یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود در یکی از محلههای خیلی قدیمی تهران به نام شاه عبدالعظیم، پسر خیلی خیلی باهوشی به نام خسرو زندگی میکرد که دوستان و آشنایان او را خُسی صدا میکردند. خُسی قصۀ ما پسر خیلی خوب و خوش قلبی بود و در یک خانوادۀ معمولی با خواهر و برادرهایش زندگی میکرد.
همانطور که گفتیم خُسی پسر خوب و مهربانی بود ولی یک عیب بزرگ داشت و آن هم این بود که عاشق فوتبال بود. لابد حتماً شما در دلتان میگویید که عاشق فوتبال و ورزش بودن که عیبی ندارد؟!
بله























