در قصهای کودکانه، شخصیتهای اصلی دو هیولا بودند: یکی آبی و دیگری قرمز. با غروب خورشید یک هیولا میگوید: «شب آغاز شده است.» و دیگری در مخالفت با او میگوید «روز پایان یافته است». دو هیولا بر سر این موضوع چنان مجادله و کشمکش میکنند تا از نفس میافتند. منافع سهامدار و استراتژی دقیقا همین وضعیت را دارند و روایتهای مختلفی از یک واقعیتند. علاوه براین، هر یک به دیگری نیاز دارد تا اطمینان حاصل کند استراتژیها برای خلق ارزش اقتصادی ایجاد میشوند، نه نابودی ارزش.
منافع سهامدار در مدیریت از دهه 1990 به بعد و از جمله در هزاره جدید به موضوعی کاملا کلیدی تبدیل شده است. شرکتهایی مانند بانک بارکلیز، بی.پی آموکو ، کوکاکولا، دیاژو، آی.سی.تی و پرودنشیال منافع سهامدار را بهعنوان هدف اصلی شرکتهای خود در نظر گرفتهاند.
منافع سهامدار، مدیریت نقدینگی شرکت و کسب و کار را به منظور بهینه ساختن ریسک و بازده سهامداران بررسی میکند. منافع سهامدار، نیازمند مدیریت سیستم فعالیت های ایجاد ارزش درون کسب و کار است که همسو با چشم انداز کلی طراحی میشود.
منافع سهامداران به دنبال تمرکز مدیریت در تعقیب استراتژیهایی است که به بهینهسازی نقدینگی نزولی آینده کلیه کسبوکارها و در نتیجه شرکت میپردازد.
ما قصد داریم در این کتاب، توجه شما را به قدرت و پتانسیل موجود در منافع سهامدار جلب کنیم.
بله

















