جیاکومو لئوپاردی شاعر و فیلسوف، در کتاب گفت و گوی مد و مرگ ما را به تماشای گفتوگویی طنزآمیز و ناآرام درباره قدرت عجیب و ناشناختۀ مُد میبرد و همچنین گفتوگوهایی بین هرکول و اطلس، طبیعت و مرد ایرلندی و زمینی و ماه را به تصویر میکشد و مقالهای دیگر را به تحسین پرندگان اختصاص میدهد.
سخن از فلسفه که به میان میآید ذهن آدمی ناخوداگاه درگیر پیچیدگی آن میشود اما فلسفهی جیاکومو لئوپاردی در گفت و گوی مد و مرگ (Dialoguo Between Fashion And Daet)، شیرین و ساده است. این اثر در اصل به زبان ایتالیایی بوده و در سال 1857 به دست چارلز ادواردز به انگلیسی برگردانده شده است.
با وجود گذر نزدیک به دو قرن از نگارش آن، یازده داستان کتاب گفت و گوی مد و مرگ هنوز ملموس و تازهاند، چرا که در مورد موضوعاتی نوشته شدهاند که از دیرباز دغدغهی ذهن بشر بوده و هستند و بیآنکه سعی در اثبات چیزی داشته باشند، دیدگاه ما را نسبت به خویش و دیگران تغییر میدهند. گفتگوهایی که حاکی از نگرش خاص جیاکومو لئوپاردی (Giacomo Leopardi) در عمر کوتاه سی و هشت سالهی او به دنیا و پدیدههای آن است.
در تمام طول تاریخ بعضی از کتابها جهان را تغییر دادند و شیوه نگاه ما به خودمان و دیگران را دگرگون کردند. آنها به مباحث، اختلافات عقاید، جنگها و انقلابها الهام بخشیدهاند. آنها زندگیهای بسیاری را ساختهاند و یا تباه کردهاند. حالا نشر روزگار نو برای شما کارهای متفکران بزرگ، پیشگامان، اصلاح طلبان و طالع بینان را فراهم آورده است. ایدههایی که مدنیت را تکان داد و به ما کمک کرد تا آن چه که اکنون هستیم باشیم. (ایده های بزرگ)
در بخشی از گفت و گوی مد و مرگ میخوانیم:
مد: خانمِ مرگ، خانمِ مرگ.
مرگ: صبرکن، به وقتش بدون اینکه صدام کنی، میام سراغت.
مد: خانمِ مرگ.
مرگ: برو به جهنم. وقتی میام که منو نخوای.
مد: مثلاً من فناناپذیرم.
مرگ: فناناپذیر؟ (هزارسال از دوره فناناپذیرا میگذره).
مد: اوه، درست مثل خانم اسپوز پترا رچ spose petra rech، شاعر ایتالیایی قرن شانزده یا نوزده.
بله


















