من این کتاب و از روی خلاصهاش تویی مجله شناختم به قول دوستان شاید من دیوونه باشم که دنبال همچین موضوعی میگردم اما با اینکه من سالها بعد از جنگ به دنیا اومدم از ب جایی به بعد عاشق ادبیات جنگ شدم در حدی که رمانهای معمولی راضیم نمیکرد هنوز تا ته داستان و نخوندم اما بهتون تبریک میگم که موضوعی قدیمی ولی خاص ر و ا نتخاب کردید موضوعات تکراری نمیشن ممنون بخاطر این تجربهی جدید موفق باشید.
مثل فیلمای هندی بود پر از اتفاقایی که لازم نیست هیچ کدومش با عقل جور دربیاد! از همه عجیب تر این رفت و آمدهای راحت و مثل آب خوردن بین ایران و عراق بود اونم برای کسی که محکوم سیاسی بوده تو عراق و تو اون اوضاع خفقان بعد از جنگ زمان صدام! سمینار چشم پزشکی تو بغداد بعد از جنگ که ایرانیا هم خیلی عادی تو اون شرکت کنن که دیگه نوبر بود! با این حال اعتراف میکنم که داستان کشش داشت و آدم دنبالش میکرد
خیلی زیبا بود واقعا لذت بردم کمتر رمانی این چنین میشه پیداکرد به نویسنده کتاب تبریک میگم و همین طور از کتابراه تشکر میکنم خوندن این کتاب برام لذت بخش بود به خصوص که به تاثیر اعتقادات مذهبی و معنویت خیلی خوب تو زندگی اشاره کرده بود و به نمایش گذاشته بود واقعا ممنونم
کاش نویسنده رمان یکمی از داستانهای واقعی جنگ رو خونده بود تا میفهمید که سرباز ایرانی با اسیر جنگی چجوری برخورد میکرد هرکسی داستان رو بخونه از رزمندههای خودمون بیزار واز اون عراقیه که اینجا نماد مردانگی هست خوشش میاد که در واقعیت کاملا برعکس هست
یکی از، قشگترین موضوعات تو رمانهایی که خوندم، که به مسلمون بودن و اعتقادات هم توجه کرده و ایمان و اعتقاد رو بهترین راه برای رسیدن به آرامش و عشق واقعی عنوان گرده بود. تبریک میگم به نویسنده عااالی بود
با تشکر از نویسنده محترم از خواندن این داستان خیلی لذت بردم مخصوصا وقتی رفت کربلا دل منو با خودش برد بین الحرمین. واقعا اشکم در آورد خیلی سپاسگزارم از نوشتن این قصه امیدوارم بار از این سبک داستان بنویسید زنده باشین بانوی گرامی
من زیاد کتابهای زمان جنگ رو نخوندم شاید علتش این بوده که اصلا دلم نمی خواسته حتی یاد اون روزها برام زنده بشه. اما از این کتاب خوشم اومد هر چند اشکالاتی داشت ولی همین که به خوندن داستان ترغیب میشدی یعنی نویسنده کارشو خوب انجام داده
با سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده این اثر
قبل از هر چیز تشکر میکنم بابت قلم شیوا و روانتان که باعث شد تک تک اتفاقات داستان را لمس کنم وبعد هم به حسن انتخاب سوژه شما هر چند واقعی تبریک میگویم.
با آرزوی موفقیتهای روز افزون شما
سلام نویسنده عزیز خیلی عالی و رمانتیک بود خداقوت موفق باشید
موضوع جالب و نویی بود برایم تازگسی داشت هرچند خودم یه دختر جنگزده هستم و خواهر دوشهید از آبادان ولی این موضوع خیلی جدید بود ایا واقعا یه همچین چیزی بوده؟ ؟؟؟
من دیروز هم نظر گذاشتم ولی بر خودم واجب دیدم که الان که تمومش کردم هم نظرمو بنویسم همه چی عالی موفق باشید ولی از بعد از خواستگاری تو لواسان همه چیز ریتم تند گرفت که این برای داستانی با این کیفیت خوب نیست امید به بهترینها برای شما
سلام، من این کتاب رو خیلی دوس داشتم اولش هم دو دل بودم که بخونم ولی وقتی شروع کردم با این که تا حدودی دور از واقعیت بود ولی ماجراش جالب بود و دوس داشتم بدونم آخرش چی میشه و خوشحالم که خوندمش باتشکر از نویسنده و کتابراه
نثر کتاب روان و بروز نبود ولی داستان جذابی داشت اگرچه که کاملا قابل حدس بود اما پردازش فراز و فرودهای آن به خوبی انجام شده بود و همین باعث میشه تا اون رو تمامش نکنی رهایش نکنی.
باسلام و خسته نباشید کتاب مطالعه کردم نمیدونم من اشتباه کردم یا اینکه واقعا صفحات تکراری بودن و اینکه از واقعیت به دور بود درکل بد نبود خیلی جذابیت نداشت