زنبور عسل، حیوان بسیار پُرکاری است.
او هر روز با گل های فراوانی سر و کار دارد و باید سراغ آن ها برود تا شهد و گرده آن ها را جمع آوری کند تا بتواند عسل درست کند.
اول، به سراغ گل شقایق میرود. هر گل شقایق چهار گلبرگ دارد.
زنبورعسل: «سلام، گل شقایق، میشه یه خواهشی بکنم؟ اجازه میدی یه کم شهد بخورم، و یه کم هم گرده بردارم تا بتونم عسل درست کنم؟»
گل شقایق: «چرا که نه، البته که میتونی.»
زنبورعسل: «خیلی ممنونم. من در عوضش چه کاری میتونم برات بکنم؟»
بله

















