تلویزیون به عنوان نهادی اجتماعی، معناساز و انسجامبخش و نخبگان به مثابه مرجع نهایی در عرصه فرهنگ و اندیشه و یکی از گروههای ذی نفوذ و بزعم صاحبنظران علوم ارتباطات، بازیگر اصلی اطلاعاتی معاصر در جامعه امروز مطرحاند. مدیریت عالی هر سازمانی برای اداره و تنظیم روابط سازمانی، به انسانهای هوشمند، خلاق و متخصص نیاز دارد، در نظام مدیریت رسانهای، به خصوص سازمان تلویزیون نیاز به حضور و نفوذ نخبگان به مراتب افزونتر است. اکنون بنظر میرسد شکاف بین نخبگان و رسانه ملی عمیقتر شده است و این مشکل به تعالی فرهنگ و اندیشه لطمه میزند. با عنایت به تأثیر نفوذ متقابل نخبگان و تلویزیون در جامعه، بررسی چگونگی ارتباط مدیریت تلویزیون و نخبگان به منظور ارتقاء فرهنگ عمومی، پیشگیری از نفوذ فرهنگ بیگانگان و خود باوری و نوآوری؛ مسأله اصلی این کتاب است.
این مطالعه در پی آن است تا نحوه استفاده از نخبگان را در تولید برنامههای تلویزیونی تبیین کند. آیا در تهیه و تدوین برنامههای تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران از آراء و افکار نخبگان به طور برنامهریزی شده استفاده میشود؟ آیا برنامه مدون و مشخصی برای حضور فکری و فیزیکی نخبگان به عنوان شخصیتهای صاحب رای و فضل در تلویزیون وجود دارد؟ آیا راهی برای تغییر محتوای برنامهها با هدف پرارزشتر کردن آنها متصور هست؟ و در صورتی که مدیریت تلویزیون بخواهد از نخبگان در خصوص برنامهسازی استفاده کند چه تحولات ساختاری و عملیاتی باید انجام شود؟ با توجه به سرعت تولید، نفوذ و گستره تلویزیون در ایران بررسی و ارائه الگویی جهت ارتباط مستمر نخبگان با مدیریت عالی تلویزیون به منظور اقناع مخاطب مفید فایده است.
آثار اجتماعی و روانشناختی رسانه تلویزیون بر ذهن و ضمیر مخاطب آنچنان وسیع و پردامنه است که حضور گسترده، عمیق و تأثیرگذار نخبگان را در همه عرصههای پژوهش، تولید و پخش برنامههای تلویزیونی میطلبد.
بله


















چه کسی پاسخگو هست؟
جوانیم رفت
غیرتم رفت
آبروم رفت
آرزوهام رفت