این کتاب شامل 12 داستان کوتاه است از موسی بیدج، مترجم، شاعر و پژوهشگر نامآشنا. در داستانهای این کتاب فضای فرهنگی و ارتباط انسانها با یکدیگر و جامعه بازتابانده شده است. او زبانی روشن و ساده دارد و بی هیج پیچیدگی در کلام و بدون حاشیهپردازی به موضوع داستان میرسد. داستانهای این کتاب هم کمدی و هم تراژدی، هم طنز و هم نقد اجتماعی را در خود دارند.
قسمتی از داستان بعد از هجرت (از متن کتاب):
خیابانها خلوت بودند. روح من بیرون آمده بود و فرصتی پیدا کرده بود کنار من بنشیند. مدتها بود گفته بود میخواهد با من حرف بزند. تنش شیشهای بود و هر کس نگاه میکرد نمیتوانست او را ببیند که روی صندلی نشسته است...
بله



















