ضبط تفکرات موسیقی که همزمان در زمان جریان دارند، مشکلی است که در حوزه ای وسیع، موسیقیدانان را به چالش کشیده است. ابعاد وسیع و در عین حال ظریف مادۀ مورد بحث (صوت) باعث شد که «فرم شناسی» در موسیقی بیش از هنرهای دیگر با وسواس بررسی شود و در نتیجه گسترش یابد. به طوری که موسیقی کلاسیک، دنیای «فرم شناسی» خود را تجربه کرد.
«فرم شناسی» اروپا تأثیر بهسزایی در موسیقی «بینالمللی» داشته است، ولی طبیعی است که نمیتواند پاسخ همۀ مسائل «فرم شناسی» جهان را در بر داشته باشد. به نظر نگارنده از آنجا که شکل بندی موسیقی در «موسیقی کلاسیک» در گستره ای بسیار وسیع تحلیل شده است، مطالعۀ آن میتواند بسیار الهام بخش باشد.
در کتاب های «فرم شناسی»، فرم های گوناگون بر اساس ضوابط متفاوتی دسته بندی شده اند. آنچه در این کتاب مورد نظر نگارنده بوده، جنبۀ کاربردی فرم در آهن گسازی است، آن هم بر طبق نتیجه گیری هایی مبتنی بر بیش از چهل سال تدریس آهنگ سازی....
بله

















