یعقوب قمری شریف آبادی در کتاب زن طائر فردوس یا ساحر دوزخ، درصدد اثبات این مهم است که چنانچه وجود زن، این موجودناشناخته و زیباترین جلوۀ هستی، در پناه حفظ و صیانت عارفانۀ مرد قرار گیرد و در حریم امن معنوی او از نسیم مسرتبخش مهر و محبت بهرهمند شود، چون حوریهای بهشتی سیرت منوّر باطنی یافته، حسن دلانگیزش بسان طائر فردوس، فرشتۀ نجات مرد از دوزخ مشتهیات ملکی به جنت لقا در فردوس برین میگردد.
نگارنده با استناد به آیات و روایات، به ویژه سورههای مریم و کوثر، در صدد بیان این مهم است که حقیقت وجود زن، نور مقدس رحیمی است که به سبب ظلمت قابیلیان تاریخ، به تیرگی گراییده و چنانچه در پرتو حفظ و صیانت انسان کاملی بسان زکریای نبی (ع) و علی مرتضی (ع) قرارگیرد، همانند مریم عذرا (س) و فاطمه زهرا (س) به طهارت و نورانیت ازلی خویش نائل میشود و به عنوان اسوه «طائران فردوس» نجات بخش راغبانش از دوزخ مشتهیات ملکی به سوی فروس قربین میگردد. اما چنانچه زن از صیانت و مراقبت انسان کامل محروم شود، از جمال و سیرت بهشتی و نورانیت ازلی خود مهجور گشته، همچون «ام جمیل» به عنوان نماد «ساحران دوزخ» هبوط دهنده دلباختگان خویش به سوی «غسلین» متعفن دوزخی میگردد.
در بخشی از زن طائر فردوس یا ساحر دوزخ میخوانیم:
در معراج چون به مقام قاب قوسین رسیدم، اوّل سخنی که حقتعالی به من گفت، این بود که ای محمد به پایین بنگر! من نظر کردم، دیدم همۀ حجابها برداشته شد. علی را دیدم که سربرداشته بود و به من مینگریست. چون از آسمان به زیر آمدم، در صدد شدم تاقصۀ معراج و آنچه را که دیده و شنیده بودم با علی بگویم، [اما] علی بر من سبقت گرفت و از همۀ آنچه که دیده و شنیده بودم، مرا خبر داد.
بله














