"کافکا و عکاسی" نوشته کارولین داتلینگر از اعضای گروه کافکا پژوهی دانشگاه آکسفورد و پایاننامه دکترای وی در رشته ادبیات آلمانی در دانشگاه کمبریج است.
کتاب «کافکا و عکاسی» میخواهد نشان دهد که کافکا در طول زندگیاش، عکاسی را بهعنوان رسانهیی جذاب و ذاتا مشکلساز به شمار میآورده، رویکردی که به نوشتههای شخصی و همچنین داستانیاش نیز تسری پیدا کرده است. او در سراسر عمر خود مجذوب عکاسی بود؛ اولین تعامل ادبی او با این رسانه به سالهای مدرسه برمیگردد و تا مدت کوتاهی قبل از مرگ، به نوشتن درباره عکاسی ادامه داد.
عکاسی و عکسها از شاخصههای مهم در سه رمان و چند اثر کوتاه ادبی مشهور او است و همچنین زمینهای ثابت در نامهها و یادداشتهای روزانهاش است. هرچند کافکا برای احراز نتایج سودمند یا خلاق، دوربین واقعی به کار نمیبندد، اما نوشتههای او، در سطوح مختلف، موقعیت عکاس را به خود میگیرد.
«در واقع چهره من این چنین برآشفته نیست، خیرگی رویاییِ چشمهایم از تأثیر فلاش دوربین عکاسی است.» اینها بخشی از نامه کافکا به فلیسه بائر است که نشان میدهد کافکایی که میشناسیم، فقط کافکای داستان نیست، که عکاسی نیز هست.
بله

















