کتاب در خلوت غزل اثر رضا شیرزادی، شامل نمونههاى غزل، از بیش از صد شاعر دوره کهن و معاصر است و براى پژوهشگران ادب فارسى، میدانى گسترده براى تحقیقات ادبى بر روى این جلوهها و چهرههاى بارز غزل، در ادبیات ما است.
کتاب در خلوت غزل جاى خالى یک منبع مهم ادبى را براى پژوهش در عرصه غزل پر کرده است و مىتواند مرجع معتبر و قابل اعتمادى براى بررسى غزلِ فارسى، شناخت سرچشمههاى آن و درک تحول آن طى تاریخ به شمار آید. غزل، فخر ادب پارسى است و در سیر تاریخى خود به مهمترین نوع ادبى ایران تبدیل شده است. از این رو در عرصه پژوهشهاى ادبى، غزلپژوهى جایگاه ویژهاى را به خود اختصاص مىدهد.
در رهگذر ایام و در میان سخن سرایان و پارسى گویان، غالبا ادیب به کسى گفته مىشده که توانایى سرودن غزل داشته باشد. از این رو غزل، ملاک و معیارى براى سنجش توانایىِ اهل ادب به شمار مىآمده است. در دوره کنونى و بهرغم رواج قالبهاى نوینى همچون شعر نیمایى، شعر سپید و شعر آزاد، هنوز هم غزل بر تارک ادبیات معاصر نشسته و جایگاه شامخ و استوار خود را در میان انواع ادبى معاصر از دست نداده است.
آنچه در این مجموعه در خلوت غزل نوشتۀ رضا شیرزادی، از تاریخِ کمابیش هزارساله غزل گِرد آمده است، نمونه چشمگیرى از نمایش این سیر تاریخى و چگونگىِ تحول غزل در طول ایّام بوده است.
در این کتاب البته جاى سه غزلسراى بزرگ، تعمدآ خالى است: مولانا، سعدى و حافظ. چرا که بىگمان از میان غزلهاى آنان، برگزیدن چند غزل، دشوار و چه بسا ناممکن مىنموده است.
بىتردید چه براى اهل ادب و یا اهل موسیقى و چه براى زبانشناسان و همچنین پژوهندگان تاریخ و فرهنگ ایران زمین، کتاب در خلوت غزل دروازهاى خواهد بود براى تحقیق و تعمق در احوال سخن سرایان این سرزمین و سرآغازى مىتواند باشد بر پویه پژوهشى آنان که مىخواهند در غزل فارسى تدقیق و تدبّر بیشترى به عمل آورند.
در بخشی از خلوت غزل میخوانیم:
معشوق به سامان شد، تا باد چنین باد
کفرش همه ایمان شد، تا باد چنین باد
زان لب که همى زهر فشاندى به تکبر
اکنون شکر افشان شد، تا باد چنین باد
آن غمزه که بد بودى، با مدعى سست
امروز تبر زان شد، تا باد چنین باد
بله

















