به خودتان بگویید «زندگی من ارزشمند و مهم است. تکتک دقایق و ساعتهای آن برایم ارزشمند است. میخواهم از این ساعتها بهدرستی استفاده کنم تا بتوانم به حداکثر نتیجه ممکن در زمانیکه در اختیار دارم دست پیدا کنم.»
توانایی شما برای مدیریت زمان جزو عوامل اصلی تعیینکننده موفقیت یا شکستتان است. زمان یکی از منابع ضروری و غیرقابلجایگزینی برای دستیابی به موفقیت است. زمان ارزشمندترین سرمایهای است که در اختیار دارید. زمان را نمیتوان پسانداز کرد و بازیافتنی هم نیست. تمام کارهایی که انجام میدهیم نیازمند زمان است. هر قدر بهتر بتوانیم از زمان استفاده کنیم، کارهای بیشتری را به انجام رسانده، به نتایج ارزشمندتری دست مییابیم.
شاید هر روز تنها دو ساعت با بازدهی بالا کار کنید، اما با استفاده از شیوهها و مطالب آموخته شده در این کتاب حتی میتوانید بهرهوری و کارایی خود را دو برابر کنید. شیوههایی که در این کتاب ارائه میشود بهطور موفقآمیزی توسط هزاران نفر در حوزههای مختلف استفاده شده است و برای شما هم موفقیتآمیز خواهد بود، البته به شرطی که این چهار عامل اصلی برای مدیریت زمان (که همه آنها در انگلیسی با حرف D آغاز میشود) را در اختیار داشته باشید.
چهار عامل اصلی در اثربخشی
نخستین عامل اشتیاق است. باید اشتیاق شدید و فراوان برای تحت کنترل درآوردن زمان خود و دستیابی به حداکثر اثربخشی داشته باشید.
عامل دوم تصمیم قاطع است. باید بهروشنی تصمیم بگیرید که میخواهید شیوههای اصولی مدیریت زمان را بهکار گیرید تا در نهایت مدیریت زمان به یک عادت برای شما تبدیل شود.
عامل سوم عزم راسخ است. شما باید برای ایستادگی در برابر وسوسهها، ارادهای قوی داشته باشید تا اینکه سرانجام بتوانید زمان خود را به شکل مؤثری مدیریت کنید. اشتیاق شما میتواند تقویتکننده این عزم راسخ باشد.
عامل چهارم و شرط اصلیِ موفقیت در زندگی، انضباط است. باید مدیریت زمان را به عادتی نهادینه در زندگی خود تبدیل کنید. انضباط مؤثر به معنای داشتن ارادهای برای وادارساختن خود به پرداخت هزینههای لازم برای موفقیت است. به کلامی دیگر، باید هر آنچه را برای موفقیت لازم میدانید در زمان مناسب به انجام رسانید، هر چند تمایلی به انجام آن نداشته باشید. این امر برای موفقیت ضروری است.
در این کتاب بیست و یک شیوه مهم برای مدیریت کارآمد زمان را خواهید آموخت. افراد با بازدهی بسیار بالا این شیوهها را یافته و آنها را در زندگی خود به کار بستهاند.
به یاد داشته باشید که مدیریت زمان در واقع مدیریت زندگی است. ارزشنهادن به زندگی و تکتک لحظات آن، گام نخست مدیریت زمان و بازدهی بیشتر فردی است.
بله
































شاید برای کسانی که اطلاعات مختلفی در مورد افزایش بهرهوری فردی دارند، قسمتهای مختلف کتاب این جمله را در ذهنشان پدید آورد که «این را که خودم هم میدانستم! نویسنده زحمت خاصی نکشیده» پدیدار شود اما تجمیع نکات و راهنماییهای مربوط به مدیریت زمان، به خودی خود ارزشمند است و میتواند عملکرد فردرا بهینه کند.
هرچه بیشتر بتوان تکات یادشده در کتاب را رعایت کرد، بهرهمندی بیشتری از زمان خواهیم داشت. البته مدیریت زمان به تنهایی کافی نیست و باید کتابهای بسیاری را مطالعه کرد و مشورتهای افراد مختلف را دریافت نمود.