع به خوندنش میکنی نمیتونی ازش دست بکشی. بنظرم بینظیره و به شدت پیشنهادش میکنم
نویسنده با ریزبینی و با مهارت لایه به لایه ی ذات آدمها رو باز میکنه و جلوی چشممون میذاره. خواننده باید کمی حوصله کنه تا برسه به اصل موضوع. چون ممکنه صفحات نخست کتاب کسل کننده به چشم بیاد. ولی بعید میدونم بعدش بشه کتابو کنار گذاشت. هر چند رخداد کتاب خیالیه ولی میتونم با قطعیت بگم که اگه اتفاقی مشابه این رخ بده نتایجی مشابه رو شاهد خواهیم بود. در واقع با خوندن این کتاب میشه فهمید که شرایط اجتماعی تا چه اندازه ی بسیاری در رفتار آدما نقش دارن.
واقعا کتاب خوبی بود. کوری یه کتابیه که از خیلی چیزهای عینی شروع کرده که به ما بگه چقد بعضی از اتفاقات میتونه مارو راحت تبدیل کنه به یه موجود پست که نمیشه اسمشو انسان گذاشت. ممنون میشم اگه رمانهایی که جنبهی سیاسی یا فلسفی دارند رو بیشتر بذارید مثلا کتاب محفل عوضیها که واقعا کتابه خوبیه
عالی بود انقدر با داستان خو میگیری که فکرمیکنی اون شهر وهمهی شخصیت هارو میبینی، من بعداز خوندنش انقدر کنجکاو شدم که سرچ کردم ببینم فیلمی ازش ساخته نشده، و خوشبختانه شده، وقتی فیلم رو میدیدم انگار که قبلا دیده بودم همه چی حتی قیافهی شخصیتها برام اشنا بود.
کتاب خیلی جالبی بود. اما اگر به عمقش برید بدون هیچ اسم و ملیتی داره راجب نا آگاهی و زجر کشیدن انسانهای آگاه میگه. اینکه نا آگاهی مثل کوریه که شما رو تبدیل به هر چیزی میکنه و انسانی که آگاهه درد میکشه از اینکه نمیتونه خیلی واقعیتها رو به زبون بیاره چون نا آگاهی حاکمه و نمیتونی بروزش بدی چون ازت سو استفاده میکنن و توی هر قشری این موضوع هست
همون اول که شروع میکنی کتابو بخونی... احساس میکنی وارد یه فضای سرد غم انگیز شدی... احساس میکنی تو داستان گم شدی... خیلی جالبه... همه صحنه هارو میتونی واقعا تصور کنی... مفهوم این کتاب در مورد مردمی است که میبینند اما خود را به کوری میزنند یا به عبارتی کوری سفید... و فقط یک زن هست که از این اتفاق جان سالم به در برده و همه را نجات میدهد...
کتاب خوبی بود واسه کسی درک کنه ولی قبلش به این درک از زندگی نرسیده باشه واسه من موضوعی که میخواست برسونه تکراری بود
کوری ما ادمها و اینکه چقدر تعداد ادمهایی که بینا هستند کم هستند متاسفانه. به سو استفاده شدن از زنها اشاره خیلی خوبی داشت و همچنین قسمتی که با چشمهای بسته شده در کلیسا اشاره شد و داستان دین ودر اخر هم داستان جامعه ماست....
این کتاب نشون میده که وقتی یه فاجعه مثل کوری همه گیر میشه چه اتفاقاتی ممکنه رخ بده و انسان چه کارهایی ممکنه ازش سر بزنه.... به نظر من هر انسان رئالیستی میتونه این وقایع رو پیش بینی کنه و اتفاقات درون کتاب کاملا بدیهی هستند و چیز زیادی واسه یادگرفتن نداره. ولی این نکتهی خوب رو داره که تا آخر شما رو وادار به خوندن میکنه.
یکی از قشنگترین و جذابترین کتابهایی بود که از نظر معنایی در سطح اجتماعی خوندم اگر به چشم به رمان خونده بشه میتونه آزار دهنده و حوصله سربر باشه ولی اگر بار معناییشو از همون اول کتاب که به این نکته اشاره داره که هر فرد کور نماد بی تفکری و عدم استقلال فکری در هر شخصیت در جامعه دنبال کنید خیلی جذابیت داره براتون
کتاب کوری داستان شهری هست که همه کور میشوند یادم به شروع دوران کرونا افتاد ولی کور شدن بسیار مشکلات زیادی ایجاد کرد که تا حالا بهش فکر نکرده بودم قدر چشمها و بینایی بیشتر از همیشه میدانم و این کتاب ثابت کرد که چقدر جان عزیز هست و برای یک لحظه بیشتر زنده ماندن در بدترین شرایط انسان میجنگه و تلاش میکنه.
کتاب بسیار خوبی بود، دید جدیدی از زندگی انسان و محدودیتهایی که فرد در مواجهه با شرایط مختلف داره رو به صورت فوق العادهای به تصویر میکشه. من اصلا علاقهای به خواندن رمان ندارم ولیکن این کتاب من رو کاملا جذب کرد. چون صرفا یک رمان نیست و عمق داره. پیشنهاد میکنم دوستان مطالعه بفرمایند.
کتاب کوری کتابی فوق العاده تفکر بر انگیزه. اینکه شما فقط با از دست دادن یکی از حسهایی که خداوند بهتون عطا کرده چقدر دچار فلاکت و بد بختی میشین. کتابی بود که هر صفحهاش که تموم میشد هزاران بار شکرگزاری پروردگار رو میکردم. کافیه خدا فقط یکی از نعمتها رو از همه بگیره
خیلی کتاب قوی هستش از نظر تصویر سازی عالیه همه چی جوری تعریف شده که وقتی میخونیدش ناخداگاه احساس میکنید تو اون شرایط هستید. کتاب جذابی تا وسطهای کتاب که پیش برید شاید هزارتا سوال براتون پیش بیاد راجب ادامه داستان اما من اصلا نحوه تموم شدنش رو دوست نداشتم.
توصیف نویسنده از وضعیت زندگیِ شخصیتهای داستان، دقیقا شرایط زندگی در جامعهای هست ک افرادش توانایی دیدن زیباییهای اخلاقی رو ندارن و در دیدنش کور هستن.
شرایط، در جامعهای ک افراد، رفتار کورکورانه دارن همونقدر متعفنه ک در داستان بود.
کتاب خوبیه.
توصیه میشه.
کتاب فوق العادهای بود مخصوصا محتوای داستان به نظرم عالی بود آدمهایی که چشم دارند ولی نمیخوان حقایقو ببینن. علاوه بر اون یه تیکههای باحایم تو رمال بود که خب طبق معمول قسمتیشو سانسور کرده بودن. به نظرم کسی که ادعای کتاب خونی داره باید این کتابو بخونه حتما.
سلام وقت بخیر
بنده این کتاب خواندم بسیار بسیار قشنگ زیبا بود و آموزنده و مخصوصا الهام دهنده برای کسایی ک نویسنده هستند و میخواهند داستانی رو استارت بزنن این کتاب بهترین گزینه است برای شروع
ب عباراتی هم داستانی رو تموم کردن هم کتابی (خودشون) رو تموم میکنند
خیلی عالیه بعد از خوندنش ارامش میگیری و اینک تو زندگی هرمسئله ایی پیش میاد به یاد این کتاب میوفتم و متوجه میشم ک هیچ چیزی به اندازع دو چشم برام مهم نیست. و البته این کتاب کوری، کوری جامعه رو بیان میکنه کور کورانه خیلی از لذت هارو از دست میدیم با حرص و طمع. ممنون از نویسنده
من نسخه چاپی این کتاب رو خوندم. یه جاهایی انقدر حالم بد میشد که کتاب رو میبستم تا برای مدتی خودمو کنترل کنم. این کتاب آشکارا نشون میده که ما موجودات خاکی که نام انسان رو بهمون لقب دادن چقدر راحت میتونیم مثل یه حیوان پس فطرت با همنوعانمون رفتار کنیم.
واقعاً کتاب خوبی بود. مخصوصاً توی این زمان که کرونا شیوع پیدا کرده واقعاً خدا رو شکر میکنم و با دلگرمی توی قرنطینه میمونم. بینایی واقعاً نعمتی ست. ولی در کل پیام داستان اینه که ما با این که چشم داریم و میبینیم ولی کوریم در اصل و جهان رو درست نمیبینیم.
این کتاب عالیه سبک خاصی ک نویسنده تو این کتاب استفاده کرده کنار موضوع جذاب خود کتاب خوندنش رو خیلی لذت بخش میکنه از همون اول باهاش خو میگیرید و میرید تو عمق داستان... تصویری از دنیای واقعی ک توشیم و کمتر بهش توجه میکنیم خیلی خوب تو این کتاب میشه دید
عالی عالی عالی.... درسته درنظراول ممکنه شرح داستانی ساده باشه ولی عمیقا دارای معانی زیادی هست من با خوندن این کتاب جواب بسیاری از سوالاتی که درذهنم بودرا گرفتم بنظرم این داستان برگرفته از جهان بینی کامل وجامع نویسنده هست به روایت عامیانه
جالبه که بدونم ١٠ سال دیگه اگه این کتابو بخونم همین برداشتیو که الان ازش داشتمو میکنم یا نه خیلی عمیق تر خواهد بود. حس میکنم ذرهای از هدف نویسندرو تونستم درک کنم ولی در کل عالی بود
کتاب کوری و بینایی دنباله هم هستن. اول باید کوری رو بخونید بعدش بینایی. کتاب خوبی بود و در عین حال غم انگیز، اگر از اون دسته افرادی هستین که کتابای انگیزشی و مثبت اندیشی یا به اصطلاح زرد میخونید، به هیچ وجه سراغ این کتاب نیاید چون حالتونو بد میکنه.
کوری کتابی که سراسر تاریکی و تلخی و کثیفی رو به خواننده القا میکنه. هیچ کورسوی امیدی نیست انگار. ولی خواننده در کنار نقش آفرینان کتاب قرار میگیره و چه خوب که تا انتها پیش میره. فقط میشه گفت خدایا شکرت که این کتاب رو خوندم
رمان کوری بهترین اثر آقای سارامگو هست به نظر من و تمام دنبال کنندگان این کتاب سطح فوق العادهای داره در این کتاب سعی شده که کوری افکار و ذهن ما انسانها رو نشون بده. میتونه در شما تاثیر گذار باشه؛ حتما بخرید
این رمان رو واقعا دوست داشتم. به مخاطب میفهماند که انسان هرچند متمدن و پر ادعا باشد، وقتی در رفع نیازهای اولیهاش درمانده باشد، میتواند بسیار درنده تر از یک حیوان و بدوی رفتار کند.
کتابی که آدم دوست داره تموم نشه و ادامه داشته باشه... واقعیت جامعه رو به تصویر میکشه... همه ما آدمها به یک نوع کوری مزمن دچار هستیم درسته که میبینیم ولی چشمامون رو به واقعیتهای اطراف میبندیم و عین یه کور از کنارشون رد میشیم
کتاب فوق العادهای بود. چند صفحه اول رو که خوندم دلم نیومد تا اخرش رو نخونم. بعد از خوندن این کتاب آدم متوجه میشه چقدر ناشکریم و چقدر روی خیلی چیزها چشم هامون رو به راحتی بسته ایم. به شدت پیشنهاد میکنم 👍
هر چی بگم کم گفتم، محشره، چنان فضا سازی داره که بعضی قسمتهای مربوط به بعد از کوری که جوی کثیف و تهوع آور داره واقعا حالم رو بد میکرد، رمانی با درون مایه فلسفی هست و نوعی سرگشتگی رو نشون میده
با خوندن این کتاب چنان دیدم به زندگی عوض شد که اون وابستگی به دنیا و درگیر شدن بیش از حد برای کار از بین رفتن ته و دور بودن از لذتهای زندگیم رو با چشمام دیدم و تصمیم گرفتم از زندگیم لذت ببرم در کنار تلاش برای پیشرفتهام
خیلی کتاب رو اعصابی بود اولش خوب بود ولی کم کم حوصله سربر و اعصاب خرد کن شد
اینکه داستان یه عدهای رو بخونی که نابینا هستن و تو کثافت زندگی میکنن خیلی چندش بود اصلا پیشنهاد نمیکنم من نصفه ولش کردم ارزش نداشت وقت بزارم
کتاب خیلی خوب نوشته شده بود و داستان سرایی عالی و واقع گرایی داشت با اینکه زاده تخیل بود. نویسنده خیلی خوب مارو با داستان همراه کرد و خوشبختانه رمان تک شخصیتی نبود. در کل ارزش خوندن و دادن هزینه داشت.
کتاب جالبیه به خصوص اوایلش خیلی تحت تاثیر قرارمیگیره میشه گف از یه جهت شکرگزلری میکنی بخاطر سالم بودن و همینطور یه جامعه ایی که همشون کورشدن و کوری مثل بیماری مسری همه رو دربرگرفته رو به تصویر میکشه
سلام دوستان
من این کتاب رو خیلی خیلی دوست داشتم
دیگه از وقتی کوری رو خوندم هیچ کتابی برام جالب نیست، اگر میشه پیشنهاد بدید چه کتابی بخونم که در این حد جذاب باشه
ممنون از همه...
کوری روایت انسانها در موقعیتهای مختلف هست اینکه در شرایط عادی همه پشت نقاب شخصیتی هستن و با تغییر شرایط، نقاب ساختگی میفته و شخصیت واقعی پدیدار میشه. پیشنهاد میکنم بخوانید.
این کتابو بشدت توصیه میکنم. هرچند خیلی با جزئیات عمق کثافتی که انسانها حاضرن برای زنده موندن تحمل کنن رو نشون میده، اما درسهایی که به صورت نمادین تو این کتاب برای خواننده هست واقعا فوق العاده است.
راستش در حد همون بد نیست بود کتاب، یکم قابل پیش بینی بود و این هیجانش رو کم میکرد، از نظر داستانی هم آخرش چنگی به دل نزد، شاید خیلی استعاره گونه اگه فرض کنیم بشه نمره بیشتری داد ولی سلیقه من نبود
خیلی کتاب جالبی بود. من رو یاد دوران کرونا انداخت اما خیلی وحشتناکتر و ترسناک تر بود. اینکه ادما تو شرایطی یه سری کارهایی انجام میدن که باورش برای خودشونم سخته. در کل خیلی خوب بود😍
رمان بسیار گیراییه من در همان اول شروع به همزاد پنداری کردم با تمام شخصیتها که این هنر نویسنده اس اما واقعا لیاقت بردن جایزه نوبل ادبیات را داشته؟ در صورتی که با یک شاهکار ادبی فاصله زیادی داره
روایت مردمی است که با وجود اینکه بدترین بلا سرشان آمده باز هم متنبه نشدهاند و باز هم دنبال بهره کشی از گرده همنوعان خود هستند. این کتاب بیش از پیش به من نشان داد که به نوع بشر امیدی نیست.
بی نظیر و خیلی تیلی جذاب به خصوص الان که ما درگیر قرنطینه خانگی و این مشکلات هستیم برامون خیلی تداعی کننده است. به شدت سرگرم کننده که باعث میشه به خیلی چیزا حور دیگهای نگاه کنیم
این کتاب بمن انگیزه امید و جنگیدن و ادامه حیات داد، یک زن چقدر میتواند بتنهایی قوی، باهوش و خستگی ناپذیر به وظیفه انسانی خود عمل کرد امیدوارم کوری قلب و شعور نداشته باشیم
کتاب بسیار پر محتوایی میباشد و آگه کتاب طاعون رو هم خونده باشید حس یکسانی از خوندن هر دو دو به شما میدهد. فقط بسیاری از صفحاتی کتاب سانسور شده است که بسیار جای تعجب دارد.
عنوان اصلی این کتاب Blindnessشناخته شده است و جلد بعدی این کتاب به نام بینایی باعنوان اصلی Ensaio sobre a Lucidez شناخته شده است.
کوری، نمادی در این داستان است، که تاریکی پلیدی رانمایش میدهد. همسر دکتر که نقش رهبردلسوزی را برای گروه خود و هم برای همه ایفا میکند و راهنمایی گروه خود را برعهده دارد، سعی داردانها را به روشنایی برساند.
این رمان بی نظیررا میتوان از چنیدین دیدگاه سیاسی، اجتماعی، فلسفی... بررسی کرد،
این کتاب پر از دردها ورنجهایی هست، که نابینایان متحمل میشوند، از چشم پزشک بگیر تا پسر بچه همه در این بیماری واگیر دار درگیر میشوند و چه هرج ومرجهایی که برایشان پیش میاید، در تمامی این زمانها کسی انها هدایت میکند که همان همسر پزشک است.
رمانی پر از حسهای مختلف
درد، ترس، رنج...
پیشنهاد میکنم برای کسانی که با حوصله اند، بخوانند چون کمی سخت فهم است، باید رمز و رازش را پیدا کنید ولی کاملا میشودنقشهای داستان مخصوصا پزشک تصور کرد.
فیلم ساخته شده براساس این کتاب، در سال۲٠٠۸در جشنواره کن، با کارگردان برزیلی فرنادو مریلس با همکاری کشورهای (ژاپن، کانادا برزیل) با زبان (انگلسی، ژاپنی) اکران شد